موموکو

خط زن

موموکو

خط زن

باید نوشت ، ولو با قلم بی جوهر من

تفسیر آیه لتسکنوا الیها

لتسکنوا الیها

کیت زندگی مشترک ، آرامش است . شما باید با حفظ این کیت ، خازن ها و مقاومت ها و ... را بر روی آن بچسبانید تا یک مدار منطقی شکل بگیرد.

هر نوع تخریب آرامش در زندگی به بهانه ی لذت و یا شادی ممنوع است .

به عنوان مثال در دو گانه شادی – آرامش باید آرامش را انتخاب کرد. البت به این معنا نیست که همیشه این دو با هم مغایر هستند . خیر منظور جایی است که با هم تقابل داشته باشند وگرنه آرامش ، شادی آور است و شادی ، آرامش آور.

نکته دیگر این است که آرامش به معنی سکوت و یا عزلت نمی باشد، خیر. به معنای عدم ایجاد تنش در زندگی است. مخالف اضطراب است . مخالف حرکت های عجیب و غریب است .

اگر آرامش بهم بخورد اساسا لذت نیز از بین رفته است . این طور نیست که شما لذت را داشته باشید ولی آرامش را نداشته باشید. خیر ممکن نیست. زیر بنا آرامش است یعنی اگر آرامش نبود هیچ چیزی دیگری در زندگی شکل نمی گیرد. آرامش آن کیت کلی است که همه چیز روی آن سوار می شود و به عبارت دیگر همه چیز همان کیت است. در عین اینکه پایه تمام چیزهاست ، شامل تمام چیزها نیز می شود. به عبارت اخری، آرامش شامل لذت هست. شامل تفریح است . و .... شامل تمام چیزها هست. یعنی اگر تفریح و عبادت شما بی دلیل کم یا زیاد باشد، آرامش نیز به همان میزان تخریب شده است.

اینکه در اینترنیت هزاران کتاب و میلیون ها مطلب برای افزایش لذت روابط زناشویی نوشته شده است و به یکی از آشفتگی های جوانان ما تبدیل شده است، تماما از بین برنده آرامش است. آرامش هم که رفت لذت می رود. فقط می ماند تئاتر لذت. یعنی بازی کردن لذت بردن. 

نقد رضاخان

نکته اول: بزرگترین مشکل رضاخان ، توسعه ابتر ، ناقص ، غرب زده و کورکورانه بود .

                                      مصادیق: آوردن صنعت بدون انتقال تکنولوژی . به طوری که پس از خروج آلمان ها از ایران، صنایع تبدیل به آهن پاره شدند.

مصادیق: مشکل دیگر توسعه ناقص خراب کردن بسترهای سنتی بود به طوری که نه جامعه مدرن شد و نه سنتی ماند. خیلی از بسترهای اقتصادی روستایی به کلی نابود شد.

مصادیق: بروکراسی اداری ایران شکل گرفته شد، علی الخصوص با بحث نیروی کار بیش از حد نیاز.

بسیاری از مشکلات امروز جمهوری اسلامی، ریشه در آن دوران دارد.

نکته دوم: برخورد با دین . ممنوعیت عزاداری ها و کشف حجاب و .... .

نکته سوم: تمدید قراردادهای نکبت بار گذشته .

نکته چهارم: عدم استقلال ایران . عدم ایستادگی در مقابل متجاوز و ...

نکته پنجم: استکبار و زورگویی و مخالفت با دموکراسی و ایجاد جامعه خشونت زده .

نکته ششم: راه آهن به نفع مستکبرین.

نکته هفتم: تقابل سنت و مدرنیته.

نکته هشتم: باز کردن دست بهائیان و صهیونیست ها در ایران.

نکته نهم: ایجاد ولنگاری فرهنگی . نمونه: آزادسازی زنان بدون ایجاد بستر و ایجاد آزادی های خاص برای زنان به طوریکه مردان نیز آن آزادی ها را نداشتند.

نکته دهم: ریاکاری و فریب زنان. ارائه حق رای به زنان در صورتی که حتی در حوزه مردان نیز ، با توجه به اقوال تاریخی ، کاندیدها از قبل مشخص بودند.

نکته یازدهم: نزول جامعه مدنی ایران.

نکته دوازدهم: زمین خواری و دولتی سازی زمین های ایران

نکته سیزدهم: دولتی سازی اکثر امور

و ....

عاملیت رهبریت روحانیت

بعد ایدئولوژیک

1-    اولا امام جدایی دین را از سیاست ممکن نمی دانست.

نمونه :

«اسلام را به مردم معرفى کنید تا نسل جوان تصور نکند که آخوندها در گوشه‌ی نجف یا قم دارند احکام حیض و نفاس می‌خوانند و کارى به سیاست ندارند. اینکه می‌گویند باید دیانت از سیاست جدا باشد و علماى اسلام در امور اجتماعى و سیاسى دخالت نکنند را استعمارگران گفته و شایع کرده‌‏اند. مگر زمان پیغمبر اکرم (ص) سیاست از دیانت جدا بود؟ مگر در آن دوره عده‏اى روحانى بودند و عده‌ی دیگر سیاست‌مدار و زمامدار؟»

2-    امام ابزارهای پیاده سازی اسلام و سیاست و همچنین بازیگران این دو را جدا نمی دانست . به عبارتی دیگر با تز اسلام منهای روحانیت و یا سیاست منهای روحانیت به مبارزه پرداخت .

نمونه :

«ما بیزار هستیم از اینکه بگویند اسلام منهای روحانیت. اسلام منهای روحانیت خیانت است. می‌خواهند اسلام را ببرند، اول روحانیت را می‌برند؛ اول می‌گویند اسلام را می‌خواهیم، روحانیت را نمی‌خواهیم! روحانیت استثنا بشود، اسلام در کار نیست. اسلام با کوشش روحانیت به اینجا رسیده است. بیدار باشید... امروز وقت این است که ما اسلام را تقویت کنیم. همه اقشار بیدار باشند. کارگرها بیدار باشند، دهقان­ها بیدار باشند. بازاری­ها بیدار باشند، دانشگاهی­ها بیدار باشند، تز اسلام منهای روحانیت یعنی لا اسلام؛ درجه اولش این است بعد هم کتاب­های روحانیت را به دریا بریزند! بیدار باشید!»

بعد دینی:

1-    پیشینه چند قرنی بحث ولایت فقیه

2-    نمونه های عملی اعتقاد روحانیون به ولایت فقها .

نمونه :  تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی و حکم به اعدام توسط علما

بعد تاریخی:

1-    نیازهای تاریخی یا به عبارت دیگر لزوم بر دخالت روحانیت نه به عنوان اصل بلکه به عنوان الزامات شرایط زمانه:

نمونه 1 : بازگشت امام به قم پس از تشکیل دولت موقت و سامان ‏یابی نسبی اوضاع کشور برای تدریس و بحث طلبگی و سپس مراجعه از قم به تهران و گلایه از لیبرال ها در بازگرداندن ایران به شرایط ماقبل از انقلاب

نمونه 2 : عدم لحاظ بحث ولایت فقیه در پیش نویس اولیه قانون اساسی و لحاظ آن با نظر شهید علم الهدی

 

 

جدایی دین از سیاست

بسم تعالی

جدایی دین از سیاست                                                                                                                                 محسن صباحی

الف -  نگاه شارع دین ( درون دینی) :

 باید در ابتدا بررسی شود که آیا شارعان دین ( اهل بیت علیهم السلام) در عملکرد خود این دو را جدا می کردند و یا آنها را امری نا گسستنی می دانستند.

در پاسخ به این موضوع و بابررسی تاریخ زندگانی اهل البیت به این نتیجه می رسیم که هردوی این امر را امری ممزوج می دیدند. و چه بسا در برخی از شرایط امر دخالت سیاست در دین بسیار پررنگ تر از سایر امور بوده است.

به طور مثال در کتاب انسان 250 ساله مولف اثبات می نماید که هر جریان و کنشی در زمان ائمه  بو و سبقه سیاسی داشته است و لاغیر.  به طور مثال جریان تربیت شاگرد با روایات عدیده ای که به دست ما رسیده است بیش از آنکه یک جریان علمی باشد یک جریان سیاسی بوده است.

ب‌-    نگاه برون دینی :

 در این دیدگاه از استدلال نقیض استفاده می کنیم :

سوال : نقطه تمایز دین و سیاست را مشخص نمایید.

توضیح سوال : دقیقا چه نقطه ای و چه خطی و چه شاخصی دین را از سیاست متمایز می سازد؟ آیا هر جا که معنای حکومت باشد دین از سیاست جدا میشود؟ آیا هرجا که معنای برنامه ریزی از پیش مطرح باشد بحث سیاست و دین مطرح می شود؟و...

از سوالات فوق می توان نتیجه گرفت که هیچ خط مشخصی برای متمایز ساختن این دو موجود نمی باشد فذا اساساً جدا سازی این دو امری ناممکن می باشد و نه غیر محتمل.

ج -  نگاه تاریخی :

      در نگاه تاریخی به بررسی عملکرد هر دو نگاه فوق (نگاه امتزاج دین و سیاست   نگاه جدایی دین از سیاست) می پردازیم .

      بررسی تاریخ ایران به عنوان مرکز تشیع (اسلام ناب) همواره نشان داده است که هر جا نگاه جدایی دین از سیاست حاکم شده        است، اثرات مضر و مخربی را به دنبال داشته است.

      برعکس نگاه سیاست بعلاوه دین همواره اثراتی جدی ، شگف انگیز و کارآمد داشته است. از جمله این مصادیق می توان به انقلاب اسلامی ، تحریم تنباکو و ... اشاره نمود .

      پس  با اتخاذ یک نگاه عملکردی نیز می توان اثبات نمود با اخذ سیاست از دین پدیده عقیم سازی دین رخ می دهد. و از آنجا که دین امری سازنده از طرف خدا می باشد با انفعال در تناقض است.

منابع : انسان 250ساله

       جدایی دین از سیاست مولف گورکانی

غزلی زیبا

حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم

آخ ... تا می بینمت یک جور دیگر می شوم

با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند

یاسم و باران که می بارد معطر می شوم

در لباس آبی از من بیشتر دل می بری

آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم

آنقدر ها مرد هستم تا بمانم پای تو

می توانم مایه ی گهگاه دلگرمی شوم

میل - میل توست اما بی تو باور کن که من

در هچوم باد های سرد پرپر می شوم

اثر فیلم های مستهجن

کد خبر: 28363
تاریخ انتشار: 05 آبان 1395 - 11:22
تماشای فیلم‌ها و تصاویر مستهجن اتفاقی است که به واسطه اینترنت بیش از پیش شده و بدتر اینکه بر اساس آمارها علاوه بر افراد مجرد، افراد متاهل نیز برای این کار وقت می‌گذارند. آما این کار چه آثاری می‌تواند بر روابط عاطفی افراد داشته باشد؟
آیا تماشای فیلم‌های مستهجن بر روابط زناشویی اثر منفی می‌گذارد؟

فرادید| تماشای فیلم‌ها و تصاویر مستهجن اتفاقی است که به واسطه اینترنت بیش از پیش شده و بدتر اینکه بر اساس آمارها علاوه بر افراد مجرد، افراد متاهل نیز برای این کار وقت می‌گذارند. آما این کار چه آثاری می‌تواند بر روابط عاطفی افراد داشته باشد؟

به گزارش فرادید به نقل از سایکولوژی تودی،
 کلیشه رایج از فرآیند پورنوگرافی، مردی جوان است که شب را بیدار مانده و در حال شخم زدن اینترنت برای مشاهده تصاویر و فیلم‌های مستهجن است! کلیشه کمرنگ‌تر اما برای افرادی تعریف شده که از تنهایی رنج برده و هیچ شریکی را در زندگی‌شان نمی‌بینند و از تماشای پورنوگرافی برای گذران وقت استفاده می‌کنند.

اما آمارها نشان می‌دهند که افراد متاهل و دارای شریک در زندگی نیز به تماشای فیلم‌ها و تصاویر مستهجن می‌نشینند. این کار چه پیامدها یا مشکلاتی می‌تواند به همراه داشته باشد؟

به عبارت بهتر، استفاده از پورنوگرافی چه اثراتی بر رابطه زناشویی می‌گذارد؟


برای پاسخ به این سوال به سراغ پژوهشی که به تازگی در ژورنال "آرشیوهای رفتار جنسی" منتشر شده، رفته‌ایم تا پاسخ سوال را دریابیم.

ساموئل پری، پژوهشگر دانشگاه اوکلاهاما، آثار درازمدت تماشای تصاویر و فیلم‌های مستهجن را بررسی کرده و می‌گوید: «اکثر مطالعات نشان می‌دهند که تماشای پورنوگرافی باعث بروز مشکلات زناشویی می‌شود. از طرف دیگر اما نارضایتی ناشی از زندگی زناشویی موجب تماشای بیشتر پورنوگرافی می‌شود.»

اما اینکه رابطه بین پورنوگرافی و روابط زناشویی مشخص شود، نیاز به بررسی علمی دارد. از این رو، پِری داده‌های پژوهش «مطالعه زندگی آمریکایی» (PALS) را مورد استفاده قرار داد. این مطالعه دو مرتبه در سطح آمریکا در سال 2006 و 2012 با شرکت‌کنندگانی یکسان انجام شد. افراد حاضر در این تحقیق انبوهی از سوالات را پاسخ دادند که دو مورد از آن سوالات برای پری جالب بود:

1- کیفیت رابطه زناشویی شما چگونه است؟
2- تا چه اندازه برای تماشای پورنوگرافیک وقت می‌گذارید؟

آیا تماشای فیلم‌های مستهجن بر روابط زناشویی اثر منفی می‌گذارد؟

نتایج پژوهش پری نشان داد که در سال 2006، مردان و زنانی که پای تماشای تصاویر و فیلم‌های پورنوگرافیک وقت می‌گذاشتند، نسبت به کیفیت روابط زناشوییِ خود کمتر ابراز خشنودی و رضایتمندی داشتند. 

اما پری پس از مقایسه داده‌های سال 2006 با همان داده‌ها در سال 2012 به این نتیجه دست یافت که افرادی که در سال 2006 برای تماشای پورنوگرافی وقت می‌گذاشتند، در سال 2012 کمتر از روابط زناشویی خود رضایت دارند.

چنین به نظر نمی‌رسد که تماشای پورنوگرافی یکی از عوارض جانبیِ روابط زناشویی ضعیف و آسیب‌پذیر باشد، اما می‌تواند پیش از اُفت کیفی یک رابطه به وجود آید. 

پری در انتها می‌گوید: «تماشای پورنوگرافی زمانی بیشتری آسیب را می‌رساند که در آن شخص با بسامد بسیار بالا (مثلا روزی یک مرتبه) به تماشای آن می‌پردازد. در حقیقت، این میزان نوعی اعتیاد یا رفتار اجباری فرد را نشان می‌دهد که در درازمدت بر کیفیت روابط رمانتیک اثر می‌گذارد.»

منبع: Psychology Today
ترجمه: وبسایت فرادید

ادامه منازعات

علت اینکه اینها اینقدر در منازعات هسته ای برای ایران دردسر سازی کردند شرکت ایران در منازعات هسته ای نبود، علت اصلی این بود که تنها منازعه ای بود که در آن شرکت می کردند.


منازعات در سایر کشورها در حوزه ها و حیطه های مختلف در حال شکل گیری و تداوم است .


ایران متاسفانه به علت عدم شرکت در تمام منازعات ، دست پر برای بازی در عرصه ی بین الملل به منظور ایجاد فشارهای حقیقی ندارد. 


متاسفانه کارشناس های ما به عکس مشکل را از شرکت در منازعات می دانند و به دنبال جایگیزینی فشارهای دیپلماتیک به جای فشارهای حقیقی می باشند.



دکتر زنان

دکتر حسین بشیری - خیابان حافظ - زیرپل حافظ - روبروی سفارت انگلیس - چهار راه کالج - یک چهار راه بالاتر

زیباکلام و علی جنتی

دکتر صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی در دانشگاه تهران در گفتگو با فرارو معتقد است: «در هر دولتی نهادهایی هستند که خیلی آسیب‌پذیر هستند؛ مهمترین دلیل آن این است که وظایف و مسئولیت‌های این نهادها خیلی کلی و عام تعریف می‌شود. به همین خاطر به راحتی می‌توان آنها را هدف قرار داد. نهادهای فرهنگی جزو نهادهایی هستند که هر کسی می‌تواند در آن نسبت به وضع حجاب، کنسرت و موسیقی و... معترض شود!»

وی ادامه داد: «یعنی معیار مشخصی وجود ندارد و به همین خاطر هر وقت، هر کسی اراده کند می‌تواند بگوید این چه وضع حجاب است و به همین بهانه بر هر دولتی حمله کند.»

صادق زیبا کلام حمله به مسائل فرهنگی در دولت روحانی را استراتژی مخالفان او دانسته و می‌گوید: «تندروها، حمله به مسائل فرهنگی را از همان روزهای ابتدایی دولت روحانی به عنوان استراتژی خود قرار دادند. شما اگر اخبار را مرور کنید به وضوح می‌بینید اولین تظاهرات علیه دولت در سال 1392 درباره حجاب بود؛ حتی اولین اعتراض‌ها به دولت حسن روحنای، قبل از ماجرای برجام و مذاکرات هم به مسئله حجاب مربوط می‌شد و در همان زمان در برخی از تریبون‌های نماز جمعه اینگونه بیان می‌شد که دولت در مسائل فرهنگی مانند حجاب و... خیلی اهل تساهل و مدارا است و همین بهانه کافی بود تا حملات به دولت شروع شود.»

این استاد علوم سیاسی دانشگاه با اشاره به نامه سرگشاده خودش به ائمه جمعه در سال 93 به فرارو گفت: «بنده همان زمان، گزارشی خطاب به ائمه جمعه نوشتم و نشان دادم که در ایران 36 سازمان، نهاد و کمیته و... با ردیف بودجه از بودجه عمومی کشور متولی امور فرهنگی هستند که در سال 92 به تنهایی 6 هزار میلیارد تومان  برای تبلیغات مسائل فرهنگی دریافت می‌کنند و سهم وزارت ارشاد از این مبلغ تنها 13 درصد است و مابقی آن در بین نهادهای دیگر توزیع می‌شود. جالب آنجاست که کل بودجه سازمان محیط زیست کشور چیزی حدود 175 میلیارد تومان بود؛ البته مقصود من از مقایسه بودجه سازمان محیط زیست و نهادهای فرهنگی این بود که حجم قابل توجه بودجه این نهادها به چشم بیاید و رقم آن برای همه قابل فهم شود.»

زیبا کلام در همین رابطه پرسید: «من در همان زمان هم پرسیده بودم که چرا هیچیک از این نهادها، به هیچ جایی پاسخگو نیستند که بودجه خود را در کجا و چگونه مصرف می‌کنند.»

راه سخت جانشین جنتی
به عقیده این استاد دانشگاه تهران گزینه جایگزین علی جنتی مسیر به مراتب سخت‌تری را پیش روی خود خواهد داشت. وی در همین رابطه می‌گوید: «به نظرم من، حمله اصولگرایان به علی جنتی در شرایطی است که به دلیل روابط خانوادگی‌اش کمی حاشیه امن دارد ولی جایگزین علی جنتی، حسام الدین آشنا یا هرکس دیگری که باشد در همین حد هم حاشیه امن نخواهد داشت و مورد حمله بیشتر اصولگرایان قرار خواهد گرفت.» 

وی در همین رابطه گفت: «همانطور که گفتم، از همین لحظه هرکسی می‌تواند نسبت به وضعیت حجاب و موسیقی و ... در کشور اعتراض کند. البته ناگفته نماند آنها در ظاهر، حرف درستی می‌زنند منتها سوال اساسی این است که سهم وزارت ارشاد در این ماجرا چقدر است؟! سهم صدا وسیما، دفتر تبلیغات اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی در این میان چقدر است؟»

وی در پاسخ به سوال فرارو مبنی بر اینکه چرا این مسائل در برخی دوران بیشتر از سوی معترضان برجسته می‌شود گفت: «این اعتراضات مشخصا سیاسی هستند؛ اگر کسی در زمان صفارهرندی و... می‌آمد و مسائل فرهنگی ایران را نظیر پوشش مردم، رفتار تماشاچیان در کنسرت‌ها و... را بررسی می‌کرد و در دوران وزارت ارشاد آقای جنتی نیز مجددا همین رصد را تکرار می‌کرد؛ آیا تحول آشکاری را مشاهده می‌کرد؟»

این استاد دانشگاه تاکید کرد که نمی‌توان تحولات فرهنگی را منکر شد اما وی به طرح سوالی پرداخته و می‌گوید: «ممکن است در برخی از موارد تحولات فرهنگی به وجود آمده باشد اما سهم ارشاد از این تحولات چقدر خواهد بود!؟ و اگر این تحولات به وجود آمده است چرا نهادهای دیگر نتوانسته‌اند جلوی آن را بگیرند. به همین دلیل می‌گویم جنس این اعتراضات سیاسی است. من واقعا دوست دارم اصولگرایان تندرو در چشم مردم نگاه کنند و بگویند اگر جنتی وزیر احمدی‌نژاد هم بود به این مسائل معترض بودیم!»

وی در پاسخ به این سوال به نظر می‌رسد علاوه بر اصولگرایان حتی هنرمندان هم از جنتی پشتیبانی نمی‌کنند گفت: «بنده به عنوان استاد دانشگاه که در زمان صفارهرندی و حسینی برخی کتاب‌هایش مجوز چاپ نگرفت می‌گویم کتاب‌هایم در دوران علی جنتی نیز نتوانست مجوز بگیرد. با کمال تاسف باید بگویم آقای جنتی به هیچ وجه ایستادگی و پایداری نکردند و در برابر هجمه‌ها کوچکترین اعتراضی و مقاومتی نشان نداند؛ آقای جنتی حتی از مجوز قانونی و شرعی زیر مجموعه خودش هم دفاع نکرد؛ در این شرایط چرا هنرمندان باید همچنان از او حمایت کنند؟»

صادق زیبا کلام در پایان گفت: «من تفاوت میان حسینی، صفارهرندی و علی جنتی را می فهمم و می‌دانم این وزرا به هیچ وجه با یکدیگر قابل مقایسه نیستند اما باید از آقای جنتی پرسید چرا به پشتوانه رای مردم در جایی که قانون با شما هست عقب نشینی می‌کنید؟»

آرایشگاه صلواتی

سه راه آذری - خ شهید قدرت پاکی - خ پرویز رضایی - نهالستان شهدا


پلاک 67

نامه زیباکلام به هاشمی ، پیرامون منتظری و منافقین

صادق زیباکلام در اینستاگرام خود نامه ی سرگشاده ای به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در مورد اعدام‌های سال ۶۷ منافقین نوشته است که در پی می آید:
سرور ارجمند
جناب آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی
ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام
با سلام و احترامات،
 
از زمان انتشار نوار صوتی مرحوم آیت‌الله منتظری پیرامون اعدام‌های سال۶۷، بسیاری منتظر واکنش مسئولین و شخصیت‌های سیاسی‌مان بالأخص چهره های اصلاح طلب در قبال آن واقعه حزن‌انگیز بوده‌اند. بدون تردید یکی از چهره‌هایی که بسیاری منتظر واکنش یا موضع‌گیری‌شان بودند جنابعالی می‌بودید؛ اما موضع‌گیری‌تان اسباب شگفتی، تأسف و سرخوردگی دوستداران جنابعالی شد. برای خیلی از آن‌ها دفاعتان از تصمیم مرحوم امام خمینی روشن نیست. اینکه به‌راستی انگیزه‌تان در دفاع از آن اعدام‌ها چه می‌توانسته بوده باشد؟ تأیید ضمنی اعدام‌های سال ۶۷ نه‌تنها با تمامی مواضع دو دهه اخیرتان در تعارض و تناقضی آشکار قرار می‌گیرد، بلکه اعتدال و میانه‌روی که بارزترین شاخصه‌تان محسوب می‌شده را خدشه‌دار نموده و به زیر سؤال می‌برد. شاید نیت جنابعالی آن بود که می‌خواستید به تندروها نشان دهید که چقدر در مورد شما به خطا رفته بودند و شما همچنان تمام‌قد به امام و خط امام وفادارید. شاید می‌خواستید همین پیام را به بیت ایشان بدهید که در بزنگاه‌های دشوار شما پای امام می‌ایستید.
جناب هاشمی رفسنجانی بزرگوار
تندروها چه در مورد جنابعالی و چه در مورد دیگران به چیزی کمتر از تسلیم و اطاعت محض بسنده نمی‌کنند. شعار و رویه سیاسی آنان روشن است: «هرکه با ما نیست دشمن ماست». ممکن است امروز به‌واسطه موضع‌گیری‌تان در قبال اعدام‌ها رضایت خاطری پیدا کنند اما فردا که در مورد دیگری با آن‌ها همراهی نکنید فریاد «منافق» و «مرگ بر هاشمی»شان فضا را پر خواهد کرد. می‌ماند اینکه ای‌کاش به جای این همه تأکیدتان بر روی نشان دادن وفاداری‌ به مرحوم امام خمینی و تصدیق و تأیید هر آنچه مشارالیه انجام داده‌اند (ازجمله اعدام‌های سال۶۷)، بر روی قانون، حق، عدالت، انصاف و دفاع از اهداف و آرمان‌های والای انقلاب قرار می‌گرفت.
جناب هاشمی رفسنجانی بزرگوار
در گرفتاری که انقلابمان در این ۳۷ساله دچارش شد و هر آسیبی که به آن وارد آمد جملگی ریشه در به زیر پا قرار گرفتن قانون پیدا می‌کنند؛ ازجمله اعدام‌های سال۶۷. متوسل شدن به توجیهاتی همچون عملکرد تأسف‌بار، جنایت‌کارانه و غیرقابل‌قبول مجاهدین و یا جود اختلافاتی میان برخی از اعضاء بیوت مرحوم امام خمینی و آیت‌الله منتظری و ایضاً و عذر و بهانه‌های دیگر به‌هیچ‌روی نمی‌توانند اعدام‌های سال ۶۷ را توجیه نمایند. کتاب «مقدمه‌ای بر انقلاب اسلامی» این‌جانب که در سال۷۳چاپ شده بیانگر دیدگاه منتقدانه تمام و کمال بنده نسبت به مجاهدین است. ترورها و بمب‌گذاری‌های مجاهدین و در آخر هم دست در دست صدام گذاردنشان جای هیچ دفاعی از آن‌ها باقی نمی‌گذارد؛ اما هیچ‌کدام این‌ها نمی‌توانند اعدام‌های سال ۶۷ را توجیه کنند. اینکه به محکومی که دارد مدت محکومیتش را به‌واسطه جرمی که مرتکب شده می‌گذراند گفته شود که آیا همچنان به سازمان مربوطه‌ات وفاداری یا نه و درصورتی‌که بگوید «آری» بدون هیچ مقدمه و محاکمه‌ای اعدام شود، با هیچ ملاک و معیار حقوقی مطابقت پیدا نمی‌کند. مجازات در تمام نظام‌های حقوقی زمانی به اجرا گزارده می‌شود که وقوع جرم تحقق پیداکرده باشد.
 
نفس اینکه ظرف ۲۸سال گذشته هیچ‌یک از مسئولین اعم از آنان که در اعدام‌ها نقش داشتند یا غیر آن کلامی تاکنون در مورد اعدام‌های سال ۶۷ نگفته و هیچ اظهارنظری در قبال آن نداشته‌اند دلیلی است مبنی بر اینکه حتی خود آن‌ها هم دفاع چندانی از اعدام‌ها نداشته و ترجیح می‌دهند که آن پرونده مسکوت باقی بماند؛ اما جناب هاشمی رفسنجانی عزیز، نه سکوت در مورد اعدام‌ها و نه به راه انداختن سروصدا پیرامون عملکرد مجاهدین و نه بازکشیدن پای استکبار، دشمنان نظام، توطئه جدید بی‌بی‌سی، صهیونیست‌ها ونه باعث فراموش‌شدن اعدام‌ها می‌شوند و نه آن‌ها را می‌توان به‌عنوان دفاع از نظام و انقلاب توجیه نمود.
مهم‌ترین نتیجه‌ای که پرداختن به اعدام‌ها به بار می‌آورد آن است که جدای از التیام بر خانواده‌ها و بازماندگان قربانیان، یادآوری می‌شود برای همه‌مان که چقدر رعایت قانون اهمیت دارد و چگونه به زیر پا گزاردن آن موجب بروز رویدادهای تلخ و دردناک می‌شود.
ایام به کام باد
صادق زیباکلام
هفتم شهریورماه یک هزار و سیصد و نودوپنج

 

دیدار هاشمی با آیت الله جوادی آملی

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، در دیدار با آیت‌الله جوادی آملی در منزلشان واقع در دماوند، با ابراز خوشحالی از بهبودی نسبی وضع جسمی ایشان، گفت: وجود حضرت‌عالی که خیلی آرام و نجیبانه در حوزه علمیه کار می‌کنید، نعمتی برای انقلاب است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در توضیح این جمله آیت‌الله جوادی آملی که «انقلاب اسلامی، برکتی برای کارهای قرآنی و فقهی است»، گفت: در تاریخ تشیّع، فرصتی پیش آمده تا حوزه‌های علمیه به فقه حکومتی بپردازند.

به گزارش روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، با بیان این جمله که «پایه‌ها و مبانی خوبی در فقه شیعه وجود دارد»، گفت: اگر فضلا و علمای حوزه‌های علمیه، مسائل مستحدثه را جدّی بگیرند، فقه جدیدی شکل می‌گیرد.ایشان با نقد تفکری که حکومت در زمان غیبت را نمی‌پسندد، گفت: جامعه اسلامی، به خصوص در زمان غیبت نیازمند اداره است و چه خوب است که این اداره براساس اجتهاد اسلامی و فقه شیعی باشد.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، موج جدید نگارش کتاب توسط علما و فضلای حوزه‌های علمیه، به خصوص در قم را ستود و با اشاره به تفسیر آیت‌الله جوادی آملی، گفت: درست است که علامه طباطبایی، تفسیر کاملی نوشت، اما در تمام سالهای پس از نگارش آن کتاب، مسائل جدیدی در جامعه مطرح شده که نیاز به نگاه تفسیری دارد.رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تأکید بر این جمله که «حوزه، نقش بسیار ارزنده‌ای برای حفظ و بقای نظام اسلامی در جامعه دارد»، گفت: باید دلسوزان جامعه و حوزه برنامه‌ریزی کنند تا فضلا و علما با نگاه اسلامی، مسائل اجتماعی را بررسی کنند.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خویش، به مطالبه مقام معظم رهبری از دانشگاه‌ها در خصوص کرسی‌های آزاداندیشی اشاره کرد و با انتقاد از سطحی‌نگری مسئولان مربوطه به این مقوله عمیق و محدود کردن آن به برگزاری چند سمینار و همایش، گفت: به این فکر افتادیم که برای تحقق این امر، کاری انجام دهیم، در این راستا گروهی از افاضل حوزه و دانشگاه جمع شدند تا درباره مسائل روز و تطبیق و تبیین آن براساس ارکان اسلام در عقاید و اخلاق، تحقیق، بحث و تبادل‌نظر کنند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، با بیان این جمله که «نیاز امروز جوانان، نیاز فردای جامعه است»، گفت: دروس و کتابی برای دو واحد اختیاری در دانشگاه آزاد اسلامی با استادانی که با این مسائل آشنا هستند و آموزش دیده‌اند، تهیه شده است تا از سال تحصیلی جدید، تدریس آن در دانشگاه آزاد شروع می‌شود.رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تأکید بر این نکته که «اکثر جوانان ایران تحصیلکرده و آگاه به مسائل جهانی هستند»، گفت: با این جوانان، باید به زبان منطق، علم و دانش صحبت کرد.

ایشان با اشاره به گستردگی دانشگاه آزاد اسلامی از 450 واحد سراسر کشور، گفت: امیدواریم با این حرکت، مسیری در جهت تعمیق آزاداندیشی برای جوانان گشوده شود.آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، توجه به طرح‌های دانش‌بنیان را از دیگر کارهای دانشگاه آزاد دانست و با اشاره به اسناد بالادستی نظام که مجمع تشخیص مصلحت نظام تدوین و تصویب و رهبری نظام تأیید و ابلاغ کرده‌اند، گفت: از این به بعد، توسعه کشور باید دانش‌بنیان باشد تا تعالیم دانشگاهی از حالت صرف تئوری، کاربردی شوند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به سوابق آلمان و ژاپن که پس از خرابی‌های جنگ، به طرح‌های دانش‌بنیان توجه کرده‌اند، گفت: با اینکه تمام زیربناهای این دو کشور در جنگ از بین رفته بود، اما با توجه به طرح‌های دانش‌بنیان، به گونه‌ای حرکت کرده‌اند که الان دو غول اقتصادی، فنی و تکنولوژی هستند.ایشان با بیان این جمله که «این کار را در دانشگاه آزاد شروع کردیم و تا همین الان حدود 800 شرکت تأسیس شده است»، افزود: الان عمدتاً به تحقیقات دانشجویان و استادانی توجه می‌شود که مراحل آزمایش را گذرانده‌اند، اما به دلایلی بایگانی شده‌اند. بناست با این تحول، به کارهای اساسی کشور توجه شده است.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، با اشاره به نانو و پلاسما که دو علم جدید و مسئله اساسی جهان شده‌اند، گفت: می‌خواهیم به این علوم که در قرآن هم اشاراتی دارند، مبنای اسلامی بدهیم.رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تأکید بر رشد دانش پلاسما در دانشگاه آزاد اسلامی، به صنعت ایتر و ورود هشت کشور پیشرفته در این زمینه اشاره کرد و گفت: تعبیر آنان این است که می‌خواهیم خورشید را با صنعت ایتر به زمین بیاوریم، یعنی در زمین هم مانند سیستم خورشید، نور و انرژی تولید کنیم.

آیت‌الله جوادی آملی نیز در آغاز این دیدار با خیرمقدم و ابراز رضایت از پیشرفت‌های دانشگاه آزاد اسلامی، خطاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی گفت: خداوند عنایتی به شما کرده که چه بخواهید و چه نخواهید، از استوانه‌های این نظام هستید.ایشان با بیان این جمله که «هر نعمتی با مسئولیتی همراه است»، گفت: یکی از ویژگی‌های شما، صبر است که به قول معروف، کیمیاست و خداوند هم به شما داده است.

آیت‌الله جوادی آملی، با ابراز تأسف از تخریب‌هایی که صورت می‌گیرد، صبر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را ستود و گفت: تشکیل حکومت و زمینه‌سازی برای راهنمایی انسان‌ها، آرزوی همه انبیاست و این انقلاب، فرصتی برای ماست که مردم را راهنمایی کنیم و در این راه، از تلخی‌ها نرنجیم و باید صبر کنیم.ایشان «اصبروا»، «و صابروا» و «استعینوا بالصبر والصلاه» را راهنمای قرآن خواند و گفت: خداوند وعده داده است که صابران را پیروز می‌کند.

آیت‌الله جوادی آملی همچنین در خصوص کارهای تحقیقاتی و پژوهشی که انجام می‌دهد، گفت: کارهای تفسیری و مباحث مربوط به فلسفه را ادامه می‌دهم و در مدت اقامت در اینجا هم، مسجدی است که دو وعده نماز می‌خوانم.

ایشان افزود: در خصوص کارهای قرآنی، واقعیت این است که بعد از تفسیر المیزان علامه طباطبایی، فکر می‌کردیم تمام مطالب گفته شد، اما با گذشت زمان، مسائل جدیدی پیدا شد، حتی در درس‌ها بعضاً سؤالات تازه‌ای مطرح می‌شود. به گونه‌ای که تفسیر جدیدم به چهلمین جلد رسید، اما هنوز به نصف قرآن نرسیدیم.آیت‌الله جوادی آملی، با بیان این جمله که «این انقلاب خیلی برکت داشت»، به تفسیر شیخ طوسی، تفسیر فیض و دیگر تفسیر قرآن اخیراً اشاره کرد و گفت: 400 سال بعد از تفسیر فیض، علامه طباطبایی تفسیر خویش را با مطالب جدید و بسیار نوشت که به برکت انقلاب و حتی دفاع مقدس بود.

ایشان افزود: در بحبوحه فعالیت‌های توده‌ای‌ها، علامه طباطبایی بعضاً روزی 8 ساعت با سران آنها بحث می‌کرد، به گونه‌ای که یکی از آنها به اعضای گروهک خویش می‌گفت که طباطبایی مرا موحد کرد.

آیت‌الله جوادی آملی با ارائه گزارشی از اوضاع حوزه علمیه قم، ورود زودهنگام طلبه‌ها به کارهای سیاسی، فرهنگی ،قضایی و اجتماعی را به نهال‌فروشی کشاورزان و باغبان‌ها تشبیه کرد و گفت: باید برنامه‌ای باشد تا طلبه‌ها پس از تکمیل دروس برای مسئولیت‌ها و کارها وارد جامعه شوند.آیت‌الله جوادی آملی در ادامه سخنانش و در تأیید این جمله آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که «حوزه‌های علمیه باید فعالیت بیشتری برای تبیین و تطبیق مسائل جامعه با مبانی اسلام و قرآن داشته باشد»، به نامه‌ای از حضرت علی(ع) به مالک اشتر و محتوای آن اشاره کرد و گفت: حضرت می‌فرماید: دین هست، ولی در دست اشرار اسیر است و ‌ای مالک توجه داشته باش که اگر رهبر جامعه و استاندار، آدم‌های خوبی باشند، کافی نیست، باید مردم با دین همراه شوند.

ایشان با یادآوری تعبیر حضرت علی(ع) که «انّ عمادالدین بالجماع المسلمین»، گفت: مردم حرف اول را می‌زنند، اگر مردم نباشند و رهبر، ولو حضرت علی(ع) باشد، حکومت اسلامی شکست می‌خورد.

صوت تاریخ اسلام

مرجع دانلود صوتی حوزه

زمستان / اخوان ثالث

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت،
                              سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد، پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید، نتواند
که ره تاریک و لغزان است.

وگر دست محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون ـ 
که سرما سخت سوزان است.

نفس کز گرمگاه سینه می‌آید برون، ابری شود تاریک؛
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت!
نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم 
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟



بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

به بلاگ جدیدم هم سری بزنید

ادامه همین بلاگ است


بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

وبلاگی برای شعر - آیات غمزه

منطق رهبری در عدم مذاکره با آمریکا

منطق رهبر انقلاب در مخالفت با مذاکره با آمریکا، منطقی بسیار شفاف و عقلانی است. ایشان در دیدار با کارگزارن نظام در ماه رمضان امسال می‌فرمایند: «آمریکایی‌ها از همین الان به ما بگویند اگر جمهوری اسلامی تا کجا عقب‌نشینی کند، آن‌ها دیگر دشمنی نمی‌کنند؛ این را بگویند. اگر مسئله هسته‌ای حل شد، دیگر قضیّه تمام است؟ خب حالا قضیّه هسته‌ای حل شده، ببینید تمام است قضیّه؟ قضیّه موشک‌ها پیش آمد؛ قضیّه موشک‌ها حل بشود، قضیّه حقوق بشر است؛ قضیّه حقوق بشر حل بشود، قضیّه شورای نگهبان است؛ قضیّه شورای نگهبان حل بشود، قضیّه اصل رهبری و ولایت فقیه است؛ قضیّه ولایت فقیه حل بشود، قضیّه اصل قانون اساسی و حاکمیّت اسلام است؛ این‌ها است، دعوا سر چیزهای جزئی نیست؛ بنابراین این تصوّر، تصوّر غلطی است.»

ایشان در سال 92 و در دیدار با دانش‌آموزان به تبیین دقیق مبنای جمهوری اسلامی دربارة استکبارستیزی پرداختند و دربارة دشمنی‌های آمریکا فرمودند: «یک مسئله این است که دشمنی آمریکا با ملّت ایران و با جمهوری اسلامی اصلاً حول محور هسته‌ای نیست؛ این خطا است اگر خیال کنیم که دعوای آمریکا با ما سرِ قضیّه هسته‌ای است؛ نه، قضیّه هسته‌ای بهانه است؛ قبل از اینکه مسئله هسته‌ای مطرح باشد، همین دشمنی‌ها، همین مخالفت‌ها از اوّل انقلاب بود؛اگر یک روزی هم مسئله هسته‌ای حل شد - فرض کنید جمهوری اسلامی عقب‌نشینی کرد؛ همان‌که آن‌ها می‌خواهند - خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه، ده بهانه دیگر را به‌تدریج پیش می‌کشند: چرا شما موشک دارید؟ چرا هواپیمای بدون سرنشین دارید؟ چرا با رژیم صهیونیستی بدید؟ چرا رژیم صهیونیستی را به رسمیّت نمی‌شناسید؟ چرا از مقاومت در منطقه به قول خودشان خاورمیانه حمایت می‌کنید؟ و چرا؟ و چرا؟ و چرا؟ مسئله این نیست که این‌ها سرِ قضیّه هسته‌ای با جمهوری اسلامی اختلاف پیدا کرده باشند؛ نه، تحریم آمریکا از اوّل انقلاب شروع شد، روزبه‌روز هم بیشتر شده است تا امروز که خب به نقطه بالایی رسیده. دشمنی‌های دیگر [هم] کردند: این‌ها هواپیمای جمهوری اسلامی ر آ سرنگون کردند، ۲۹۰ انسان مسافر را کشتند؛ این‌ها اوایل انقلاب هنوز مردم از هیجان انقلاب بیرون نیامده، کودتای پایگاه شهید نوژه را به راه انداختند، علیه انقلاب کودتا کردند؛ این‌ها از ضدّانقلابها در هر نقطه‌ای از کشور که بودند حمایت کردند؛ به ضدّانقلاب سلاح دادند و مانند این‌ها؛ همان کاری که بعدها در بعضی کشورهای دیگر کردند، در اینجا [هم] این کارها را کردند. مسئله مسئله هسته‌ای نیست؛ باید همه به این توجّه داشته باشند. این نیست که ما خیال کنیم دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران به‌خاطر مسئله هسته‌ای است؛ نه، مسئله مسئله دیگری است؛ [مسئله این است که] ملّت ایران به خواسته‌های آمریکا نه گفت، ملّت ایران گفت آمریکا علیه ما هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. این‌ها با موجودیّت جمهوری اسلامی مخالف‌اند، با نفوذ و اقتدار جمهوری اسلامی مخالف‌اند.»

به نظر می‌رسد مبنای رهبر انقلاب در مخالفت با مذاکره با آمریکا در این جمله نهفته است که «آمریکا با موجودیت جمهوری اسلامی مخالف است» و وقتی کشوری با موجودیت کشور دیگری مخالف باشد، جای هیچ مذاکره‌ای باقی نمی‌ماند. آمریکا طی سال‌های پس از انقلاب نشان داده است که از راه‌های مختلف و با اقدامات گوناگون در پی براندازی اصل نظام جمهوری اسلامی است و هیچ‌یک از مسئولین نظام اسلامی را حتی آنان که به مذاکره خوشبین هستند- قبول ندارد و تا وقتی اصل نظام جمهوری اسلامی برقرار است،‌ آمریکا دست از دشمنی با این نظام و مردم دست برنخواهد داشت.


بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

اختلاف نظر هاشمی و آقا در برقراری رابطه با آمریکا

هاشمی در زمان در اختیار داشتن دولت در سال‌های دهه هفتاد به دنبال برقراری رابطه با آمریکا بود و در این سال‌ها نیز با مقام معظم رهبری اختلاف نظر داشت. جعفر شیرعلی‌نیا در صفحه 675 کتاب زندگی و زمانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌نویسد: هاشمی: «در صحبت امام و رهبری استدلال محکمی خوابیده که باید به این جواب داد. آن‌ها می‌فرمایند ما خصومت آمریکا را باقی می‌بینیم و آمریکا با اصل نظام ما مخالف است و او وقتی می‌گوید بیایید مذاکره کنید و مسائل را حل کنیم، حسن نیت ندارد. می‌خواهد از این استفاده کند و قدم‌های بعدی را برای خصومت بردارد. این یک بحث جدی است و باید یکبار برای همیشه حل شود. منتها ما همین‌جا با توجه به این نظریه و با توجه به شرایط، فرمولی درست کردیم و گفتیم اگر حسن نیتش را نشان بدهد، می‌تواند مصداق حرف امام باشد که آدم شده است.»

هاشمی در ادامه می‌گوید: «در زمان ریاست جمهوری، آقای روحانی مشاور من و رئیس شورای عالی امنیت ملی بود. نظر او هم مثل من است که ما باید مسئله‌مان را با آمریکا حل کنیم. آقای روحانی برای منافع و ضررهای این کار دو ستون درست کرده بود. من بر آن اساس و نظر و ضمن اینکه خودم هم نظراتی داشتم و اضافه کردم، رفتم و با آقا صحبت کردم. خیلی بحث کردیم. یکی دو ساعت بحث کردیم و به نتیجه نرسیدیم. معمولاً وقتی با ایشان اختلاف داشته باشم، نهایتاً نظر ایشان را برای خودم حجت می‌دانم. چون ایشان رهبر هستند و حق اظهار نظر قاطع دارند.»

اما رهبر انقلاب با گذشت 20 سال از این مباحث، در دیدار اخیر با دانشجویان به دیدار با یکی از رؤسای جمهور سابق اشاره می‌کنند- که به نظر می‌رسد آقای هاشمی بوده‌اند- و می‌فرمایند: «چرا بنده این‌قدر اصرار دارم که ارتباط با آمریکا نبایستی برقرار بشود حتّی مذاکره، جز در مسائل مشخّص و معیّنی که حالا اقتضای مصلحت باشد؛ علّتش چیست؟ خب این یک دلیلی دارد؛ این دلیل را سیاستمدارهای حتّی طرف‌دار با آمریکا هم یک جاهایی تأیید کردند. گفتم من، یک وقتی یکی از این آقایان رؤسای جمهور این دوره‌های مختلف، با من راجع به این قضیّه بحث‌های متعدّدی می‌کرد در جلسات مختلف؛ بعد رفته بود در شورای عالی امنیّت ملّی گفته بود فلانی استدلال‌هایی دارد که من جوابی برایش ندارم. راست هم می‌گفت. بنده برای ردّ ایجاد ارتباط با آمریکا استدلال‌هایی داشتم که ایشان برای پاسخ به این استدلال‌ها حرفی نداشت، راست می‌گفت. استدلال‌ها استدلال محکمی است، این‌جوری نیست که راحت بشود این استدلال را برطرف کرد، رد کرد. خب، اگر چنانچه به این استدلال‌ها رسیدید که می‌توانید برسید [آن‌ها را تبیین کنید].»

مقام معظم رهبری در دیدار اخیر خود با مسئولان نظام که در 25/3/95 برگزار شده بود، به این بحث اشاره کرده و فرمودند: «با بنده زیاد صحبت شده و افرادی بوده‌اند از دوستانی که از روی عقیده و علاقه فکر می‌کردند که این کار می‌شود، در طول این سال‌ها نشستیم و صحبت کردیم، [امّا] بعد خود آن‌ها اعتراف کردند -نه پیش من، [بلکه] در غیاب و در جلسات رسمیِ تصمیم‌گیر- که استدلالی که فلانی می‌کند جواب ندارد؛ راست هم میگویند؛ استدلالی که بنده در این زمینه می‌کنم جواب ندارد.»


بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

شبهه هاشمی در رابطه با آمریکا

هاشمی: نامه بی‌جواب من به امام یعنی موافقت امام

«من در سال‌های آخر حیات امام (ره) نامه‌ای را خدمتشان نوشتم، تایپ هم نکردم. برای اینکه نمی‌خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه 7 موضوع را با امام مطرح کردم و نوشتم که گردنه‌هایی است که اگر شما ما را عبور ندهید، بعد از شما عبور کردن مشکل خواهد بود.

یکی، جنگ عراق علیه ایران بود. نوشتم شما در زمان حیات خودتان جنگ را تا بیست سال و تا آخرین نفس مطرح کرده‌اید. آیا معنی آن این است که آن‌هایی که پیرو شما هستند باید تا آخرین نفس بجنگند؟ مسأله بعدی. مسأله دیگر، شورای نگهبان بودمسائل دیگری هم بود که من از ایشان خواستم از جمله مسأله رابطه با آمریکا بود. نوشتم بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم، قابل تداوم نیست. آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آن‌ها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟»

پس از انتشار این سخنان و طرح انتقادات جدی به آن در کشور، آقای هاشمی در واکنش به این انتقادات در یکی از دیدارهای نوروزی می‌گوید: «اگر بحث‌هایم در مورد رابطه با آمریکا در آن نامه مورد ایراد بود حتماً حضرت امام در همان زمان پاسخ من را می‌دادند.»

این نظر هاشمی در حالی بیان می‌شود که پس از نوشتن نامه هاشمی به حضرت امام، ایشان بارها و بارها بر شعار مرگ بر آمریکا تأکید کرده‌اند و معتقد بوده‌اند که هیچ‌گاه نباید از شعار مرگ بر آمریکا دست برداشت.

 البته ایشان هیچ‌گاه نتوانسته‌اند به صحبت‌های بیّن و علنی حضرت امام استناد بکند، زیرا حضرت امام تا آخرین روز حیات خود معتقد بودند که آمریکا شیطان بزرگ است و نمی‌توان با وی مصالحه و مذاکره نمود.

از بیانات حضرت امام که در منشور روحانیت و در تاریخ سوم اسفند 1367 صادر شده است، حضرت امام تأکید می‌کنند که هیچ‌گاه از گفتن شعار مرگ بر آمریکا پشیمان نیستند. ایشان می‌فرمایند: «انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروه‌ها و لیبرال‌ها می‌خوریم، آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است، ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول که چرا مرگ بر آمریکا گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضد انقلابیون حکم خدا را جاری می‌کنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی داده اید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کرده‌ایم و صدها چرای دیگر. »


بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

بلاگ جدید من

بلاگ دیگر اجازه نمی دهد آپلود کنم، فلذا از این به بعد بقیه مطالب در :


موموکو 2 (ته چاه)


http://momoko2.blog.ir/

مصاحبه - علامه حسن زاده آملی

[حوزه]

حوزه : در زمینه علوم عقلی و مسائل فلسفی،اکنون در حوزه ها رغبت و رواجی دیده می شود که از برکات انقلاب و رهبری امت که معتقد به این حرکت هستند, چه مسائلی را لازم می دانید که با آن، آثار حکمای متاله، ترویج بیشتری بیابد؟

استاد: همانطوریکه فرمودید,الحمدلله رشد عقلی مردم و بینش اجتماعی حوزه ها, به این حقیقت رسید که بایداصول عقائد را, با دلیل و برهان تحکیم کرد و دلیل و برهان،[ فلسفه] است . منتهی، فیلسوف در گذشته، چون[ دکتر] - دراصطلاح جدید است، که همانطوریکه الهی و مادی دارند, فیلسوف مادی و فیلسوف الهی داریم و باید بین آندو, فرق گذاشت .

این حکایتی را که نقل می کنیم در [ قصص العلماء] مرحوم تنکابنی آمده است که مرحوم[ ملا آقا دربندی]، به زیارت [ ثامن الحجج (ع)] مشرف می شدند, وقتی به سبزوار رسیدند, سوالاتی را مطرح کردند و به خدمت [ حاجی ملاهادی سبزواری] - صاحب[ منظومه] فرستادند, مرحوم حاجی که سوالات را دید, فرمودند: اولا کسی که این سوالات را مطرح کرد, خوداز عهده پاسخ آنها بر می آید و قدرت جواب را, دارد. و ثانیا به مشغولیات، و سن و سال و گرفتاریهای درسی، فرصت آن نیست که فورا, جواب این سوالات را بنگاریم و به شما, بدهیم .

بعد, وقتی ملا آقای دربندی،از سفربرگشتند. در یکی از بلاد, که به یکی از آقایان روحانی، وارد شدند. آنجا آقایان، برای دیدن ایشان، آمدند. یکی از آنها گفت : شنیدیم که شما, سوالات فلسفی، به حاج [میرزا هادی سبزواری] داده اید وایشان، جواب ندادند - به یک لحنی، که یک مقداری توهین به[ حاجی] بوده است .

مرحوم آقای دربندی فرمودند:این طور نیست که شما گمان می کنیداگر چنانچه حاجی وامثال حاجی نباشند که جواب افراد ملحد و دهری را, که منکر مبدء و معاد هستند, بدهند واصل دین را, تحکیم نکنند, نوبت شما نمی رسد که اصل برائت واستحاب جاری کنید!

واقعش،این است که اصول دین و دیگرامهات را, باید دلیل ثابت کند و بر کرسی بنشاند. دین، دین عقل و دلیل است . دین برهان است . عقل، دلیل و برهان، هم فلسفه است . فلسفه ای که فلاسفه الهی ما می گویند, فلسفه ای که صاحب اسفار و شفا, می گوید.

در بعضی از نوشته هایم، قسمت آخر حدیث مفضل را بیان کردم که امام صادق (ع) با[ مفضل] درباره وحدت صنع، صحبت کرده است که وحدت تدبیر, وحدت صانع و مدبر را می رساند. بعدامام صادق ( ع ), ارسطو را ستوده است . (جلد دوم بجار را, نگاه کنید). فرمود مفضل،ارسطو مردم زمان خود را,از راه وحدت صنع، به وحدت صانع کشانده است وازاین راه، پیش آمده است .

مرحوم[ استاد شعرانی] می فرمود:ارسطو, مباهات کند به خودش، که امام صادق ( ع ), نام او را بر زبان آورده است . بعد شعر حافظ را می خواند می گفت : گوئی حافظ از زبان ارسطو, خدمت امام، عرض می کند:

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم

لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم

البته خاک درب امام صادق ( ع ),ارسطوهاست . حرفی نیست ولکن،ارسطواز راه وحدت صنع، مردم را به وحدت صانع می کشاند. - هر چند مرحوم[ دیلمی] در[ محبوب القلوب] و مرحوم سیدبن طاووس در کتابی که راجع به نجوم، نوشته اند, ارسطو و تنی چنداز بزرگان را, در زمره انبیاء نام برده اند. -

غرض این است، که نمی شود دین را,از برهان جدا کرد. همانگونه که بارها گفته ام : قرآن و برهان و عرفان از همدیگر, جدائی ندارند. قرآن، ملاک و مدرک همه حقائق است . میزان و معایر قسط تمام آراء و افکاراست . قرآن، متن برهان است . [احتجاج] طبرسی، [احتجاج] بحار و ... را ببینید.احتجاج یعنی با دلیل و برهان با خصم صحبت کردن . احتجاجات خود قرآن را, ببینید. همانطور که[ علامه طباطبائی] فرمود: فلسفه - یعنی دلیل و عقل و برهان - را از دین جدا کردن، ظلم عظیم است . نمی توان گفت که دراجتماع ما, عقل و دلیل و برهان، نباشد. اجتماع، عقل و برهان می خواهد. در [ اصول کافی] - که حدیث، در کتاب [وافی] هم هست از محضر امام، سولاتی می کند. وقتی جوابشان را, می گیرند و طرف می خواهد برود,امام می گوید: چرا از من نپرسیدی که من، این پاسخ رااز کجای قرآن، استنباط کردم .

راویات ما, همه دلیل و استنباط و برهان است . همه حجت است . در خود کتاب[ حجت] کافی، ملاحظه می کنید که امام می فرماید: با کسانیکه قائل به حجت دائمی باقی به بدن عنصری در زمین، نیستند, با آنها به سوره [ اناانزلناه] احتجاج کنید تا بر آنها, فائق شوید, مگر می شود, بدون استدلال و برهان، دین بوده باشد. دین، متن احتجاج واستدلال و برهان است .

در اینجا, من برای نقل قضیه ای، پناه به خدا می برم که اگر در میان حرفهایم، هوای نفس یا چیز دیگر, باشد.

من درابتدائی که قم آمدم در سنه 42 - آقایان و عزیزانی، آمدند که فقه و یااصول شروع کنیم، مکاسب، کفایه و ... خواستند من عرض کردم حقیقت است که من برای علوم نقلی مثل فقه،اصول وادبیات و ..., بیش از علوم عقلی، زحمت کشیده ام .اماالحمدالله تعالی،این کتابها, درس داده می شود. ما آن چیزهائی که گفته نمی شود, بگوئیم، مااصول عقائد می خواهیم، بحث امامت، عصمت انبیا و ...اینها که نسبت یا کمتر هست - به آنها, بپردازیم و همین کار را هم کردیم .

مگر می شود,اجتماع رااز برهان و عقل گرفت ؟!اینهااصول،امهات واصل پایه اند. روی حساب تکامل انسانی، دو حرف داریم . یکی تجلیه و دیگر تحلیه . فقه در مقام تجلیه است یعنی آراستن ظاهر.ایجاد مدینه فاضله . شیخ الرئیس در[ الهیات] شفا,این بحث را, طرح فرمود که اگر مبدء و معاد را به فرض کنار بگذاریم، آیا دراین دنیا, مدینه فاضله می خواهیم یا خیر؟ هیچ کس، کتابی جز قرآن، سراغ ندارد که مدینه فاضله، بسازد.

اما این قرآن، همانگونه که تجلیه - آراستن دنیا - را, درست می کند, تحلیه، را هم، می سازد و فراهم می آورد.

حوزه : دراین زمینه، شبهات واتهاماتی، طرح می شود. به نظرحضرتعالی، برای فصل الخطاب، چه می توان کرد؟

استاد:این کشمکشها, راجع به افکار,اشخاص وادیان، هیچگاه بکلی خاتمه نمی پذیرد.اما ریشه بسیاری ازاختلافات واتهامات، جهل است . استاد ندیده و یک چیزهائی پیش خودش، می پندارد و به همانهااکتفا, می کند و نتیجه می گیرد.

کرده ای تاویل حرف بکر را

خویش را تاویل کن نی ذکر را

نوع فرمایش مخالفین، برای آنست که پخته نیستند واستاد ندیده اند. فلاسفه الهی و متاله را مقایسه کنید با مخالفان آنان . تا درجه اختلاف علمی، مقامی،اخلاقی و سیر و سلوکی و آثاری آنها, مشخص شود.

یک وقتی مرحوم [علامه طباطبائی] را, در خیابان زیارت کردم و در معیت ایشان، تا درب منزلشان رفتم به درب منزل، که رسیدیم ایشان، تعارف کردند. عرض کردم، مرخص می شوم .ایشان، در پله بالاایستاده بودند و من پائین بودم و رو به من کردند و گفتند (حکمای الهی) این همه فحشها را شنیدند, سنگ حوادث را خوردند, قلمها به دشمنام و بدگوئی آنها, پرداختند.این همه، فقر و فلاکت و بیچارگی را,از تبلیغات سوء کشیدند. گاهی به [کهک] بسر می بردند و گاهی ... بااین همه حقائق را در کتابهایشان نوشتند و گفتند. آقایانی که به ما بد گفتید و فحش دادید و زندگی را در کام ما, تلخ کردید و مردم را علیه ما, شورانیدید. حرف این است و حق این است . که نوشته ایم و برای شما گذاشته ایم، حال هر چه می خواهید بگوئید.

حرف حقشان را نوشتند و برای نفوس مستعده، به یادگار گذاشتند. تمام تلاش این است که منطق وحی را, بفهمیم . خداوند ملاصدرا را رحمت کند. مفسراست، محدث است، فقیه است، مردم سیر و سلوکی است که هفت مرتبه پیاده به زیارت بیت الله الحرام، مشرف می شود و بار هفتم در [ بصره]، ندای حق را لبیک گفته است .ایشان در [ شرح اصول کافی]، حدیث امام سجاد( ع ) را نقل می کند که چون خداوند سبحان، می دانست در آخرالزمان مردم عمیقی، پیدا می شوند - در توحید و دراصول عقائد, اوائل سوره جدید و سوره اخلاص را, فرستاد. [مرحوم آخوند] می گوید: به این حدیث که رسیدم، گربه ام این گریه شوق است و گریه عشق - چون خودش می بیند که این حدیث، برای امثال اوست .

[علی بن ابی طالب قیروانی] - که به غلط, دیوان او به حضرت امام علی ( ع ) نسبت داده شده است اشعاری دارد:

الناس من جهه التمثال اکفاء

ابوهم آدم وامهم حواء

تا سخن را به آنجا, می رساند که : والجاهلون لاهل العلم اعداء,ایشان نفرمود, والعالمون اهل الجهل اعداء ( علماء دشمن جاهلانند)از طرف دیگر, نفرمود که بین آنها, معادات و دشمنی طرفین است . فقط از آن طرف (جهال ) دشمنی است .

بالاخره، لکه های ابر به کنار می رود و آفتاب حقیقت، خودش را نشان می دهد که الحمدلله، پله پله نمایان می شود و مشاهده می فرمائید.

حوزه : در مقایسه بین فلسفه اسلامی و فلسفه ای که در غرب هست، آیا تطبیقی بین ایندو فلسفه لازم می دانید؟

استاد: طلبه، حواسش جمع باشد که بخواهد درس بخواند,او می تواند که زنگ تفریحش را, برای فرا گرفتن یک زبان خارج، دو زبان خارج اختصاص می دهد. کتابهای علمی واساسی به زبان فرانسه بسیار نوشته شده والان این آقایان هم خیلی در ترویج واشاعه کتب اصیل کرده زحمت می کشند. چندی پیش بعضی از آقایان برایم حکایت کردند, گفتند که در فرانسه الان دارند کتابهای علمای بنام کره را بصورت دوره و سری، چاپ می کنند, ترجمه می کنند, که مثلا کسی کتابهای شیخ الرئیس را بخواهد, یکجا بگیرد, و کتابهای فارابی همینطور و آقایان و دیگر,اینها هم همینطور به من فرمودند الان آنها دارند کتابهای آخوند ملا صدرا را، دوره اش را به طبع میرسانند و بطوری که آن آقا به من حکایت کرد، گفت مقداری از اسفار را ترجمه کرده اند به فرانسه و دارند کتابهای آخوند (دوره اسفار) را آنجا چاپ میکنند و همه آثار آخوند هم به همین صورت؛ و علمای دیگر هم به همین نحوه، به زبان انگلیسی هم همینطور . آنها هم کتابها، خیلی الان باز شنیدم که دارند اصول مینویسند و به یک روش خاصی کتابها را به صورت اصول ، خوب خیلی خیلی زحمت میکشند. و باید افرادی که قابلند، لایقند، زبان فهمند، انسان باید در راه اعلای معارف بوده باشد. شنیدم که آنها دارند اصول جمع آوری میکنند. و از این آقا پرسیدم که خودش عنوان کرد، گفتم مراد شما و آنها از اصول چیست؟ گفت می خواهند که این کتابهایی که از بزرگان و از نامداران و دانشمندان بزرگ کره، قدیم ، جدید، که کتابهایشان مآخذ است؛ مثلا اصول اقلیدس را الان در کتب ریاضی ، اصول ریاضیات ، این طور است؛ اصول اقلیدس، مجسطی و... اینها همه بسیار مبوند, که به هر چاپ طبع بشود, صفحه چند و نمی دانم چاپ چند, لازم نیست که یک نویسنده، خواننده ارارجاع بدهد, می نویسد که ششکل فلان مقاله چندم اصول اقلیدس، یک شکل فلان مقاله چندم مثلا مجسطی،اینهااصول است، که به هر صورتی چاپ بشود, نحوه ای باشد که در زحمت نیفتند. گر چه قرآن شانش، موقعیتش، عظمتش، فوق اینگونه حرفهاست که ما بخواهیم مورد مثال قرار بدهیم، حالا مثلا قرآن مجید هر چاپی که بشود, به هر شیوه، می گوئیم آیه فلان، سوره فلان، اینطور,این اصل است،هر چه بخواهیم که ارجاع بدهیم .این آقایان به من گفتند که الان درانگلستان هم دارند کتابهای اصول چاپ می کنند, که این کتابها خیلی اصیل است که محققان و متتبعان بایداز آن نقل کنند, را دارند به یک روش سری چاپ می کنند که این اصل باشد در کره و دیگر برای ارجاع یک متتبع و محقق به کتاب دیگر, فلان نسخه چاپ مثلا کجا؟ سنه چه ؟ دیگراینها نباشد, به اصل ارجاع بدهد, برای همه یکسان بوده باشد مثل دیگر قواعد, مثلا قواعد راهنمائی رانندگی واینها که برای همه جا یکسان است . می خواهنداینطوری .ازاین کارها دارند. و حالا طلبه دو زبان یاد بگیرد, یاد بگیرد. طلبه حواسش جمع بوده باشد وقت خودش را تلف نکند, حواسش جمع باشد. بخواهد درس بخواند, برای دو زبان یاد گرفتن، آنقدری وقت نمی برد و بخوبی می توانداگر بخواهد تعطیلی هایش را قیچی کند, زنگ تفریح هایش را درس زبان خارج قرار بدهد, در یک مدت کمی می بیند که وارد آن زبان شد, آشنا شده، یا می گیرد عمده همان است که به عرضه رساندم،باید حواسش جمع باشد و عمرش را قدر بداند.

یک وقتی مناسبتی پیش آمده بود, مرحوم آقای طباطبایی یک مقدار تبری می جست از بعضی از درسها و محافل و آمد و شدها و می فرمود: مثل اینکه مردم قدر عمر را نمی دانند,عمراست این، خیلی ارزشمنداست، خیلی گرانقدراست . همینطور آناتش متدرجا با چه سرعتی دارد می گذرد و جناب وصی علیه السلام، حضرت امیرالمونین فرمود که همینطور که روز شب از شما می گیرند, هی دارند طناب عمرتان را قیچی می کنند, روز و شب از شما دارند می گیرند, خوب شما هم سعی کنید که روز و شب چیزی بگیرید, یک چیزی داشته باشید. آنها که دارند می گیرند شما هم از روز و شب چیزی داشته باشید که :

روزهاگر رفت گور و باک نیست

تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

تو هم از روز و شب چیزی داشته باشی .این برای طلبه خیلی آسان است . و چه بسیار خوب که به یکی دو تا زبان زنده روز آشنائی داشته باشد. به کار تحقیقش هم می آید. بهتر می تواند خدمت دینی کند. به قلمش، به زبانش، به خطابه اش، به جهات دیگرش، می تواند تحقیقات اصیل اسلامی را, حقایق و معارف اصیل اسلامی را به قلم و زبانش به دیگران برساند, خودش هم بهتر به عمق حرفهای شرقی و غربی برسد و تحقیقاتی که آنها دارند, آنها هم خیلی کار می کنندالان بنده بسیاری از آثار آنها را دارم که در حول و حوش قرآن و روایات و رسائل قدمای ما دارند زحمت می کشند. یکی ازاین آقایان کتابی که درباره مرحوم مفید نوشت که تطور کلام در دست جناب مفید,اسم کتابش را دارم،اسم شخصش را درخاطرم ندارم، که آقای احمد آرام ترجمه کرده،این تز یک نفرازاین آقایان دکترهای غربی است که تز خودش را تحول و تطور کلام، آنهم موضوع بحث خودش را جانب مفید بزرگوار قرار داده . خوب این آقااینقدر بینش پیدا کرده، رجال علمی در کره را شناخته و آمده برای تز خودش، جناب مفید را و مباحث کلامی واستدلالی کلامی ایشان را مورد بحسش قرار داده و کتاب بدان مفیدی و خوب را نوشته است .

این برای یک طلبه خیلی زحمتی ندارد که بتواند یکی دو تا زبان زنده کره را بعداز زبان عربی که زبان دینی اش و بهترین زبان است، و وسیع ترین زبان است و شیرین ترین و شیواترین زبان است، زبان منزل وحی است، بعدازاو, بخواهداینها را تحصیل کند برایش آسان است .

اما قسمت دوم فرمودید راجع به فلسفه غرب و فلسفه اسلامی,ازاین حقیقت آقا نباید بگذریم که از جنبه فلسفه مادی آن آقایان زحمت کشیدند و می کشند و تحقیقاتی دارند و لکن راجع به آن تحقیقات فلسفه الهی درباره معارف انسانی، معارف انسانی، مقامات انسانی و فلسفه روحانی، آن فلسفه الهی که ازاین طرف طرفداران منطق وحی واهل قرآن دارند, تفاوت بین این آقایان و آن آقایان، بقدری هست که چه عرض کنم خدمت شما, نه خیر,این عظمتی را که این آقایان دارند درالهیات، ما از غربیها چیزی بدین پایه نمی بینیم و سراغ نداریم . آنها خیلی مباهات کنند به حرف این آقایان برسند.

بدون هیچگونه تعصب مذهبی عرض می کنم و هیچ نحوه بخواهم اینجااعمال تعصب بکنم نخیر, آثارشان محفوظ است و بسیاری از نوشته های آن آقایان را, فرمایشان آن آقایان را, مطالب خیلی ارزشمند آن آقایان را می بینیم، که بعد دیدیم، دیگری آمده در مقابل نوشته که این حرف را شیخ در شفا داشت و شیخ الرئیس در چند سال قبل از شمااین حرف را زده و شما حرف او را به زبان دیگر ترجمه کردید و به خودتان اسناد دادید. خودشان با هم جنگ و دعوا دارنداز جنبه حکمت الهی، فلسفه الهی، مباحث عرفانی و مباحثی که مربوط به سیر وسلوک انسانی است و منطق وحی . خلاصه فلسفه حکمت متعالیه ای را که امامیه دارا هستند, اینها متفردند و هیچگاه آقایان، مطلقا از شرق و غرب، به پایه معارف این حضرات نیستند.

البته همانطور که عرض کردم درامور مادی در تجربیات، بله خیلی کوشش می کنند و خیلی زحمت می کشند. باز در همان امور هم می بینیم این بزرگان ضوابط مطالب وامهات و حقایق را آورده اند, که به پندارهای واهی، مااینها را کنار گذاشتیم . مثلا جلد دوم اسفار, که در جواهر و اعراض است، آقایان نمی خوانند, گر چه حالات که ما گفتیم، دوره اسفار, همه را گفتیم, نمی خوانند چرا نمی خوانید؟ که این در طبیعیات است و طبیعیات بله، نمی دانم حالا اینها نسخ شده و چطور شده، از این که به دهن آقایان انداخته اند. با اینکه مرحوم آخود صریحا می فرماید: من در طبیعیات در اسفار بحث نکرده ام، و همه، مباحث الهیات است و در کتاب جواهر واعراض اسفار, بحث حرکت جوهری یک قسمت از مباحث تکامل برزخی و مسائل دیگر باید در جواهر واعراض اسفار حل بشود و یک پندارهایی گرفتند و کتاب را کنار گذاشتند

یا مثلا شفارا نمی خوانند, بخصوص جلداول فلسفه اش را که در طبیعیات است نمی خوانند, که طبیعیات برداشته شد, نسخ شد. آن اصول امهات و حقایقی را که شیخ در شفا در همان طبیعیات شفا آورده، موضوعی که حضرت امام صادق سلام الله علیه، به مفضل درباره وحدت صنع صحبت فرمودند.

مرحوم شیخ به اقتدای ازامام صادق سلام الله علیه، دراوائل طبیعیات شفا, به همان نحو راجع به وحدت صنع و وحدت تدبیر, پیش آمد و چه حقایقی را پیاد کرده است که اگر ما بخواهیم فرمایشان امام را در توحید مفضل شرح کنیم، بسط بدهیم، مثال بیاوریم، باید بگوئیم که این است که شیخ در بیان گفتارامام آورده است .

نوع این حرفهایی که الان رایج هست،اینها در کتابهای ما ریشه دارد, مثلا حرکت و سکون زمین، خیلی ریشه دارد. پیش از حضرت عیسای مسیح سلام الله علیه، آن آقای هیپارک ( ابرخوس ) قائل بود به حرکت زمین، رصدخانه داشت .اسطرلابی درست کرده بود بر مبنای حرکت زمین . بعد مدتها براین مبنا بودند که زمین تحرک است، حرکت وضعی شبانه روزی، یکسر حرکت وضعی زمین، بعد بطلیموس آمده،ایشان را رد کرده بعداز بطلیموس، آقایانی آمدند گفتند حق باهیپارک ( ابرخوس )است تا دراسلام ابوسلیمان سجستانی، گفت حق باابرخوس است بعدابوریحان بیرونی که معاصرابوعلی سینا شیخ الرئیس بود,ایشان آمده جمع کرده بین حرفهای آقایان، که یا متحرک یا ساکن، مربوط به هیئت و رصدخانه ما نیست . ما در رصدخانه باید زمین را ساکن فرض کنیم و ببینیم ماه و آفتاب و ستارگان، گرد سرما دور می زنند و ما بتوانیم که روی زوایا و قوسها و جهات دیگر در فن ریاضی که در رصدخانه باید پیاده کنیم به ظاهرامر, این طور باید پیاده کنیم ولواینکه واقع زمین، متحرک به حرکت وضعی و انتقالی بوده باشد. واین حرف ریشه داراست . یا مثلا ستاره ها در حرکتند و چگونه در حرکتند؟ باید بحث بین طبیعی و هیوی رااز یکدیگر جدا کرد. همین فرمایشاتی که آقایان فعلا دارند,اینها را شیخ در شفا دارد, که افرادی بودند می گفتند ستاره ها دراین فضا مثل ماهی های در دریا هستند و جهات دیگر, یکی دو تا نیست . صریحا مرحوم حاجی سبزواری در شرح جوشن کبیر (شرح اسماءالحسنی ), می گویند: زمان مامون عباسی بود, که در زمان ایشان آمدند زمین را مساحت کردند. در سرزمین (سنجار) زمین را مساحت کردند روی ارتفاع فنی وارتفاع از ستاره جدی، ستاره قطبی، که محیط زمین چقدراست و مساحت زمین چقدراست . تکامل در فن هست، تکامل را کسی انکار ندارد.اما نه اینکه به یک خیالات واهی ما بیائیم تمام سرمایه علمی مان را, کتابها را و کتابخانه را و آن زحمتی را که پیشینیان ما در راه احیای نفوس بشر کشیده اند, و آن ذخائر علمی برای ما, با آن مشکلات زمان خودشان نوشته اند,اینها همه را گذاشته ایم به کنار, به یک خیالات واهی، اینطور نیست .البته ما دراین حرفهامان نمی خواهیم آقایان غربی را تنقیص کنیم :

بزرگش نخواننداهل خرد

که نام بزرگان به زشتی برد

درست است آنها زحمت می کشند و لکن دراصول امهات اصیل فلسفه انسانی،الحمدالله، غنی هستیم و به مراتب غنی تراز آنها هستیم .

فرمودید که در تطبیق بین این دو مثلا باید چگونه و چطور؟ نه خیر, حرف تطبیق نیست، باید آنها را به سوی خودمان بالا بیاوریم .این واقعیتی است بدون تعصب، و شواهدی در دست داریم . کتابهای آنها هست، کتابهای ما هم هست،اصول امهاتی که آنها پیاده کردند, عنوان کردند, نسبت به ذخایری که ما داریم، بنده عرض کنم که روی تبختر حرف نمی زنم، اینها خیلی نسبت به معارفمان، فرمایشات و کتابها و آثارشان دراصول فلسفه انسانی، خیلی مرتبه نازل قرار گرفته اند. والحمدالله،امامیه در آن فلسفه اصیل اسلامی، و عرفان اصیل قرآنی، و آن توحیداسلامی، و توحید قرآنی، به مراتب قوی ترازاین آقایان هستند. بطوریکه این حرف ماست و هر کس حرفی که دارد, حرفی را که عنوان کرده است، روی حرفش هم می ایستد و حرفش را هم به کرسی می نشاند. و کسی که حرف می زند, حرف دلیل می خواهد, حرف برهان می خواهد, حرف سند می خواهد. آثار طرفین هست و هیچوقت این نوشته هایشان را با حکمت متعالیه، بااسفار, نمی شود قیاس کرد, با فتوحات نمی شود قیاس کرد, با شرح قیصری بر فصوص الحکم نمی شود قیاس کرد.

خود آن آقایان اعتراف دارند خیلی هم در نوشته های خودشان . آنها همت بگمارند که به افکار عالیه بزرگان مکتب و منطق وحی برسند, برایشان افتخار بوده باشد.

حوزه : در زمینه لزوم آشنائی با قرآن و حدیث، توصیه های مکرری برای دانش پژوهان علوم دینی، داشته اید. دراین زمینه، برنامه ریزی که بایستی طلبه در زندگی تحصیلی انجام دهد, چیست ؟ و چه مراحلی را باید دنبال کند؟

استاد: تمام این رشته های علوم حوزه، عنوان طریقیت دارند. یعنی ما زبان عربی را که فرا می گیریم، نحو و صرف می خوانیم، و با خواندن فقه واصول و فلسفه و عرفان و کتابهای دیگر و فنون دیگر و حتی آن کسانی که توفیق یافتند در علوم اصیل غریبه اگر کسی از ما سئوال کند که اینها را برای چه می خوانید؟ ما درازای تمام این حرفها یک جمله حرف داریم :[الاعتلاءالی فهم الخطاب المحمدی] صلی الله علیه و آله و سلم و خطاب محمدی که از آن عارفان اسلامی، تعبیر می کنند به[ کشف تام محمدی]، صلی الله علیه و آله و سلم، قرآن فرقان است، تمام این علوم همه برای اعتلای به فهم خطاب محمددی است . و ما می خواهیم به منطق وحی آشنا بشویم، چون قرآن، صورت کتبیه انسان کامل است،این قرآنی که در دست داریم حکایت از صورت عینیه نظام هستی می کند که صورت عینیه نظام هستی، صورت عینیه انسان کامل است و خود قرآن مکتوب، صورت کتبیه انسان کامل است . و همانطور که به عرض رساندم، جوامع روائی ما مرتبه نازله قرآن هستند و به حکم محکم خود قرآن حکیم که :[ قل کل یعمل علی شاکلته] هر کسی مطابق آنچه را که دارد, آن قدر که هست،اثراو نمودار دارائی اوست . قرآن نمودار دارائی خاتم و نمودار دارائی حقیقت عالم حق سبحانه می باشد. یعنی همانطوری که خداوند غیر متناهی است، صمداست و غیرمتناهی است که[ لاجوف له]، کتابش هم صمداست[ لاجوف له] . و خاتم انبیاء, در نبوت صمداست[ لاجوف له]، یعنی دیگر جالی خالی ندارد که کسی بیاید نبوتش را پرکند.انبیای قبلی نبوت صمدانی نداشتند, کتاب ایشان کتاب صمدانی نبود که پر بوده باشد.

در نبوت، حضر ت خاتم انبیاء,[ صمد]است . دیگر جای خالی ندارد که کسی نبوتش را پر کند قرآن[ صمد]است و نبوت خاتم انبیاء,[ صمد]است و آن طور که حق[ سبحان] صمداست، قرآن هم[ صمد]است .[ قل کل یعمل علی شاکلته] و قرآن، نمودار دارائی گوینده اش است . لذا آن را نهایتی نیست . و مااین همه را می خوانیم تا به مطالب شامخه معارف انسانی یعنی کتاب و سنت، آگاه شویم .اگر عارفی، حکیمی، عالمی،اهل قلمی، فرمایشاتی دارد, حقیقتش این است که :

هر بوی که از مشک و قرنقل شنوی

از دولت آن زلف چوسنبل شنوی

!گر نغمه بلبل از پی گل شنوی

گفته بود,گر چه زبلبل شنوی

اگر دیگران حرفی - به نظام و نثر - دارند,ازاین منطق وحق منشعب شده است واگر طلبه بخواهد درسش، طوری باشد باشد که عوامل لفظی و معنوی را یاد بگیرد واز قرآن و روایات، بی خبر بوده باشد که عوامل لفظی و معنوی را یاد بگیرد واز قرآن و روایات، بی خبر بوده باشد, پس برای چه دارد درس می خواند؟ در راه تکامل خودش، به کجا می خواهد برسد؟ و هدف چیست ؟

مطلب دیگر,انس طلبه با، ادعیه است . ما در گفته ها و نوشته هایمان به عرض رساندیم که همانطوری که بحمدالله این رشته های علوم و فنون در حوزه های علمی است، چه خوبست که یک رشته و شعبه ای هم در فهمیدن زبان دعا, در فهمیدن زبان مناجات واذکار و شیرین زبانی های عاشقان و عارفان بالله بالله بوده باشد مثلا آن مناجات خمسه عشر حضرت امام سیدالساجدین علیه السلام، که جناب شیخ حر عاملی نقل کرده است - رضوان الله علیه - و خود صحیفه کامله، صحیفه مهدویه، خود نهج البلاغه و کتابهای دیگر ...

بنده فکر می کنم که اگر کلمات حضرت امام هفتم - سلام الله علیه - جمع آوری بشود (کع عمده اش در[ بلدالامین] جناب کفعمی است ), کمتراز صحیفه کامله سجادیه نیست .استدعا کردیم که آقایان محصلین در حوزه های علمی، وقتی به زبان عربی آشنا شدند, دوره هایی را گذراندند, یک مقدار بالا آمدند و بال و پری در آوردند, چه خوب است که به فهمیدن زبان ادعیه واوراد واذکار و مناجات وسائط فیض الهی، هم آشنایی پیدا کنند.

حالا بنده روی بینش خودم گفتم چه خوب است به این ترتیب باشد:

اولین کتاب، کتاب[ مفتاح الفلاح] شیخ بهائی باشد, و پیش استاد زبان فهم بخوانند. بعداز آن کتاب[ عده الداعی] ابن فهد باشد که بسیار کتاب عظیم الشان است چنانکه خودابن فهد هم مرحوم استاد[ علامه طباطبائی] می فرمود که جناب ابن فهمد و سیدبحرالعلوم و سید بن طاووس، از کملین اند. بعداز آن[ قوت القلوب] ابوطالب مکی باشد. بعداز آن [ اقبال] سید بن طاوس باشد و بعداز آن[ صحیفه سجادیه] . که آن اسرار و لطائفی که درادعیه، در مناجات و دراذکارائمه پیدا می شود, در روایات پیدا نمی شود و جهتش را هم به عرض رساندیم که در روایات نوعا مخاطبشان اکثری مردم هستند و در آنجا محکوم هستند به : [کلم الناس علی قدر عقولهم]، لذا به فراخور فهم مردم با آنها صحبت کردنداما درادعیه، دراذکار, دراوراد, نه خیر آنجا در خلوت خانه عشقشان، در آن شبهای تارشان، با محبوب و معشوق حقیقیشان، آنچه که در نهانخانه سرشان و ذاتشان داشتند, شیرین زبانی کردند و پیاده کردند. آن لطائفی که در کتب ادعیه استفاده می شود, در روایات نمی شود.

ما ذخائر داریم، ما کتاب داریم، در تمام فنون کتاب داریم، در تمام فنون روایات داریم و حیف است که ماازاین ذخائر وسائط فیض خودمان بی بهره بوده باشیم .

جناب سیدعلی خان مدنی - رضوان الله تعالی علیه ایشان، صحفیه سجادیه را به نام[ ریاض السالکین] شرح کرده اند. جناب شیخ بهائی بر صحیفه حواشی و تعلیقات دارند. مرحوم فیض هم همینطور. مرحوم سیدجزایری همینطور, و در زمان ما مرحوم استاد, آقای قمشه ای ترجمه کرد و جناب استاد, آقای شعرانی ترجمه کرد, با آن حواشی عجیب و سنگینی که بر صحیفه سجادیه دارد.

کتابهای بسیاری که ازائمه اطهار ما روایات عدیده و رسائل گوناگون،اینهمه فیض ها و برکات از آن وسائط فیض الهی به ما رسیده است . طلبه هدفش باید قرآن باشد و روایت باشد. بنده خودم یکی از توفیقاتی که بحمدالله تعالی در محضر شریف دو تن ازاساتیدم داشتم، در خدمت روایت بودم . یکی وافی بود که در محضراستاد بزرگوارم جناب آقای شعرانی بودم که ایشان در آن وقت وافی را تحشیه می فرمود. بنده در خدمت ایشان بودم مقداری من می خواندم وایشان گوش می کردند و گاهی ایشان می خوانند و من گوش می کردم و حواشی را هم که می فرمودند, می نوشتند. می فرمودند که آقا, آدم به عیب نوشته خودش پی نمی برد.اما دیگری که می خواند, یا می شنود, متوجه عبارات و نشیب و فراز آن می شود و مثلا یک مقداراگر حرفی پیش می آید, مفهوم می شود, مشخص می شود. ما از وافی در خدمت ایشان خیلی خیلی بهره بردیم برکتی ازاین جامع عظیم الشان روائی در محضر شریفشان بهره ما شده است و بعداز آن در محضر مبارک حضرت علامه طباطبائی - رضوان الله علیه - که بنده با جمعی از آقایان، آنجا در خدمت آقای شعرانی تنها بودم،امااینجا در محضر آقایان دیگر, دوستان دانشمند فاضل ما, آقایانی بودند که ما چندین کتاب بحار را در محضر شریف ایشان از بود تا ختم، خواندیم (بنده همه را در دفتر خاطراتم یادداشت کرده دارم، که مثلا معاد بحار را کی شروع کردیم و کی تمام، و توحید بحار را در محضر مبارکشان کی شروع کردیم، کی تمام شد

اصل قرآن و سنت است، و تمام این علوم و فنون، آن فلسفه که عقل و استدلال و برهان و منطق است، برای این است که آن خطبه های توحیدی حضرت وصی علیه السلام را آن خطبه های عرشی حضرت سیدالساجدین و زین العابدین، و دیگر فرموده های ائمه اطهار ما را و آیات قرآنی راادراک کنیم . اگر برهان واستدلال نبوده باشد,اگر علم عرفان نبوده باشد, عرفان نظری نباشد,اگر فلسفه الهی نباشد, چه کسی باید به این حرفها برسد؟ و چگونه می توانداینها را حل بکند؟اینها, تمام این علوم و فنون، برای این است که به آن مقام برسیم یعنی به منطق وحی آشنا بشویم . باز به عرض می رسانم که:[ لاعتلاءالی فهم الخطاب المحمدی] .

بالاخره عمده خود طلبه است . طلبه که عاشق باشد, تشنه باشد, خواهان باشد, مثل تشنه ای است که خداوند, آب را برای او آفریده است، همانطوریکه تشنه آب می خواهد, آب هم تشنه تشنه است که :

حکمت حق در قضا و در قدر

کرده ما را عاشقان یکدگر

آب می نالد که کو آن آبخوار

تشنه می نالد که کو آب گوار

حوزه : در زمینه ادبیات فارسی و عربی - که در هر دو قسمت تبحر ویژه دارید, طلاب چه تکالیف و وظائفی را بر عهده دارند؟

استاد: درادبیات عرب، که رشته اختصاصی آقایان است و باید بقدری بخوانند که ادیب بشوند, زبان فهم بشوند واز آن طرف، در زبان فارسی حواشی کارهایشان را در مطالعات دستور زبان فارسی، قرار بدهند. طلبه ای که دستور زبان عربی یا دستور زبان فارسی را خوانده، به مطالعه کردن، نگاه کردن، متون کتب فارسی و عربی بپردازد. مثلا آن پیشترها,[ مقامات حریری] می خواندند و چه کار خوبی بود و بسیاری از کتابهای دیوان قدما را در عربی، می خواندند و چه کار خوبی بود. اینها, در فهمیدن کتابهای تفسیری، شرح روایات کمک می کند.الان شما [تبیان] جناب شیخ طوسی را ببینید,[تبیان] شیخ طوسی تفسیر قرآن است که[ مجمع البیان] خلاصه آن است .[ مجمع البیان] مرحوم طبرسی، خلاصه [تبیان] شیخ طوسی است . می بینید جناب شیخ طوسی، جناب طبرسی، در [مجمع البیان]، در[ تبیان]، وقتی می خواهند لغتی را معنی کنند, چقدر تمسک می جویند به اشعار عربی، آن اشعار زمان جاهلیت، که قرآن، شعرای زمان جاهلیت را هم زنده کرد. یعنی قرآن علم را زنده کرد و شعرای زمان جاهلیت،اگر قرآن نبود, آنها زنده نمی ماندندالان در[ مجمع]، در[ تبیان]، در کتابهای دیگر برای یک لغت می خواهند شاهد بیاورند, فلان گوینده، فلان سراینده، در دیوانش چنین گفته, آنها را هم احیاء کرده است .

البته طلبه به متون کتابهای اخلاقی، مثل[ مرزبان نامه]، مثل[ کلیله و دمنه] و[ گلستان] و[ بوستان] سعدی، کتابهای سنائی غزنوی و نظامی گنجوی و دیگر بزرگانی که زبان ادبی شان، مثل کتاب حماسی فردوسی، که اینها گفته هایشان برای نویسندگان دستور زبان فارسی، بعنوان شاهداز آنها نقل می کنند. بااینها حشر داشته باشد, که در نوشتنش، در گفتنش، بداند که فارسی یک قاعده ای دارد و عربی یک قاعده ای دارد و در گفتارش، در قملش، یک وقت ناروا نیاورد. مثلا برای من پیش آمد که آقایی[ صلی الله علیه و آله طاهرین] را ترجمه کرد:[صلوات براو و بر آل پاکانش[ .[ طاهرین] جمع طاهراست اما در فارسی، صفت و موصوف لازم نیست که با هم در چهار چیزاز ده چیز مطابقت کند, که اگر موصوف جمع باشد, صفت هم جمع بوده باشد. مثلا ما بگوئیم که مردان دانشمندانی آمدنداین درست نیست . در فارسی موصوف که جمع است، صفت را مفرد می آورند: مردان دانشمندی آمدند, دیگر نمی گویند مردان دانشمندان .اما چرا, در عربی، وقتی که موصوف جمع بوده باشد, صفت هم جمع است وازاین گونه شواهد. این طلبه باید برای زبانش (چه فارسی، چه عربی ) به متون عربی اصیل، متون فرارسی اصیل مراجعه داشته باشد, طلبه بخواهد درس بخواند, بخواهد که قلمش را,زبانش را تعدیل کند, تعلیم بدهد, بدرستی حرف بزند, برایش آسان است . عمده همان حرفی است که عرض کردم که وقتش را مغتنم بشمارد و بداند که در راه کمال خودش، دراین مسافت عمرش، بااین عمر کم کذائی که از[ الف] تا[ باء],این مسافت، حصه اوست . دراین حصه زمانش، باید خودش را به جایی برساند.اگر حواسش جمع بوده باشد, هم رشته فنون و علوم را خوب تحصیل می کند و هم دستور زبان فارسی و عربی اش خوب می شود و هم به نعمت حسن خط متنعم می شود و هم می تواند یکی دوتا زبان فرا بگیرد. عمده این است که حواسش جمع بوده باشد. به عزم واحد و هم واحد, محصل باشد و دنبال تحصیل کمالش، بایدیک دال داشته باشد با چندین هوس و چندین خواسته، مشکل است که کارش به جایی برسد. عزم واحد و هم واحد داشته باشد, به این حرفها آشنائی پیدا می کند و باید هم آشنائی پیدا به کند. بنده این[ کلیله دمنه] را که حالا تجدید چاپ شده است، بیست و پنج - شش سال پیش در تهران تصحیح کردم و آن دو باب[ کلیله و دمنه] را - که نصرالله منشی ترجمه نکرده است - به همان سبک[ کلیله و دمنه]، ترجمه کردم، و بر آن افزوده ام و حواشی و ماخذاشعار عربی و فارسی همه را یافتم که چوه خیلی به دیوان شعراء عشق و علاقه داشتم واین عشق و علاقه درست است که درابتدا داشتم، اما در محضر مبارک جناب آقای شعرانی، مشتعل شده و برافروخته شد. چون خودشان خیلی عجیب به دواوین شعرا - عربی و فارسی - آگاهی داشتند. بخصوص که در درس و تصحیح[ مجمع البیان] در محضرایشان افتادیم به دیوان شعراا عرب و مقداری دیوان فراهم کردیم و با آنها حشر داشتیم که در محضر شریف ایشان،این ایده و خواسته مان، خیلی به تکامل و رونق دست یافت، بطوریکه من تمام اشعار وامثال فارسی و عربی[ کلیه و دمنه] را یافتم و در پاروقی اش نوشتم . نمی دانم یک دو ه بیت از عربی را پیدا نکردم که می گشتم گوینده اش را بیابم یکی از آقایان که الان در قید حیات هستند تهران، و خودش هم نوسنده است و کتابخانه ای هم در دستش بود و آدم بزرگواری است و من دو سال به آن کتابخانه هم می رفتم وایشان از کار من آگاه بودند, گفت کار کلیله به کجا رسید؟ گفتم فقط دو سه بیت مانده که نتوانستم پیدا کنم از کیست .ایشان به من فرموده آقا بگذاراین دو سه بیت باشد,این را دیگران پیدا کنند, که تا بدانند که شما در تصحیح این کتاب و ترجمه آن دو باب چه زحمت کشیده اید. واین دو باب را که من ترجمه کردم اولین بار آوردم خدمت حضرت آقای استادم شعرانی که نگاهی بفرمایند وایشان این دو باب را پیش من بلند بلند می خواندند و من خودم گوش می کردم و خودش هم بلند بلند و چقدر مواظب بود و بعضی از مطایبات داشتند و چقدر تمجید کرد و فرمایشاتی که دراین باره داشتند, بخصوص وقتی که من جلدین کافی، [ اصول کافی] رااعراب گذاری کردم،این پیرمرد چقدر وجد کرده و چقدر خوشحال شده و حتی در آن نوشته - مرقومه ای که برای من ارسال کرده بودند - عمل مرا راجع به اعراب جلدین اصول کافی به قلم آورده، و چقدر خرسند, که مثلا یک شاگردش، قلم فارسی اش آن که دو باب[ کلیله و دمنه] را ترجمه می کند و پاورقی اش آنطور و زحمتش آنطور و[ اصول کافی] رااعراب گذاری می کند, مثلا به این صورت،این عربی اش و آن فارسی اش . - هر چند عنوان واظهاراین عرایض برایم غلط است . .

وقتی در خدمت آقای حاج حسن آقای مصطفوی بودم، (خدا حفظش کند, در تهران نزدیکیهای بازار نوروزخان بازار بوذر جمهری آن روز)ایشان کتابفروشی داشتند. بنده وارد شدم خیلی هم با ما محبت داشتند و من ممنون ایشان هستم که بسیاری از کتابهایمان راازایشان خریدیم به اقساط. ما با ما راه می آمد که ما آن کتابها راالان داریم امااز برکت وجودی ایشان است که به اقساط. با ما راه آمدند. ما با پول طلبگی خودمان، پنج تومان، ده تومان، توانستیم به ایشان بدهیم . مثلا یکی از کتابهایی که ازایشان خریدیم والان نوشته ام درابتدای آن کتاب هست، آنروز شرح تذکره بیرجندی] - تذکره هیئت نسخه خوبی - برای ایشان آمده بود. گفتنداین نسخه برایم آمده و نسخه بکار شما می آید, که شرح تذکره در هیئت خیلی اهمیت دارد. متن آن از خواجه طوسی است و شرح آن از فاضل بیرجندی . فرموداین نسخه بکار شما می آید. صد و پنجاه تومان از ما پول گرفتند, پنج تومان هم من می خواهم . گفتم : حاج آقا من نمی توانم . گفت ببرید,اقساط می دهید.این کتاب حیف است که دست شما نباشد. تااین اندازه محبت داشتند که من الان نوشته ام در ابتدای آن کتاب مربوط به تاریخ اقساط تقدیم پول، به ایشان موجود است . سیزده ماه طول کشیده، تا من این صد و پنجاه تومان را به ایشان بدهم .

غرض این که وقتی در مغازه ایشان بودم، آقایی ازاساتید دانشگاه در آنجا نشسته بود, من که وارد شدم، حاج آقا مصطفوی به آن آقا رو کرد و گفت : آقا! آقای حسن زاده ایشان هستند. بعد آن آقا تواضع کرد و احوالپرسی کرد و گفت : من[ کلیله و دمنه] شما را دیدم خیلی زحمت کشیدید. خیلی فرمایشات فرمود بعد به من گفت : (حرف آن آقا) داعی نداشته باشید که شما را بشناسند که[ کلیله و دمنه] را یک طلبه، یک آخوند, تصحیح کرد. گفتم آقا من که داعی ندارم من که نمی خواهم یک شیپور در دست بگیرم بگویم آن کسی که[ کلیله و دمنه] را تصحیح کرده، بنده ام .اما سرکار عالی چگونه این فرمایش را می فرمایید. گفتند برای اینکه در سطح دانشگاه بطوری تبلیغات سوء کرده اند که دانشجو, باورش نمی شود که یک آخوند, یک طلبه دست به قلم کند, به فارسی چیزی بنویسد!

البته، طلبه فارسی بخواند, طلبه عربی بخواند طلبه اهل کار بوده باشد.از حق نگذریم، شما می بینیداین آثار قلمی فارسی نویسندگان علمای ما, همه برای دیگران و سند و شاهدند. کتابهایی را که بزرگان ما نوشته اند, مثلااین[ اوصاف الاشراف] خواجه را می بینید.این[ اخلاق ناصری] خواجه را می بینید. آن رساله باباافضل کاشی را که رساله ارسطو را در نفس،ایشان ترجمه کرده اند و چه بسیار, یکی دو تا ده تا صدتا هزارتا نیست . که اینها دانشمندان و علمای ما بودند. به نظم و نثر, فارسی شیوا و رسا کتابها نوشته انداینها آخوند بودنداین نظامی، آخوند بود, سنائی، آخوند بود, حافظ, آشیخ محمد بود, و همینطور سعدی، شیخ سعدی بود.اینها ملا بودند در رشته های گوناگون، در همه فنون اسلامی زحمت کشیده بودند, منتهی ذوق شعری شان خیلی ظریف بود. طعبشان خیلی بلند بود, به شعر و شاعری شناخته شدند, - خدا رحتمشان کند اینها کسانی که الان تمام کتابخانه های کره،ارزش کتابخانه هایشان را, باید بگویم که علمای اسلام فراهم کرده اند. نسخه ای که دارند, در طریف کاری شان، و صنعت قلمی شان، جهات دیگرشان، نظم شان، نثرشان، کارهای هنری شان، همه از آخوندهای اسلام است، همه از روحانیت اسلام است . تمام کتابهای ارزنده کرده و موزه هایی که در کره هست، اینها همه از آثار قلمی،از هنردستی روحانیون ما در همه ابعاد باشد, این را نمی شودانکار کرد.

طلبه به دنبال درس باشد, به دنبال کمال باشد و وقت خودش را, عمر خودش را مغتنم بشمارد,البته حائز همه کمالات می شود و بخوبی، بنحو اتم می توانداینها را تحصیل کند و بدست آورد.

حوزه : در زمینه مسائل اخلاقی و معاشرتی که طلاب و روحانیون، به عنوان مقتدای مردم، ملزمند که دراجرای آن بکوشند, رهنمودهای حضرتعالی حضرتعالی، مسلما مفید خواهد بود. بخصوص اگر موارد, جزئی تر بشود که شیوه و راه حرکت را, نشان بدهد.

استاد: ما در عالم، کاری مهمتراز خودسازی نداریم، و تمام این درس و بحث، برای آن است که خودمان را درست بسازیم . در حکمت متعالی مبرهن است که علم و عمل،انسان سازند وانسان ابدی است، برای ما [ الی] و[ حتی] و[ متی] راه ندارد و برای طیران به قله معارف و سعادت، دو بال لازم داریم . کتب اخلاقی، بزرگان ما زیاد نوشته اند. مانند[ احیاءاحیاء] مرحوم فیض و[ جامع السعاده] مرحوم نراقی، و ... این کتابهای اخلاقی بطون آیات و روایات اند که برای انسان سازی اند. و تمام درسهایی که خوانده می شود, حوزه هایی که تشکیل می شود, بحث و تحقیقی که می شود, همه برای این است که نسان بتواند نهال وجود خودش رااز قوه به فعلیت برساند,از نقص به کال بکشاند وانسان سعادتمند بشود. حالا سعادت را مراتبی است، آنطوری که بزرگان فلاسفه الهی ما نوشتند, مثلا فارابی نوشت، شیخ الرئیس نوشت، مرحوم آخوند ملاصدرا نوشت - رحمه الله علیهم - آن است که انسان، بقدری اعتلای قوت نفسانی پیدا بکند که بتواند کار عقول را, مفارقات را,انجام بدهد, بدون اعمال آلات وادوات مادی،این دیگر خیلی مقام بالا هست که انبیااین طوریند, سفرای الهی اینطوریند, که می بینیم به همان قوت روحانی شان، تصرف در ماده کائنات می کنند بدون اعمال ابزار و آلات مادی که حضرت موسی کلیم، رود نیل را وقتی شکافته، فرعونیان را غرق کرده، دیگر سد که نیست با بیل و کلنگ،این به همان تصرف روحانی اش به اذن الله توانست که شق البحر کند, و یا به زمین که امر داد قارون را بگیرد.اینچنان نبود که با بیل و کلنگ برای او گور بکند, با همان قوه روحانی اش و نفسانی اش، شق الارض کرده، زمین را شکافته، و هکذا.این دیگر آن کمال سعادت برای انسان است، که بتواند تصرف در ماده کائنات کند بدون اینکه اعمال ابزار و آلات جسمانی کند وانسان باید به چنین قوه روحانی و معنوی برسد و براه بیفتد, به اندازه توان خودش، قابلیت خودش که[ لیس للانسان الا ماسعی], به آن اندازه که سعی کرده به همان حد نائل می شود که برسد. در این باره که راجع به سعادت انسان عرض کردم که انسان سعید, آن کسی است که تصرف در ماده کائنات بدون اعمال ابزار و آلات مادی کند, روایتی از حضرت وصی - سلام الله علیه - به عرضتان برسانم که این متن همه این حرفها درباره بیان سعادت انسان است. متن همه این حرفها, فرمایش حضرت وصی علیه السلام است (واینه بنده، جناب امیرالمومنین را به لقب وصی نام می برم، جهتش این است که به شهامت ماخذ روایی صحیح و شعرای زمان صدراسلام و کتابهای اصیل اسلامی ما, حضرت امیرالمومنین در صدر اسلام، به [وصی] شناخته شده بود. من شواهد دراین باره فراوان دارم، در جائی از شرح نهج البلاغه، بعنوان هدایت وارشاد, بسیاری از ماخذ را, که از همان صدراسلام، کسانی او را به وصی وصف کرده اند, و دراشعار و غیر اشعار نام برده اند, جمع آوری کرده ام .ایشان به وصی شناخته شده بود, جز اینکه همان طور که حرف حق به زبان فخر رازی در تفسیرش [مفاتیح]، تفسیر کبیرش، جاری شده، بنی امیه دست به دست هم دادند که آثار امیر المومنین را محو کنند و اینها یکی از کارهایشان این بود که بالاخره، این اشتهار, واین لقب را برداشتند, والاایشان معروف بود به وصی - صلوات الله علیه .

غرض این که جناب وصی درباره قلع (کندن ) باب خیبر, فرمایششان این است این روایت را, هم جناب شیخ اجل صدوق، در[ امالی] اش یعنی مجالسش نقل کرده و هم جناب عمادادلین طبری، که ازاعلام قرن ششم هجری است و از شاگردان بنام جناب شیخ طوسی است، در کتاب شریف[ بشاره المصطفی، لشیعه المرتضی] چاپ نجف، صفحه 235, با سلسله سند معنعن، روایت را نقل کرده که علی[ع] فرمود[ :والله ما قلعت باب خیبر و قذفت به اربعین ذارعا تحس به اعضای بقوه جسدیه و لاحرکه غذائیه و لکن ایدت بقوه ملکوتیه و نفس بنور ربها مستضیئه] قسم یاد می کنند که من درب ا زقلعه خیبر بر نکندم واو را به چهل ذارع ( به چهل ارشک ) بدور نیفکندم مگراینکه به قوه ملکوتی و به نفسی که به نرو ربش مستضیی بوده است، بوقوع پیوست (نه به قوه جسدی و حرکت غذائی ) آنوقت عمده غرضم و عرضم دراین حدیث،این است که فرمود[ لم تحس به اعضائی]، من دست دراز نکردم، درب را نگرفتم، به همان قوه ملکوتی، به آن قوه ای که موسی کلیم دریا را شکافته، به آن قوه ای که زمین را شکافته، به آن قوه ای که دیگرانبیا سفرای الهی به اذن الله تصرف در ماده کائنات می کنند.این هست سعادت انسان، نهایت مرحله سعادت انسان،این است که به علم و عمل براثر حضور و مراقبت و در مسیر سلوک الی الله بدین سعادت نائل شود که در عداد مفارقات قرار بگیرد که فعل اواحتیاج به اعضا و جوارح مادی نداشته باشد که صریحا دراین حدیث شریف آقا فرمود[ قذفت به اربعین ذارعا لم تحس به اعضائی]، دستم به او نرسیده .این نهایت سعادت است . و ما در علم و عمل مان می کوشیم که به مقامات مفارقات نوری برسیم . به جایی برسیم که انسان کامل بشویم . یعنی انسان کامل را سرمشق خودمان قرار بدهیم . هراندازه که با آن میزان قسط, با آن معیار عدل که انسان کامل است نزدیکتر شدیم، به همان اندازه انسان تریم، به همان اندازه ارزش ما بیشتراست، به همان اندازه بهشت ما بهشت فراتر و بالاتر و عالی تراز بهشت دیگران است چون درجات به اندازه درجات آیات قرآن به تعبیر حضرت وصی علیه السلام، متفاوت است . مراتب دارد. آقا به فرزندش، این حنیفه فرمود که مراتب درجات بهشت به عدد آیات قرآن است .

این مرحله نهائی آن،انسان کامل است که به چنین قوه ای برسد که [لم تحس به اعضائی] . و به قوه ملوکتی، به آن نفسی که به تفبیر آقا [ولکن ایدت بقوه ملکوتیه و نفس بنور ربها مستضیئه] به نور پروردگارش مستضیی بشود, فروزان بشود, درخشان بشود. چنین نفسی پیدا کند که تصرف در ماده کائنات کند, به سعادتش نائل بشود. تمام این حرفها, درس، بحث، تلاوت قرآن، نماز شب، تمازهای یومیه، دیگر, صوم و صلاه، هر چه که هست، مطلقا همه برای پرورش نفس ناطقه است که علم و عمل انسان سازند وانسان شب و روز دارد خودش را می سازد و ما کاری مهم تراز خودسازی نداریم واین هدف انسان بیداراست،انسانی که در منزل یقظه قرار گرفته است، که اولین مرحله را فرموده اند یقظه است، بیداری است، یعنی تاانسان در خواب است که نمی داند کیست و نمی گوید من کیستم ؟ وقتی بیدار شده، دردش گل کرده، به دردش که رسیده، به درمانش هم می رسد. می گوید من کیستم ؟ و به دنبال استاد می رود, به دنبال مربی می رود, به دنبال کمال می رود, دیگراز تو حرکت،از خدا برکت . و ما کاری همانطور که در طلیعه عرضم تقدیم داشتم، مهمترازاین خودسازی نداریم و لذا کسانی که به این حقیقت رسیده اند, می بینیم که چقدر حرفهایشان حساب شده است، چانه شان را عقل می گرداند. در خوراکشان، در حضورشان، در مراقباتشان، در محاسباتشان، در برخورد به خلق شان که:

خلق را چون آب دان صاف و زلال

اندر آن تابان صفات ذوالجلال

بلکه با حیوانها همه حساب شده است .اینها شاگرد مکتبی هستند که استادشان حضرت وصی علیه السلام، در آن، خطبه[ حدیده] محماه نهج البلاغه می فرمود که سوگند به خدا,اگر هفت اقلیم را به علی بدهند که پوست جوی رااز دهن موری بدر آوردم، چنین کاری نخواهم کرد. با خلق خدا مهربان است، دلسوزاست، خواهان سعادت مردم است . شما در مواقع حساس تاریخ، سیره انسانهای کامل را ببینیدََ مثلااز جناب وصی علیه السلام، نصر بن مزاحم منقری کوفی، در کتاب [ صفین] نقل می کند, کتاب صفین نصر بن مزاحم خیلی ارزشمنداست .اولین کتاب صفینی است که در صدراسلام نوشته شده، بطوریکه ابن ابی الحدید, در [شرح نهج البلاغه] می گوید: بعداز نصر بن مزاحم، هر کسی که کتاب درصفین نوشت، عیال [صفین] ایشان است. وقتی در جنگ صفین، معاویه آمده، آب را به روی امام و لشکریانش بستند, شریعه را بستند, که اصحاب حضرت امیرالمومنین رااز تشنگی از پا در آورند. فریاداصحاب امام بلند شده که حیوانات ما تشنه اند, خودمان تشنه ایم . فرمود که چرا آب نمی دهید به اینها؟, عرض کردند که شریعه را بر روی ما بستند. آقا فرمود که بروید شریعه را بگشایید. آنها رفتند و نبردی کردند خیلی سنگین شکست دادند و آب را فتح کردند و حیوانات را آب دادند و آب آوردند و شریعه را گرفتند. حضرت دید خیلی از سربازانشان نیامدند,از آنها خبر گرفت، عرض کردند که اینها را آنجا موکل شریعه قرار دادیم که همانطور که معاویه و سربازانش آب را بروی ما بستند, حالا که ما آب را فتح کردیم، ما هم تلافی کنیم و شریعه را برویشان ببندیم . آقا فرمود: برگردید به آنها بگویید هر چه زودتر سربازان ما شریعه را به حال خود بگذارند که[ الناس فیها شرح واحد]. معاویه بد کرده ما بد نکنیم، حق نداریم که آب را بروی مردم ببندیم .این سیره یک انسان کامل است که با دشمن اینطور رفتار می کند.

باز در همان کتاب[ صفین]، نصر بن مزاحم، می گوید که جناب امیرالمومنین که داشت صف آرایی می کرد, دید یکی از سربازانش دشنام می دهد, بدگویی می کند. به ایشان فرمود, به کی فحش می دهی, بد می گوئی ؟ گفت به معاویه به سربازانش ایشان . فرمود: چرا فحش می دهی به اینها؟ عرض کرد مگر آقااینها به باطل نیستند؟ فرمود: مگر فحش دادن حق است ؟! بلی اگراینها باطلند, فحش دادن هم باطل است . به فحش دادن که نمی شود مردم را به راه آورد. حق ندارید که فحاشی کنید, بدگوئی کنید. در تمام شئون زندگی مااگر بخواهیم سیره و برنامه و دستورالعملی که بدست بیاوریم، به آن دستورالعمل، خودمان را تربیت کنیم تا به کمال انسانی خودمان برسیم، جز قرآن و جز منطق عترت در روی زمین و در زیراین آسمان کبود, ما دستوری نداریم، منطقی نداریم واینهاانسان سازند. ما باید به این برنامه بوده باشیم و آنها را سرمشق خودمان قرار بدهیم تا به کمال انسانی، تا به سعادت ما, تا به آن جنت ذات، [وادخلی جنتی] که نهایت مرتبه بهشت است و درباره آن، حضرت امام صادق فرمود: آن جنتی است که باغ و آب واین حرفها ندارد, اینها نیست .[جنت قرب] است.[جنت لقاء] است .[ جنت ذات] است . تا به آن جنت،انسان برسد, بایداین وسائط فیض الهی را, این امام را, پیشوا را,این ائمه را, سرمشق خود قرار بدهد و به طرف آنها در تمام شئون زندگی اش، قدم بر دارد, تا به سعادتش نائل بشود.

تمام تشکیل حوزه و درس و بحث، برای این است که انسان خودش را درست بسازد. و با دو بال علم و عمل، بتواند که طیران به سوی معارفش و سعادتش بنماید و دیگران را دریابد و مدینه فاضله تشکیل دهد. مطلقا, تمام شئونش را, چه با خلق خدا, بیگانه، آشنا, که باصطلاح در تربیت منزل بوده باشد, چه بیرون، بااشخاص، مربوط به مدینه فاضله است که اینها, تمام این شئون،از جنبه مباحث اخلاقی، همه در کتابهای علمی و اساسی بحث شده، موید به روایات و آیات،راه را برای ما فرمودند منتهی خداوند توفیق عمل به همه ما مرحمت بفرماید.

حوزه : می بخشید حاج آقا خیلی مزاحم شدیم .

استاد: لطف فرموده اید, بنده از شما تشکر می کنم و تقدیر می نمایم . دعاگوی شما آقایان هستم . خداوندان شاءالله بیش ازاین شما را موفق و موید بدارد. شما که در راه دلسوزی اجتماع هستید و می خواهید که حرف پیدا کنید که محصیلین را به شوق بیاورد. به سوی کمالشان بکشانند. شما که واسطه خیرید.ان شاءالله بیش ازاین موید و موفق باشید. خداوند شما را عاقبت به خیر بفرماید. سر شما را به انوار ولایت نورانی بفرماید.ان شاءالله دعای من در حق شما مستجاب باشد. خود من هم دراین دعا یا شما شریک بوده باشیم .ان شاءالله .

مصاحبه با علامه مرتضی

گفت و گو با حضرت استاد علامه ی عسکری

انتظار: بسم الله الرحمان الرحیم . از این که وقت گرامی خود را در اختیار ما قرار دادید، سپاسگزاریم .

با توجه به این که در بحث مهدویت، یکی از عمده ترین منابع ما، روایات است، می خواستیم در ابتدا، نظر حضرت عالی را در مورد مکتب خلفا و ارزش منابع روایی اهل سنت و نیز روایات شیعه، جویا شویم .

استاد: اصولا مکتب خلفا را هر شیعه ای نمی تواند بشناسد، بلکه متخصصانی مانند مرحوم شرف الدین و علامه ی امینی می خواهد . بنده هم در این زمینه، کارهایی کرده ام . حالا می گویم . اولا، این برادران، صحاح سته دارند، ولی ما به جز قرآن، صحیح نداریم . من، درباره ی کافی نوشته ام که روایات ضعیف دارد، آیة الله خویی می نویسد، خود مرحوم کلینی معتقد نبوده است که همه ی روایات کافی صحیحه است .

انتظار: از کجا این سخن را نقل کرده اند؟

استاد: از خود کافی دلیل می آورد . سایر کتاب ها را هم می آورد . ما اصلا کتاب صحیح نداریم . البته، اخباریان، آن را صحیح می دانند . ما، یا اصولی هستیم یا اخباری، حوزه های علمیه که اصولی اند، غیر قرآن را به صحت نمی شناسند . صحیفه ی سجادیه، سند دارد و سندش هم صحیح است، مگر چند دعای آخرش که اجماع بر آن است . نهج البلاغه را هم، اسنادش را بیرون آورده اند و چند نفر در این باره کتاب نوشته اند . ما باید روایات را ببینیم . بدون دیدن روایات، نمی توانیم بگوییم صحیح است یا نیست .

اما در مکتب خلفا آورده اند که عبدالله بن عمرو عاص می گوید: کنت اکتب کلما اسمعه من رسول الله فنهتنی قریش - قریش یعنی مهاجرین - قالوا کلما: «تسمعه من رسول الله تکتبه و رسول الله بشر یتکلم فی الغضب و الرضا . (1) » .

از عمار خوش اش می آید، گفته است: «العمار مع الحق » و از علی خوش اش می آید، گفته است: «علی مع الحق و الحق مع علی » ! ، حرف اینان، این است! می گویند: «با این وصف، هر چه می گوید، می نویسی؟» . می گوید: «به پیامبر، جریان را گفتم .» ، فرمود: «اکتب! فوالذی نفسی بیده! ما خرج من فی . فی، یعنی فمی الا الحق . (2) » . این، در زمان پیامبر بوده است . در عبدالله بن سبا نوشته ام، در صحیح بخاری دارد که پیامبر، در مرض وفات اش فرمود: «آتونی بدواة وقرطاس اکتب لکم کتابا لن تضلوا ابدا . من بعدی .» . آن هم به صورت نفی ابد «لن » و نه «لا» . عمر حاضر بود، گفت: «حسبنا کتاب الله; کتاب خدا ما را بس است .» . اختلاف شد . - یکی گفت - در روایت ندارد چه کسی، ولی غیر از عمر نمی تواند باشد: «ان الرجل لیهجر; این مرد هذیان می گوید .» ! خواستند بروند بیاورند که پیامبر فرمود: «او بعد ماذا؟ ; دیگر بعد از این حرف که زدند؟ !» .

استاد: در تذکرة الحفاظ ذهبی (از بزرگان اهل سنت) آمده است، ابوبکر که خلیفه شد، گفت: «از پیامبر حدیث نگویید . اگر کسی از شما پرسید، بگویید، بیننا و بینکم کتاب الله احلوا ما احله و حرموا ما حرمه .

یک روایت از عمر بن خطاب می گویم . این یک روایت، که برای شناخت او و این که در زمان خودش چه کرد، کافی است . کسی بود که روایت می پرسید، او را منع کرد، مگر آن روایاتی که در وضو و تیمم و در مورد احکام، بود، یعنی، در فضایل نپرسید . در کتاب طبقات ابن سعد در ترجمه ی «قاسم بن محمد بن ابی بکر» آمده است که در زمان عمر، بعضی از صحابه، روایاتی نوشته بودند و نگاه داشته بودند . بالای منبر صحابه را قسم داد که هر کس روایاتی از پیامبر دارد، بیاورد . گمان کردند می خواهد جمع کند . آوردند . همه را در آتش انداخت!

از این ها، زیاد است، لذا روایاتی که بوده، از دست رفته است، مگر روایاتی که در کوفه بعد از این که امیرمؤمنان خلیفه شد . اگر امیرالمؤمنین، در کوفه خلیفه نمی شد، می بایست خدا، پیامبر تازه ای بفرستد، برای این که آن چه پیامبر آورده بوده دفن کرده بودند .

حضرت امیر که در کوفه خلیفه شد - البته همه ی خطبه ها در نهج البلاغه نیست . مسعودی که صد سال قبل از شریف رضی بوده، می گوید، چهار صد خطبه در زمان ما، از علی حفظ دارند صحابه را به روایت کردن وا داشت . تعداد صحابه اش، هزار و هشتصد نفر بودند . این روایت هایی که پیدا می شود، برای این زمان است . بعد، معاویه که سال چهل و یک آمد، از نشر حدیثی که از فضائل حضرت امیر باشد، منع کرد و گفت: «آتونی بمنا قض له; هر چی از علی هست، ضدش را بیاورید .» این، بحث مفصلی دارد . مرحوم شریف الدین در ابوهریره بحث کرده، من هم در جاهایی بحث کرده ام .

بنابراین، روایاتی که منافات با مکتب خلفا دارد، نمی توانید بگویید: «کجا هست؟» ; زیرا، از دست رفته است . در روایات آنان، عدد ائمه را داریم، طول عمر حضرت حجت را خود سنی ها بحث می کنند، که الته جای آن را الآن به خاطر ندارم می گویند: «دو نفر، عمر طولانی دارند: شیطانی و خضر .» . یک خوب و یک بد . خودشان می گویند . غیبت حضرت حجت را از این می توانیم بفهمیم که بعد از این که حضرت حجت به دنیا آمد، پنهان بود . اگر پنهان نمی بود، زنده نمی ماند . دلیل غیبت اش این است که اگر بین ما بود و پنهان نمی بود، زنده نمی ماند . همان هایی که همه ی ائمه را کشتند، حضرت امیر و امام حسن و سیدالشهداء را، حضرت موسی بن جعفر را که زندان کردند، می توانستند حضرت حجت را نیز بکشند حضرت حجت به دلیل این که غایب است، زنده مانده است .

انتظار: درباره ی احادیث مهدویت در صحیحین و صحت آن ها می خواستیم گفت و گو کنیم .

استاد: روشن شد که به دلیل مطرح نکردن احادیث بسیار، این ها صحیح شده است . من، یک بحثی با شیخ الازهر در مصر داشتم . من، در عراق، دانشکده ی اصول دین داشتم . رفته بودم که قرارداد فرهنگی با دانشگاه اصول دین الازهر ببندم . گفتم: «انتم اغلقتم علی انفسکم باب الاجتهاد و آن را در چهار نفر منحصر دانستید، والیوم ادرکتم خطاکم - الان می گویند، شیخ الازهر هم مجتهد است، بن باز هم مجتهد است - والاکثر من ذالک انکم اغلقتم باب العلم . الشیخ البخاری اجتهد و قال ان هذا العدد من الاحادیث صحیح، و ما یمنعکم من ان تبحثوا عن احادیث التی کانت عندالشیخ البخاری والمسلم موجود عندکم . ادرسوا الاحادیث مرة اخری .» . خودشان مستدرک صحیحین هم دارند . حالا، چه جوابی داد! خیلی خنده دار است! مجلس هم بسیار محترم بود . سفارت عراق، مشرف بر رود نیل بود . شبی مهتابی بود و خلی زیبا . سفیر عراق در مصر، سیدعبدالحسن زلزله بود . او، با من دوست بود . او، من و شیخ الازهر و وزیر اوقاف مصر را - که ائمه ی مساجد را تعیین می کند و دومین شخصیت است - میهمان کرده بود .

انتظار: چه سالی؟

استاد: یادم نیست .

انتظار: قبل از انقلاب است؟

استاد: بله، خیلی قبل . این را که گفتم، شکست خورد . «المصیبة فیکم انتم تلعنون الصحابة .» . من دیدم اگر بگویم، نه لعن نمی کنیم، همه می دانند که دروغ می گویم، و اگر بگویم، آری، شکست خورده ام، پهلوانی کردم و گفتم: «لهذه القضیة سابقة تاریخیة . فی سنة احدی واربعین، امیرالمؤمنین خلیفة رسول الله معاویة بن ابی سفیان، امر بلعن الامام علی فی خطب الجمعة فی الحرمین . و جری اللعن علیه من اقصی بلاد افریقیا الی البلاد العربیة و الی اقصی البلاد الایرانیة . و بقی ذالک مستمرا الی مجی ء العباسیین سنة مئة و ثلاث و ثلاثین عدا سنتین من حکم عمر بن عبدالعزیز .» . داستان هایی هم در لعن داشتم، گفتم . یکی اش این بود که «نسی احد خطباء الجمعة ان یلعن الامام علینا علی المنبر فلعنه الف مرة هو راکب علی بغلته . بنوا هناک مسجد اللعن .» . گفتم: «یا تری! فی کل هذه المدة سکت آل علی و سکت شیعته، لا، لعن معاویة . . . و از آن حد یک مقداری هم بالاتر رفتند! این که چرا، چیزهایی که منافات با عقاید خلفا دارد در صحیحین نیامده است، پر واضح است . از جمله ی آن ها اخبار غیبت است; چون، ذکر اخبار غیبت حضرت، برای خلفایی که حضرت برای حفظ جان اش مامور به پنهان شدن بوده، امکان ندارد . نمی شد ذکر بشود، لذا فقط در روایات شیعه آمده است .

انتظار: اسامی اهل بیت که در بعضی روایت ها ذکر شده است .

استاد: کتاب هایی که اسامی اهل بیت را از پیامبر دارد، اولا دوازده تا دارد و چه دعواهایی بر سر این که این دوازده تا چه کسانی اند، شده است .

انتظار: «کلهم من قریش » را داریم .

استاد: بله; داریم . حضرت امیر می فرماید: «من هذا البطن، من هاشم .» .

انتظار: این که در صحیحین، در روایات غیبت، نام امام زمان ( علیه السلام) نیامده، ولی روایات دجال، و علائم ظهور آمده است، تحلیل شما چیست؟

استاد: نقل نکردن روایات غیبت در کتاب های پیروان مکتب خلفا، برای این است که خلافت شان را حفظ کنند . آنان، چون خلافت شان را باطل می دانند، از آوردن چیزهایی که بطلان کارشان را آشکار کند، پرهیز می کنند . ما، چون قائل به خلافت حقه ی آنان نیستیم، روایات را نقل کرده ایم .

من، در معالم الموردستین آورده ام که تا آخرین خلیفه ی عثمانی، منصب قاضی القضاة وجود داشته است . دلیل این کار چیست؟ چون به حضرت حجت معتقد نبوده اند! اگر امامت درست باشد، نوبت به این ها نمی رسد .

انتظار: اگر به صورت دقیق بررسی کنیم، می بینیم در موضوع دجال، بیش تر روایت دارند .

استاد: دجال، منافاتی با خلافت آنان ندارد، اما معنای وجود حضرت حجت، این است که خلافت آنان باطل است .

انتظار: به طور کلی، اهل سنت درباره مهدویت چه گونه می اندیشند؟

استاد: تمام سنیان، مخصوصا وهابیان، درباره ی مهدویت کتاب دارند . مهدویت را همه قبول دارند، منتها در این که الآن زنده است یا نه، اتفاق ندارند، یک جهت آن، این است که حوزه های ما، از زمان امام جعفر صادق، علیه السلام، حفظ شده است، ولی حوزه ی آنان، منقطع شده است، نه این که نیست . دیگر این که، در حوزه ها، ما، فقیه داریم و رجوع به فقها می کنند . همین، سبب حفظ حوزه شده است . آنان بی خبرند، نه این که کم تر از ما دارند . از حضرت حجت و نسب ایشان، هفده کتاب و نوشته، بحث کرده است . در نسب حضرت، بعضی شان تا حضرت زهرا، بعضی تا سیدالشهداء روایت دارند . بعضی شان، حتی آورده اند که نام مادرش نرجس است یا دو تا اسم نقل کرده اند . علی ای حال، اتفاق دارند که مادرش کنیز بوده است، ولی در اسم اش اختلاف دارند . در هر حال، باید توجه داشته باشید که بسیاری از روایات آنان از دست رفته است و مهدویت، مخالف تمام مزدبگیرهایی بوده که به اسم دین زندگی می کرده اند .

دایی من، آمیرزا نجم الدین، کتابی به نام المهدی، در دو جلد نوشته است . آن چه را که سنیان نوشته اند، او آورده است . من، بعد از وفات اش، این کتاب را چاپ کردم . به نظرم، روایات سنیان را درباره ی حضرت مهدی، تا به حال، ظاهرا، کسی مثل ایشان نیاورده است . این کتاب را حتما نگاه کنید .

حالا که بحث به این جا کشید اجازه بدهید در بحث با آنان، به یک نکته مهم اشاره کنم و آن، فن مناظره است .

دو مطلب است! یک مطلب، علم است و یک مطلب، مناظره است . یک داستان برای تان بگویم . حضرت صادق ( علیه السلام) دو دسته شاگرد داشته است: یک دسته، فقیه بودند، مثل زراره و ابوبصیر و یک دسته را برای مناظره تربیت کرده است .

انتظار: مثل هشام

استاد: هشام بن الحکم و، مؤمن طاق و . . . از هشام، یک داستان برای تان بگویم . نهر دجله، بغداد را دو قسم می کند! یکی کرخ که تا کاظمین می آید و شیعه نشین بوده است، و رصافة که حکومت نشین بوده است . ملحدی آمده بوده که همه از جواب دادن عاجز شده بودند . بنا شد از هشام بن الحکم استمداد کنند . وزیر خلیفه، یک روزی را معین کردند، تا هشام به دربار بیاید و در حضور جمع با آن ملحد بحث کند . هشام در آن وقت معین، با تاخیر در جلسه حاضر شد . ملحد شروع کرد به هوچی گری و این که اینان اهل دین اند، این طورند و آن طور . ما و علما و حکومتی ها را معطل کرده است . هوچی گری می کرد . هشام پس از مدتی تاخیر، خیلی با آرامش وارد مجلس شد . به محض ورود، ملحد رو به او کرده و گفت: «چرا تاخیر کردی؟» . هشام گفت: «درست می گویی، معطل کردم، ولی یک صحنه ای دیدم که مرا معطل کرد . گفت، چه دیدی؟» گفت: «رسیدم کنار نهر دجله، دیدم قایقی پاروزن ندارد . پر که شد، حرکت کرد و به سوی این طرف رود آمد و جمعیت را پیاده کرد . دوباره عده ای سوار شدند، بدون پاروزن، به آن طرف رفت . من تعجب کردم و ایستادم به نگاه کردن .» . ملحد، بیش تر مسخره کرد و گفت: «اینان که متدین اند، مثل این اند!» و به هشام فحش داد و گفت: «تو دیوانه ای که این حرف را می زنی .» . هشام گفت: «من که می گویم، یک قایق از آن طرف به این طرف بی پاروزن آمد، دیوانه ام، ولی تو که می گویی، این گردش خورشید و ستاره ها بدون مدبر است، عاقلی؟!» .

مناظره، غیر از علم است، و خودش یک فن است .

انتظار: دیدگاه امروز مسیحیت و ادیان دیگر درباره ی حضرت مهدی ( علیه السلام) چیست؟

استاد: کلا، مردم دنیا، به دو دسته تقسیم می شوند: یک دسته، تنها، خور و خواب و خشم و شهوت را می فهمند و یک دسته نیز اهل ادیان آسمانی اند . اینان که اهل ادیان آسمانی اند، اتفاق دارند که بالاخره، جهان، یک حکومت عادلی را به خود خواهد دید . البته، بعضی می گویند، ایجاد کننده ی عدل جهانی، عیسی بن مریم است . چون تورات و انجیل تحریف شده است، آنان این طور فکر می کنند . حقیقت، از دست آنان رفته است .

در مکتب خلفا هم از نشر حدیث منع کردند و حدیث را سوزاندند، لذا این بحث نزد آنان، مثل ما روشن نیست، ما روشن تریم . حوزه های علمیه ی ما، احادیث پیامبر را نگه داری کرده اند، ولی آنان نگه نداشته اند . چیزی که هست، این است که حوزه های ما، احادیث فقهی را صحیح و سقیم اش را بررسی کرده اند، اما احادیث غیر فقهی را مرحوم شرف الدین بررسی کرده ابوهریرة را نوشته . علامه ی تستری است . این جانب نیز که خمسون و ماة صحابی مختلق و عبدالله بن سبا و احادیث عایشه را نوشته ام . ما سه نفر، احادیث غیر فقهی را بررسی کردم . لذا حوزه های علمیه ی ما، آن خدماتی که در فقه کرده اند، در این جا نداشته اند .

انتظار: با توجه به اهمیت مهدویت، خود شما در این باره چه تالیفاتی دارید؟

استاد: برگستره ی کتاب و سنت، یک سلسله کتاب هایی است که شانزده یا هفده جلد آن به چند زبان ترجمه شده است . در چند جلد آن، درباره ی حضرت حجت، علیه السلام، بحث کرده ام . نام عربی کتاب، علی مائدة الکتاب والسنة است .

یکی از نوشته هایم، درباره ی ائمه دوازده گانه است، من، حتی از تورات نقل کردم که اسماعیل، پدر دوازده رییس می شود .

انتظار: آیا با تحقق ظهور، فقط بخشی از اعتقادات کامل تر می شود یا در حوزه ی فقه نیز چنین خواهد بود؟

استاد: من، با بحث علمی ثابت کردم که با ظهور حضرت حجت، رساله های علمیه ی شیعه، تغییر نمی کند . کاری که فقها و حوزه های علمیه کرده اند، این است که احکام را چنان که در زمان پیامبر و ائمه بوده، نگه داشته اند . فرق زمان حجت با زمان قبل اش، از زمان حضرت آدم تا زمان ظهور، این است که در قبل، حکم، با شاهد اجرا می شده است; یعنی، اگر پیامبر می دانست که قتلی واقع شده، باید دو شاهد باشد تا حکم را اجرا کند، ولی درزمان ظهور، حضرت حجت، به علم اش عمل می کند .

پیامبر، بعد از فتح مکه، طواف می کرد . ابوسفیان پشت سر حضرت طواف می کرد . او، با خودش فکر می کرد که: «لم غلبنی هذا الرجل; این مرد به چه چیزی، بر من غالب شد؟» . حضرت برگشت و گفت: «بالله غلبتک،» . دفعه ی دیگر، فکر کرد که «حالا که طوری نشده است . دوباره عشایر عرب را جمع می کنم و جنگ می کنم .» . این بار پیامبر برگشت و مشت اش را به سینه ی او زد و فرمود: «اذا یخزیک الله یا سفیه بنی غالب!» سفیه بنی غالب، یعنی سفیه خودمان . بنی امیه و بنی هاشم، بنی غالب اند . پس ائمه می دیدند، می فهمیدند . وقتی ابن ملجم از اسکندریه با گروهی به عنوان تبریک و بیعت کردن برای خلافت، نزد حضرت امیر آمده بود، حضرت نگاه اش کرد . وقتی بیرون رفت، فرمود: «ارید حباءه و یرید قتلی .» .

گفتند: «اگر می دانی، پس او را بکش .» فرمود: «اذا قتلت غیر قاتلی; در این صورت کسی را می کشتم که قاتل من نیست » . غرض ام، این است که اینان تا زمان حضرت حجت، مامور بودند که به ظاهر عمل کنند، ولی حضرت حجت، این گونه نیست . لذا عدل برقرار می شود و دیگر کسی نمی تواند دزدی کند، نه این که مردم طبیعت شان تغییر کند . مردم، همان مردم اند، با این عدل، زمین، خیرات اش را بیرون می دهد، باران می آید، مردم هم حاجت ندارند .

انتظار: چه گونه فقه تغییر نمی کند؟

استاد : این که فقه تغییر نمی کند، از لطف خداوند است، و الا منافات با عدل خداوند که ما امروزه دست مان به شریعت خداوند نرسد، دارد .

انتظار: یعنی، با وجود ظهور حضرت، فقها هستند و فتوا می دهند؟

استاد : نه; داستان، به گونه ای دیگر است . چون پرسیدید، می گویم . ما، حدیث داریم که یاران حضرت، سیصدوسیزده نفر، به عدد اصحاب بدر هستند . این عده، تقریبا، علما هستند . پنجاه و پنج نفر از این تعداد زن هستند و بقیه مردند . مثلا در امریکا، حضرت حجت، نماینده دارد . هم نماینده است هم فقیه آنان است .

این عده نه این که لشکر حضرت اند . اول، حضرت، پای خانه ی خدا می ایستد و ندا می کند . خدا، ندایش را به همه ی روی زمین می رساند خدا به ما آن روز را بنماید، ان شاء الله . آن سیصد و سیزده نفر، با هواپیمای خدایی، به مکه می آیند، آنان، یاران نیستند، حاکمان و عالمان اند . در روایات آمده است که در مسجد کوفه، قرآن حضرت امیر را که همین قرآن با تمام تفسیر آن است، درس می دهند . اولین لشکری که از مکه در می آیند، ده هزار نفراند به عدد لشکر پیامبر که به مکه آمدند .

انتظار: مرکز مهدویت، در سه سال گذشته، قریب صد نفر از فضلای حوزه را با شرط شش سال درس خارج و یا اتمام دوره های تخصصی سطح چهار و با امتحان و مصاحبه گزینش کرده است تا در مباحث مهدویت از جهت حدیث شناختی، تاریخ شناختی، منبع شناختی، مبانی اعتقادی و . . . محض شوند . البته واحدهای درسی فن مناظره و تبلیغ نیز دارند . آیا شما ضرورتی نمی بینید در دانشکده تان جایی برای این مباحث در نظر بگیرید و افرادی را به عنوان متخصص دراین مباحث پرورش دهید؟

استاد: این فرمایش را به طور رسمی، به همراه درس ها و سرفصل های آن، برای من بنویسید تا بررسی کنیم . این جا برنامه ریزی شده است و بنای ما، بر این است که درس های موردنیازحوزه را جبران کنیم . اجازه بدهید تاریخچه ی تشکیل چنین دانشکده ای را بیان کنم و اشاره کنم که چه طور شد که درس علوم قرآن را مطرح کردم . وقتی که طلبه ی حوزه ی علمیه ی قم بودم (سال 53 - 1350 قمری) . در مدرسه ی فیضیه، از در سمت صحن بزرگ، سمت چپ، حجره بدون ایوان بود . با حاج شیخ علی صافی داشت در آن حجره بودیم . از آن وقت متوجه شدم که ما، علوم قرآن در حوزه ها نداریم، دیگر این که مبلغ تربیت نمی کنیم . از همان وقت که طلبه بودم، به این فکر بودم و چند نفر را با خودم هم رای کردم! یکی، مرحوم سیدمحمود طالقانی بود . او، مجرد بود و حجره اش، طبقه ی بالا بود . - سید علی رضا یزدی بود . قریب نه نفر شدیم که در کنار درس های حوزه، به این مسئله توجه کنیم . آن وقت ها، من با حاج شیخ مرتضی (فرزند حاج شیخ عبدالکریم) درس ها با هم بحث می کردیم . درس شرح لمعه را نزد آیة الله مرعشی می خواندیم . البته، او، هم رای ما نبود . من، دو کار می کردم: یکی فقه می خواندم و فلسفه هم خوانده ام، هر چند به فلسفه معتقد نیستم . فلسفه را نزد پسر عمه ام، استاد حوزه، مرحوم سیدمحمدحسین شریعتمدار خوانده ام . شعرهای منظومه را تا مدتی از حفظ داشتم . فقه را در مسجدی که الان نمی دانم چه وضعی دارد، نزد آیة الله مرعشی می خواندیم، هفتاد یا هشتاد نفر بودیم . دیدم در حوزه های ما، عقاید نمی خوانند، تفسیر نمی خوانند، آمادگی برای تبلیغ ندارند، لذا آن زمان برنامه ریزی کردم با همان نه یا ده نفر، کنار جنب برنامه ی حوزوی مان، - درس تفسیر بخوانیم . زبان فرانسوی را طلبه ها در تعطیلات می خواندند . امام خمینی، خدایش رحمت کند، در صحن کوچک حضرت معصومه، از راهی که از صحن بزرگ به صحن کوچک می آید، سمت راست، حجره ی اول، باب حادی عشر درس می داد . خیلی شیرین درس می داد . از کسانی بود که خوب درس می داد . من، درس ایشان هم حاضر می شدم . عقاید، فقط همین بود . تفسیر، اصلا نبود من برای این که به طلبه ها نشان بدهم، درس تفسیر را در مسجد امام حسن در شب های تحصیلی نزد مرحوم میرزا خلیل کمره ای قرار دادیم . طلبه هایی که رد می شدند، ما را مسخره می کردند! صدایشان می آمد . می گفتند: «در شب های تحصیلی، تفسیر می خوانند .» ! در روزهای تعطیلی هم، در مسجد امام نزد یک استاد شمالی - که اسمش یادم نیست - به نحوی که طلبه ها ببینند، درس می خواندیم . ما چنین مبارزه هایی کردیم . بعد هم که به عراق رفتم، دانشکده ی اصول دین (القرآن والحدیث) تاسیس کردم . اصلا این که اصول دین پنج تا است، ساختگی است! اصول دین، «الکتاب » و «السنة » است . پس این، داستان تازه ای نیست .

انتظار: جای مباحث مهدویت را خالی نمی بیند، مثل همین علوم قرآن و تفسیر؟

استاد: درست می گویید . باز تاریخ بگویم . مرحوم جد امی من، آمیرزا محمد تهرانی، یکی از دو شاگرد خصوصی میرزا حسن شیرازی بود . او، سومین عالم حوزه علمیه سامرا بود . من، در حوزه ی ایشان درس خواندم . ایشان فرمود: «صاحب عبقات که زمان میرزای شیرازی به سامرا آمد، میرزا، حوزه را به احترام ایشان، ده روز تعطیل کرد تا طلبه ها به دیدن ایشان بروند . مثل داستان زمان امام جعفر صادق - که می دانید - هشام بن الحکم آمد، او را بر همه مقدم داشت . گفت: «الی الی » و بالا دست بزرگان او را نشاند . زمان حاج شیخ عبدالکریم حایری هم، یک مدرسة الواعظینی در هند یا پاکستان بود، طلبه ای از آن جا به قم آمده بود . مرحوم حاج شیخ عبدالکریم، مرحوم آقا سیدمحمدتقی خوانساری، مرحوم آقا سیداحمد خوانساری، در صحن کوچک، قسمت مقبره پادشاهان، آخرین ایوان، هر سه نفر نشستند . منبری بلند قرار دادند . روی منبر قالی انداختند . اگر کسی را می خواستند احترام کنند، فرش می انداختند . یک شمعدان هم گذاشتند . ایشان منبر رفت و آیه ی «کونوا مع الصادقین » را مطرح کرد که «صادقین » ، ائمه اند . با وجود این که مطلب مهمی نداشت، این طور او را تجلیل کردند، به جهت اهمیتی که تبلیغ دارد . تا آن وقت، این احترامات بود . بعد از آن، حوزه های علمیه برای علامه ی امینی هم ارزشی معتقد نیست! اگر علامه ی طباطبایی را هم احترام می کند، برای فلسفه است، نه علوم قرآن! در حوزه های ایران، فلسفه مطرح است و در نجف، فقط فقه و اصول است، الازهر هم همین طور است، جماعت قیروان هم همین طور است .

اصل فلسفه را بنی عباس آورده اند، برای این که با مکتب اهل بیت مقابله کنند; چون، زمان ابوبکر و عمر، عرب بودند، نمی فهمیدند، ولی زمان امام جعفر صادق، ایرانیان و روم میان، مسلمان شده بودند که با فرهنگ بودند . بین اینان و ائمه، فرق می گذاشتند . آوردن فلسفه، داستانی دارد . نقطه ای در آفریقا - اسم اش را یادم رفته - که حکومتی پادشاهی بود، رفتند تا از آن جا فلسفه را بیاورند . در زمان بنی العباس، پادشاه، خیلی ناراحت شد . رییس کشیشان گفت: «بگذار ببرند . این جایی نمی رود مگر این که اختلاف ایجاد می کند .» . این را من در عصرالمامون که در مصر چاپ شده است، خواندم . ما، دو علم داریم: علم الادیان که باید از خدا و پیامبر و بعد هم از اوصیای پیامبر بگیریم، و علم دیگر، علم دنیاداری است . بشر، به هم محتاج است . عربان مثالی دارند، می گویند: «الحاجة ام الاختراع » . حاجت به کولر پیدا کنیم، کولر اختراع می کنیم . این علم را خدا به خود ما واگذار کرده است، ولی ما، در علم دین، احتیاج به غیر کتاب خدا و سنت پیامبر نداریم .

انتظار: برخی از افراد، زمزمه هایی کرده اند که ظهور نزدیک است . نظر شما چیست؟

استاد: کذب الوقاتون! این ها را نباید پذیرفت . آن چه مسلم است و نشان حتمی از ظهور حضرت است، خروج دجال است .

خروج او، از ارض یابسه است . او، نخستین کسی است که حضرت با او می جنگد . نام او، عثمان بن عنبسه است .

دجال، یعنی کذاب . عثمان بن عنبسه، آخرین دجال است . اینانی که ادعای مهدویت کرده اند، همه، دجال اند: علی محمد باب، دجال است; حسینعلی بهاء، دجال است . آخرین دجال، عثمان بن عنبسه است .

انتظار: از که با این بزرگواری، ما را پذیرفتید، سپاسگزاریم .

استاد: موفق باشید .

1) هر چه از رسول الله می شنیدم، می نوشتم . مهاجران، مرا از این کار بازداشتند و گفتند: «حضرت، خشم دارد، غضب دارد، خوش حال می شود . بنابراین، حرف های او، به اصطلاح، حجت نیست »

2) قسم به آن که جان ام در دست او است، من، جز حق، هیچ نمی گویم .

سایت همسر دوم یابی در بریتانیا

www.secondwife.com

محمدعلی کامفیروزی، در دیدار با حضرت آقا - رمضان 95

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
وَ لْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلىَ الخَْیرِْ وَ یَأْمُرُونَ بِالمَْعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَ أُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آیه ۱۰۴-سوره آل عمران)

خدای را سپاسگزارم که امروز این توفیق را نصیب من کرد که بتوانم به عنوان عضوی از خانواده انقلاب در محضر جنابعالی، نظرات خود را بیان نمایم. آقای خامنه ای! بنده فرزند یکی از هزاران بسیجی ای هستم که در راستای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی، راهی جبهه های نبرد شدند و جان خود را تقدیم راه حق کردند تا به سهم خود نقشی در آبیاری شجره ی طیبه ی انقلاب ایفا کنند. ما از پدرانمان آموختیم که مردم و آرمانهای انقلاب، دو جزء جدانشدنی هویت‌ ما هستند. آموختیم که آنها رفتند تا مردم امنیت، استقلال، آزادی و عدالت را در سایه ی تفسیری از اسلام تجربه کنند که هرگز خود را در مقابل آزادی مردم و عدالت اجتماعی نمی یابد. اکنون به یمن پایمردی پدران ما و همرزمانشان، امنیت و استقلال کشور برقرار شده است. با این وجود من، به عنوان یکی از هزاران فرزند شهدای انقلاب و دفاع مقدس، در مسیر تداوم این راه، مخاطراتی می بینم که صمیمانه آنها را در دو محور با حضرتعالی طرح می کنم و امید دارم تاکیدات شما سبب ساز اصلاحی رو به خیر در عملکرد مسوولان و فضای عمومی مملکت شود.

۱- به عنوان عضو کوچکی از جامعه ی حقوقی کشور، این درس را از اساتید خود آموخته ام که «دفاع از حقوق افراد، لزوما به معنای دفاع از گفتار و رفتار ایشان نیست، اما ضرورتی انکار نشدنی است». لذا وظیفه ی خود می دانم که نگرانی خود را از نقض برخی از حقوق مندرج در قانون اساسی بیان کنم؛ حقوقی مانند حق آزادی عقیده و بیان، برخورداری از شغل و مصونیت حقوق‏ اشخاص از هرگونه تعرض غیرقانونی، برابری تمام افراد ملت در مقابل قانون، مصونیت از تجسس، تأسیس و مشارکت آزادانه در احزاب‏، انجمن‏ های‏ سیاسی‏ و صنفی‏، تشکیل‏ اجتماعات‏، برخورداری از آموزش رایگان و بهره مندی برابر از فرصت های آموزشی، حق انتخاب آزادانه وکیل، دفاع در برابر اتهامات، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن آزادانه و حق برخورداری از دادرسی منصفانه. هم چنین نظام قانونی کشور ما بر اساس اصول مهمی مانند اصل برائت، اصل قانونی بودن جرم و مجازات، اصل ممنوعیت هتک حرمت و حیثیت تمامی اشخاص (ولو اینکه حتی محکوم شده باشند) و … پایه گزاری شده است.

امروز پس از گذشت ۳۷ سال از عمر افتخارآمیز نظام جمهوری اسلامی، تحدیدها و استثنائات و یا ارائه ی تفاسیر ناصواب از این اصول، در بعضی حوزه ها جای اصل و استثناء را عوض کرده است. برای نمونه «بعضا» انتقاد از وضعیت برخی نهادهای تحت نظر جنابعالی یا پرسش از برخی نظرات حضرتعالی منجر به برخورد با نشریات شده و مدیرمسوول و سردبیر و نویسنده را راهی راهروهای پرپیچ و خم دادسرا و دادگاه می کند. تحلیل علمی و کارشناسانه ی آسیب های اجتماعی، مصداق سیاه نمایی دانسته شده و منجر به برخورد با نشریات می شود. برخی مقامات قضایی اختیار خود را آنچنان بالا می بینند که بر خلاف اصل ۲۴ قانون اساسی، عملا در جایگاه قانونگزار نشسته و حقوق عمومی را تحدید و تضییق می کنند. یا به عنوان نمونه‌ای دیگر، اعمال محدودیت های روزافزون بر روند تأسیس و یا فعالیت برخی تشکل های دانشجویی با سلایق سیاسی – اجتماعی متفاوت و یا منتقد، شوراهای صنفی و کانون های فرهنگی – هنری و… در دانشگاه ها، آن هم با برچسب زنی های ناصواب، مخل حقوق اجتماعی دانشجویان و مانعی در مسیر اعتلای فرهنگی دانشگاه ها شده است. همین مسأله باعث شده که حتی جلسه ی حاضر نیز بازنمای همه ی تفکرات و سلایق حاضر در دانشگاه نباشد. لذا تدبیر راهکارهای قانونی و اجرایی برای تأمین حقوق مهمی همچون تأسیس و یا عضویت در تشکل ها و احزاب و گروه های با سلایق سیاسی – فرهنگی – اجتماعی متفاوت و یا تشکیل اجتماعات، امری ضروری به نظر می آید. برخوردهای انضباطی غیرقانونی و گاها حتی تهدیدهای نهادهای بیرون از دانشگاه در مقابل تجمعات صنفی و یا اعتراضات اجتماعی دانشجویان، در شأن یک جامعه ی قانون محور نیست؛ چه رسد به دانشگاه که باید مهد آزادی و آزاداندیشی باشد.

با تاسف فراوان باید گفت که تجربه نشان داده که بسیاری از اصول قانونی و حقوق اولیه ی شهروندی مانند اصل برائت و یا حق دفاع و یا انتخاب آزادانه ی وکیل و یا مصونیت از تجسس و …، به کرات در نهادهایی مانند کمیته های انضباطی و یا کمیته ناظر بر نشریات نقض می شوند. تصویب مقررات دست و پاگیر و استعلامات امنیتی بلاتوجیه برای اشتغال و یا آموزش در مقاطع تحصیلات تکمیلی و اعمال سیاست های تبعیض آمیز بومی گزینی و پولی کردن دانشگاه ها، از دیگر مصادیق تعرضات غیرقانونی به حقوق شهروندان است. محدودسازی حق انتخاب آزادانه ی ملت و هتک حرمت و حیثیت اشخاص در برخی تریبون های رسمی و یا رسانه ی ملی و دیگر رسانه ها، بدون ارائه ی فرصت پاسخگویی، مانند انتساب اکاذیب و اهانت به برخی چهره های سیاسی – اجتماعی و خصوصا پاره ای مسوولین سابق نظام که به دلیل محدودیت های غیرقانونی (مستندا به اصل ۲۰، ۳۶، ۳۷ و ۳۹ قانون اساسی) حتی امکان پاسخگویی ندارند، از دیگر مصادیق قابل بیان است.

به طور خلاصه به نظر می‌رسد نسبت مفهوم «انقلابی‌گری» (که مورد تاکید حضرتعالی است) با حقوق اجتماعی و سیاسی منتقدین، برای عده ای مبهم باقی مانده است. فرمایشات مکرر جنابعالی در زمینه ی باز بودن باب نقد شما و نهادهای زیرمجموعه شما، ضرورت آزاداندیشی در دانشگاه ها، تحمل مخالفان، برافروخته نشدن و جدال احسن با آنها و پرهیز از برخورد امنیتی با دانشجویان توسط بخشی از مسوولین که خود را متصف به صفت انقلابی می دانند، شنیده اما رعایت نمی شود. اینجاست که زمینه ای برای خلط مفهوم مثبت انقلابی با مفهوم منفی تندروی ایجاد می شود. به نظر می رسد اگر توسط حضرتعالی خط مشی‌هایی در باب نحوه ی مواجهه با منتقدین برخی آرا و نظرات شما یا منتقدین نهادهای تحت نظر حضرتعالی در جامعه بیان شود، زمینه ی پالایش بیشتر مفهوم انقلابیگری و گره خوردن آن با مفاهیم شریف دیگری مانند تحمل، مدارا، آزادیخواهی و به رسمیت شناختن حقوق و آزادی های منتقدین فراهم خواهد آمد.

۲- عدالت، به عنوان یکی از آرمان های انقلاب واژه مقدس و جامعی است که علاوه بر وجه اقتصادی، وجوه دیگر سیاسی – اجتماعی را نیز دربرمی گیرد. البته ضرورت عدالت اقتصادی، امروز بیش از پیش احساس می شود. زیبنده ی نظام نیست که افکار عمومی شاهد اخبار فساد اقتصادی و فقدان شفافیت مالی در دستگاه های مختلف از یک سو و شلاق خوردن کارگران و تضییع حقوق مستضعفین از سوی دیگر باشد. ثمره ی تجمیع قدرت و ثروت در نبود نظارت عمومی و قضایی، فقر، فساد و تبعیض است! بدیهی است که در کمبود تشکل ها، احزاب، سازمان های «مردم نهاد» و رسانه های مستقل و منتقد چه در جامعه و چه در دانشگاه شاهد فساد سیستماتیک در کشور باشیم. لذا افزایش مفاسد اقتصادی، قطعا یکی از اثرات همین نگاه تک بعدی و کم توجهی به ضرورت بهره مندی عادلانه از حقوق سیاسی -اجتماعی پیش گفته است.

و اما پایان عرایضم:
رهبر انقلاب! من سه ساله بودم که پدرم در عملیات کربلای ۵ در شلمچه شهید شدند و یقین دارم که اگر خدای ناکرده روزی هر قدرت خارجی، حتی گوشه چشمی به خاک ایران بیندازد، در دفاع از تمامیت ارضی و کیان نظام جمهوری اسلامی ذره ای تردید نمی کنم. من ضمن اعتقاد به دیدگاه های جنابعالی در عرصه هایی مانند استکبار ستیزی یا عدالت اقتصادی، با برخی نظرات حضرتعالی در حوزه ی سیاست داخلی و یا عملکرد برخی نهادهای زیرمجموعه ی رهبری، اختلاف نظر دارم. برای ما که دلبسته ی انقلاب اسلامی هستیم، یکی از مهم ترین وجوه تمایز نظام در مقایسه با اسلام ارتجاعی حاکم در برخی کشورهای منطقه، در الگوی تعامل با منتقدین تبلور می یابد.

رهبر انقلاب! من می دانم که هستند کسانی در جامعه که وضعیتی مشابه من دارند. اظهارنظر و انتقاد را هم امر به معروف و وظیفه ی خودشان می دانند. ولی متأسفانه این مسأله، مستمسکی برای برخی تنگ نظری ها و محدودیت ها و برخوردها در فضای سیاسی اجتماعی شده است.

آقاا خامنه ای! خون پدر من روی این خاک ریخته شده! من نمی توانم این خاک را رها کنم. من نمی توانم بی تفاوت باشم. شما بفرمایید، از شما خواهش می کنم که بفرمایید شیوه ی تعامل با من و امثال من چگونه باید باشد؟ والسلام علیکم و رحمه الله

بنا بر این گزارش، آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب در بخشی از سخنان خود پس از سخنان دانشجویان، با اشاره به سخن یکی از دانشجویان درباره تبعات منفی بیان حرفهای مخالف حرف رهبری خاطرنشان کردند: بارها گفته ایم حرف مخالف رهبری، نه جرم است و نه معارضه‌ای با آن می‌شود.

سایت طلسم و غیب

http://gheib.blogsky.com/

ابطال طلسم

برای دور کردن تاثیرات سحر و طلسم و دفع شیاطین، دعای نبوی عظیم الشان ذیل بسیار نافع و مجرب است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

«نودی باسم یا محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم من خاف فی الأرض جانا أو شیطانا فلیقل حین یدخله الروع یا اللّه الإله الأکبر القاهر، بقدرته جمیع عباده و المطاع لعظمته عند کل خلیقته و الممضی مشیئته لسابق قدره أنت تکلأ ما خلقت باللیل و النهار و لا یمنع من أردت به سؤلی بشیء دونک من ذلک السوء و لا یحول أحد دونک بین أحد و ما ترید به من الخیر کل ما یرى و ما لا یرى فی قبضتک و جعلت قبائل الجن و الشیاطین یرونا و لا نراهم و إنا لکیدهم خائف فأمنی من شرهم و باسهم بحق سلطانک العزیز یا عزیز»

 

توجه:

 

همیشه معوذتین (سوره های مبارکه فلق و ناس) را بخوانید.

قرائت یا نوشتن حرز شریفه نبوی مذکور با گلاب و زعفران بر روی کاغذ بدون خط و نگهداشتن نافع است.

هم از جهت پیشگیری و هم از جنبه دفع و از بین بردن تاثیرات منفی سحر و طلسم و چشم زخم موثر است.

انشاء الله بسیار مفید و موثر و مجرب است.

شبکه ها طب

eslamteb@
tabtebdaroo@
abbastabrizian@
payedarseostad@
tebbolaemmeh@

شماره ها طب

09166430299             حاج آقا قاسمی ( مشاوره)

09385727073             میلاد حسینی (دارو)

09163726179             طب تب (خوزستان)

09168214739             طب تب (خوزستان)

09332297362             فریدونی

093668400631           طب نارمک

09191777257             طب شهر ری

09339892153             طب قم 1

09165770107             طب قم 2

جن - طلسم - باطل کردن و حفظ کردن

1- این دعا را بنویسند و با خود نگهدارید (اعراب گذاری نیاز نیست):

«بسم الله و بالله، بسم الله و ماشاءالله، بسم الله و لا حول و لا قوّة الاّ بالله، قال موسی ما جئتم به السّحر، انّ الله سیبطله،انّ الله لا یصلح عمل المفسدین، فوقع الحقّ و بطل ما کانوا یعملون، فغلبوا هنالک و انقلبوا صاغرین».

2- همچنین از معصومین روایت شده است جهت محفوظ ماندن از سحر و جادو، شب ها پس از نماز و روزها پیش از نماز هفت مرتبه بخوانید: «بِسمِ اللهِ وَ بِاللهِ قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخیکَ وَ نَجْعَلُ لَکُما سُلْطاناً فَلا یَصِلُونَ إِلَیْکُما بِآیاتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَکُمَا الْغالِبُون ».

3- آیات 54 و 55 سوره اعراف را همواره بخوانید : «إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فی‏ سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ یَطْلُبُهُ حَثیثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمین*ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ وَ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِین».

3- این دعا نیز خوانده شود: «حسبی الله و کفی، و سمع الله لمن دعا ،لیس وراءالله منتهی».

4- در صحیفه الرضا از امام رضا (ع) نقل شده است: به جهت دفع ضرر سحر و بطلان آن دستت را مقابل صورت قرار بده و بخوان: «بِسمِ اللِه العظیم رَبِّ العَرشِ العَظیم إلاّ ذَهَبْتَ وَ انْقَرَضْتَ ».

5- همچنین این دعا خوانده شود: «اللهمّ اِنّک لا یَکفِی منک اَحَدٌ و انت تَکفِی من کُلِّ اَحَدٍ مِن خَلقِک ،فَاکفِنی شَرَّ الجِنِّ و الاِنس».

6- صدقه دادن حتی به مقدار کم در ابتدای روز و ابتدای شب و خواندن مداوم آیه الکرسی و سوره ناس و فلق و استفاده از حرزهایی که در حاشیه مفاتیح الجنان نقل شده و همراه داشتن عقیق نیز بسیار موثر است.

7- پناه بردن به خداوند (گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) و زیاد خواندن سوره‌های فلق و ناس

8-  پناه بردن به خداوند (گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم)

9- محمد بن مسلم از امام صادق علیه السلام نقل کرده : جهت بطلان سحر، این دعا را بنویسید و همراه خود نگه دارید:« قالَ موسی ما جِئتُم بِهِ السِّحر إنَّ الله سَیُبطِلُه إنّ الله لا یُصلِحُ عَملَ المُفسِدین و یَحِقّ الله الحَقّ بِکلِماتِه و لَو کَرِهَ المُجرِمون اَأنتم أشَدُّ خَلقاً أمِ السماءَ بناها رَفعَ سَمکَها فَسوّاها» تا آخر آیات سوره نازعات . در ادامه: « فَوَقَعَ الحَقُّ و بَطَلَ ما کانُوا یَعمَلونَ فَغُلِبوا هُنالِکَ وَانقَلَبُوا صاغِرینَ و أُلقی السَّحرةُ ساجدین، قالوا آمَنّا بِربِّ العالَمین رَبِّ موسی وَ هارون»

10- علامه کفعمی دعایی به عنوان حدیث قدسی نقل کرده است که خداوند به حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که دوست دارد از سحر در امان باشد، بگوید:

« اللَّهُمَّ رَبَّ مُوسَی وَ خَاصَّهُ بِکَلَامِهِ وَ هَازِمَ مَنْ کَادَهُ بِسِحْرِهِ بِعَصَاهُ وَ مُعِیدَهَا بَعْدَ الْعَوْدِ ثُعْبَاناً وَ مُلَقِّفَهَا إِفْکَ أَهْلِ الْإِفْکِ وَ مُفْسِدَ عَمَلِ السَّاحِرِینَ وَ مُبْطِلَ کَیْدِ أَهْلِ الْفَسَادِ مَنْ کَادَنِی بِسِحْرٍ أَوْ بِضُرٍّ عَامِداً أَوْ غَیْرَ عَامِدٍ أَعْلَمُهُ أَوْ لَا أَعْلَمُهُ وَ أَخَافُهُ أَوْ لَا أَخَافُهُ فَاقْطَعْ مِنْ أَسْبَابِ السَّمَاوَاتِ عَمَلَهُ حَتَّی تُرْجِعَهُ عَنِّی غَیْرَ نَافِذٍ وَ لَا ضَارٍّ لِی وَ لَا شَامِتٍ بِی إِنِّی أَدْرَأُ بِعَظَمَتِکَ فِی نُحُورِ الْأَعْدَاءِ فَکُنْ لِی مِنْهُمْ مُدَافِعاً أَحْسَنَ مُدَافَعَةٍ وَ أَتَمَّهَا یَا کَرِیم‏».

11- خواندن و نوشتن آیات 75 تا 82 سوره یونس.

12- آیه 102 سوره بقره «واتبعوا ما تتلوا الشیاطین...» تا آخر آیه با آب زعفران روی طشت مسی نوشته شود و در هنگام نوشتن، کندر را بخور دهند. بعد طشت را پر از آب باران و یا آب چشمه می کنند بعد مسحور با استفاده از آن آب غسل می کند و از آن آب می نوشد. بقیه آب را در پارچ شیشه ای بریزد و برای غسل استفاده کند. بهترین روز هم روز چهارشنبه است.

13- آیه 100 سوره نسا «و من یهاجر فی سبیل الله...» تا آخر آیه با جوهر زعفران با کره گاو روی کف دست نوشته شود.

14- درخواست دعا از اولیاى واقعى خداوند.

15- تداوم صدقه و خواندن سوره یس و آیه «و ان یکاد» و «چهار قل»

16- تغییر محل زندگی

17- یکی از بهترین اذکار برای باطل کردن طلسم و سحر ، استفاده از آیه شریفه ذیل است:{وَلَا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَى} [طه:69]. عدد تکرار این آیه شریفه 1394 میباشد.

18- نوشتن : الحمد لله رب العالمین اللهم لک الحمد کله دقه وجله علانیته وسره اللهم لک الحمد یا من توحّدت بالملک والملکوت وتفرّدت بالعظمة والجبروت ملکت فقهرت وخلقت فأمرت لاتحول ولا تزول لاتغیب ولاتفوت قائم بنفسک سبحانک أنت الواحد العظیم فی جلاله وقدسه القادر العلیم بأحوال جنه وإنسه الکبیر المتعال العالم بکل حال سبحانک أنت المتکبر ذو الجلال والإکرام نحمدک سبحانک بحمد الأنبیاء والأولیاء والصالحین والملآئکة المقربین اللهم إنّا نحمدک بما تحب أن تسمع من عبادک حمداً اللهم نحمدک حمداً کثیراً اللهم صل وسلم وبارک على عبدک ونبیک محمدٍ وعلى آله الطیبین الطاهرین اللهم أنت أکبر کبیراً .اللهم أنت أکبر کبیراً اللهم لک الحمد کثیراً اللهم إنا نسبحک بکرة وأصیلاً اللهم أنت العالم بکل حال اللهم منزّل الکتاب ومجریَ السحاب هازم الأحزاب شدید العقاب سریع الحساب اللهم احصِ السحرة وأعوانهم عدداًاللهم منزّل الکتاب ومجریَ السحاب هازم الأحزاب شدید العقاب سریع الحساب اللهم احصِ السحرة وأعوانهم عدداًاللهم احصِ السحرة وأعوانهم عدداً اللهم واقتلهم بدداً اللهم ولا تغادر منهم أحداً اللهم قتّل السحرة وأعوانهم أجمعین اللهم إنّا نجعلک فی نحورهم اللهم إنّا نعوذ بک من شرورهم اللهم إنّا نعوذ بک من اسحارهم وعقدهم وربطهم یاقوی یا متین اللهم إنّا ونعوذ بک من اسحارهم وعقدهم وربطهم اللهم أنزل علیهم بأسک الشدید اللهم أنزل علیهم بأسک الشدید اللهم أنزل علیهم بأسک الشدیدالذی لایُردُ ولا یُصدُ ولا یقدر على دفعه أحد اللهم أهلک أقواهم اللهم أهلک أعتاهم اللهم أهلک أمکرهم وأکبرهم اللهم هلک أمکرهم وأکبرهم وأدهاهم وأخفاهم اللهم اهلک أعلمهم بالسحر وأشدّهم وأقواهم سحراً اللهم اهلک کل جبار عنید اللهم اهلک کل جبار عنید اللهم اهلک کل جبار عنید شیطان متکبر مریداللهم اهلک من تسلطو بالسحر على عبادک عددا اللهم اقتلهم بدد فانهم لا یعجزونکاللهم علیک بکل ملک ساحر من الجان بسحره المستمر تسلطاللهم إنا نجعلک فی نحروهم ونعوذ بک من شرِّورهم إکفناهم بما شئت وکیف شئتاللهم اهلک من تسلّطوا بالسحر على عبادک ...

19- نوشتن : سم الله الرحمن الرحیم ختم االله علی قلو بهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوة و لهم عذاب عظیم و من الناس من یقول إمنا بإ الله و بالاخرة و ماهم بمومنین یخادعون االله والذین امنو و ما یخدعون الا انفسهم وما یشعرون فی قلوبهم مرض فزادهم االله مرضا و ننزل من القران ما هو شغاء و رحمه للمومنین یا إرحم الراحمین قال موسی ما جنتم به السحران االله لا یصلح عمل المفسدین فسیلفیکهم االله و هو السمیع العلیم لا حول و لا قوة الا باالله العلی العظیم انا الله و انا الیه راجعون و افوض امری الی االله ان االله بصیر بإاعباد یا ارحم الراحمین.

20 نوشتن : قال موسی ما جلدم به الحسد إن االله سهبطله إن االله لا یصلح عمل المفسدین و یحق االله الحق بکلمانه و نوکره المجرمون. و " و اوحلا الی موسی ان الف عصاک فإذا هی تلقف ما یأفکون،فوقع الحق و بطل ما کانوا یعملون، ففلوا هنالک و انقلوا صاعرین  ".

21- امام صادق فرموده در صورتی که طلسم شده باشید دستانتان را جلوی صورت خود ببرید و این ایه را بخوانید :

بسم الله  الرحمن الرحیم

بسم الله العظیم رب الغرش العظیم الا ذهبت و انقد ضت

---------------

22- اگر فردی دعای قرآنی ذیل را بنویسد و با خود نگاه  دارد از کلیه طلسمات و جادو و سحر در امان خواهد بود و اگر کسی را مورد سحر و طلسم و جادو قرار داده باشند، باید که این دعا را با زعفران و گلاب نوشته و سپس در آب حل کرده و بیاشامد و همچنین بر سر بریزد وسپس یکی دیگر را نوشته و در نزد خود نگاه دارد.

بسم الله الرحمن الرحیم خَتَمَ الله عَلی قُلوُبِهِم وَ عَلی سَمعِهِم وَ عَلی اَبصارِهِم غِشاوَهٌ وَ لَهُم عَذابٌ عَظیم وَ مِن النّاس مَن یَقول امَنّا بِالله وَ بِالاخِرَهِ وَ ما هُم بِموُمِنین یُخادَعون الله وَالّذینَ امَنو وَ ما یَخدَعون اِلاّ اَنفُسَهُم وَ ما یَشعَروُن فی قُلوبِهِم مَرَضٌ فَزادَهُمُ الله مَرَضاً وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُران ما هُوَ شَفاءٌ وَ رَحمَهٌ لِلموُمِنین یا ارحَمَ الرّاحِمین قالَ موسی ما جِئتُم بِه السِّحر اِنَّ اللهَ لا یُصلِح عَمَلَ المُفسِدین فَسَیَکفیکََهُمُ الله وَ هُوَ السَّمیعُ العَلیم لا حَولَ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ باللهِ العَلیِّ العَظیم اِنّا لُلّه وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعوُن وَ اُفَوِّضُ اَمری اِلی الله اِنَّ اللهَ بَصیرٌ باِلعِباد یا اَرحَم الرّاحِمین.

23- برای باز شده شخص بسته شده این آیات شریفه را بنویسید و به همراه شخص نمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَهِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَهً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَهِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَهِ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ بقره ۷۴

الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَهٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ بقره ۱۵۶

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا اسرا ۸۲

و نیز آورده اند اگر کسی را بسته باشند سوره مبارکه مریم را بنویسد و بشوید و بخورد

24- حضرت علی (ع) فرمود: هرکس بر پوست آهو بنویسد و نزد خود نگهدارد سحر از او باطل میشود

بسم الله و بالله ماشاءالله بسم الله و لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم قال موسی ما جئتم به السحر ان الله سیبطله ان الله لا یصلح عمل المفسدین و یحق الله بکلماته و لوکره المجرمون فوقع الحق و بطل ما کانو یعملون فغلبو هنالک وانقلبو صاغرین بسم الله و قدمنا الی ما عملو من عمل فجعلناه هباء” منصورا” وجعلنا من بین ایدیهم سدا” و من خلفهم سدا” فاغشیناه فهم لا یبصرون و القی السحره ساجدین قالو امنا برب العالمین رب موسی و هارون قال امنتم به قبل ان اذن لکم انه لکبیر کم الذی علمکم السحر قالو ان هذان لساحران یریدان ان یخرجاکم من ارضکم بسحرها بحق کهعیص و بحق حمعسق و بحق صم بکم عمی فهم لا یسمعون و لا یتکلمون.

25- به وقت خواب معوذتین (همان سوره های فلق و ناس را بخوانید).

26- پایان هر نماز آیه الکرسی را حداقل یکبار تلاوت نمایید. آیه اول آنرا بخوانید تا و هو العلی العظیم.

27- دمیدن این آیه در دهان مریض : (( بسم الله أنا عبدالله ، اخسا عدو الله ))

28- عارف بزرگوار جناب آقای شوشتری:

برای در امان بودن از اجنه روز اول 70 مرتبه آیات سخره را بخواند و بعد روزی یک مرتبه

همچنین برای باطل کردن طلسم ها، آیات سخره، آیات 54، 55 و 56 سوره اعراف است از : ان ربکم الله ... تا ... قریب من المحسنین

29- خواندن هر روزه سوره جن که امام صادق فرمودند از شر جن در امان شود فرد.

30- حرز ابودجانه را بنویسد و در جایی که بی احترامی نشود رو به قبله آویزان نماید

31- برای حفاظت فرد جن زده از جن : آیه یا معشر الجن ( از سوره الرحمن ) را تا آخر سوره بنویسند و بعد دور آن را آیه الکرسی کامل بنویسند ، فرد دیگر اذیت نشود.

 

قبح شکنی خبرسازهای اصلاح طلب

مدام سلفی های بازیگران را در سایت هایشان می گذارند


از قصد آنهایی را که آرایش غلیظ دارند


مدام خبرهای عجیب می گذارند:


زنی پرده بکارتش را به حراج گذاشت با عکس

بلندقدترین زن دنیا

زنی با کفش چی ...

ازدواجی عجیب

رابطه جنسی معلم با شاگرد


تعجب می کنی خبرگزاری است یا ...


من یک نمونه اش را می گذارم.





فمنیست

تدبیر24 : ترانه علیدوستی در صفحه شخصی خود در اینستاگرامش نوشته بود: برای مخالفت با واژه‌ی فمینیسم، بهتر است ابتدا معنی دقیق آن را بدانیم. «فمنیست: شخصی که به برابری اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هر دو جنس معتقد است»

(از کتاب همه باید فمینیست باشیم، نوشته‌ی چیماناندا انگوزی آدیچی)

اگر سوتفاهم یا واهمه‌ای از این کلمه دارید به جای اتکا به روایت رسانه ‌هایی که عمری است اخبارمان را تحریف و روند رسیدن اطلاعات به ما را مهندسی می‌کنند، از گوگل استفاده کنید. خودتان تحقیق کنید و اگر فمینیسم همان فرقه‌ی عقده‌گشایانه‌ی مردستیز و خانمان برانداری بود که در گوش ما خواندند، باز آن را پس بزنید.
 

ترانه علیدوستی فمینیستی بودنش را تایید کرد +عکس
 

مبارزه با سکسیسم فقط در جهت زنان نیست. مبارزه با نقشهایی است که جای اینکه خود انتخابشان کنیم جامعه و فرهنگ از پیش آن را به ما تحمیل کنند. فقط چون زن یا مرد هستیم. برچسب‌هایی روی زنان و مردان هست که الزاما واقعیت ندارند. نیازی نیست ما این چرخه بیمار را بازتولید کنیم.

اگر زنی انتخاب کند که خانه دار باشد این انتخاب حق اوست و قابل احترام.
اگر مردی انتخاب کند وظیفه کار بیرون را داشته باشد این حق اوست
مساله این است که مردان و زنان خودشان بنا به فردیتشان تصمیم بگیرند میخواهند چگونه زندگی کنند، نه اینکه جامعه از روزهای ابتدای کودکی رفته رفته ما را به جبر در این نقشها قرار بدهد. و کم کم طلبکار شود و این نقشها را از ما بخواهد.

این شوخی کودکی مان یادتان هست؟ «پسرا شیرن، مثل شمشیرن. دخترا بادکنکن، دست بزنی می‌ترکن»

اینگونه متل‌ها فرهنگسازی نامنصفانه‌ای بود برای کودکانی که هنوز حتی تفاوتهایشان با هم را نمی‌شناختند. کار فمینیسم نزدیک کردن مرد و زن به هم است نه جنگ انداختن بین آنها. فمینیسم یعنی حق هر انسان فارغ از جنسیتش، این است که فردیتی داشته باشد و طبق آن زندگی‌ای که دوست دارد را برگزیند. می‌خواهد ان زندگی خانه‌داری باشد و لذت بچه بزرگ کردن و غذا دادن به همسر، می خواهد آن زندگی در راستای شغلی باشد که دوست دارد، و می‌خواهد هر دو با هم باشد یا حتی هیچکدام نباشد. مساله فقط این است: جامعه نباید بنا به جنسیت اعضایش را دسته‌بندی و برای حقوقشان تبعیض قائل شود. ما گاهی با شوخیهای نا به جا هم به چرخه این روند بیمار کمک میکنیم.
 

ترانه علیدوستی فمینیستی بودنش را تایید کرد +عکس
 

من و همسرم هر دو شاغلیم، هر دو درآمدمان را برای زندگیمان خرج میکنیم، هر دو در بزرگ کردن فرزندمان نقش برابر داریم، و هر دو بخشی از نظافت خانه را هم به عهده می‌گیریم.
ما مبارزه با سکسیسم را اینطور آموخته‌ایم.

به این دلایل من خودم را قطعا فمینیست می‌دانم، فمینیسم معرف اتحاد و انصاف است. من فمینیستم و کاش شما هم فمینیست باشید، یا بشوید.

اروپایی های با فرهنگ / درگیری مجارستان-ایسلند

دغدغه های دروغین اصلاح طلبان

مردم کار می خواهند 


جوان شاداب می خواهند 


آن وقت شما به دروغ می گویید اگر در فلان تئاتر فلان بازیگر اجازه نشان دادن فلان جایش را داشت، آزادی و احساس امید در مملکت رشد می کرد


چقدر خوابید شما اصلاح طلبان 


مردم کار می خواهند و نه مترسک میرحسین موسوی را 


کار را به خانه ها برگردانید، همین

اگر این طور کنید ما دستتان را هم می بوسیم 


صرفا و صرفا یک خواسته : به جای ایجاد کار برای کشورهای خارجی به ظرفیت های درونی توجه کنید و کار ایجاد کنید


همین و بس


اگر این کار را انجام دهید من خودم به شما رای می دهم


من خودم دست و پای شما را می بوسم


همین . همین . همین



حقوق بشر واقعی

اگر شیرین عبادی که آنقدر رجز حقوق بشر می خواند ، حاضر باشد وارد یکی از میدان های مین شود و نه برای خنثی سازی مین ، نه 

همین که از یک طرف وارد شود و از طرف دیگر خارج شود من خودم مریدش می شوم

شما ها حتی حاضر نیستید برای این مملکت یک خراش بردارید

کمتر لاف بزنید


مدافعان حقوق بشر واقعی آنها هستند که آستین را بالا زدند و جان بر کف به میدان ها رفتند :





بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

ما هم ول کنیم ، آنها ول نمی کنند

مدام مطهری عاقل می گوید اسمی از فتنه نبرید 


خوب کسی نمی برد


چند روز پیش جماعتی از اصلاح طلبان به مناسبت 22 خرداد تمسخر کردند و رجز خواندن


شما چرا چیزی نگفتید جناب مطهری؟


فقط باید جواب ما را بدهید ؟


بی بی سی هم ول نکرده چرا نمی فهمید حقیقت را 






بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

تولد فرزند؛ عامل غیبت کوه عضله در جام جهانی کشتی

ملی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پوش سرشناس کشتی آزاد آمریکا به دلیل متولد شدن دومین فرزندش در جا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌م جها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نی لس آنجلس شرکت نکرد.


خدایا نگذار خانواده و فرهنگ خانواده داری را از ایرانیان بگیرند 


یاد بگیریم 





بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

بعد از سه سال بعلاوه 8 سال تخریب احمدی نژاد: ردش کنید، مگر رای می آورد






بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

هر گروه غیر اصلاح طلبی ، می شود اتاق فکر ضد انقلاب

بارها گفته ام که اگر این اصلاح طلبان به ظاهر آزادی خواه مملکت را بگیرند می شود دیکتاتوری


خودشان همایش برگزار می کنند و شورای عالی انتخابات و نشست و تشکیلات و .... همه اش در راستای پیاده سازی جامعه مدنی است


به دیگران که می رسد ، دیگران می شوند اتاق فکر مخرب


واقعا که همان تندروها هم از شما آسان تر می گیرند







بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

چقدر بخاطره تو ای ریش ، درشت شنیدم/ ولی تو امروز محبوب دلهایی

ریش قبلا کثیف بود


حالا تمیزترین چیز روی زمینه


قبلا نشان کم عقلی و تندروی بود


حالا نشان علم و وارستگی و روشن فکریه


کاش روزی چادر نیز مد شود ! انشاء الله



اروپای متمدن عاری از خشونت / درگیری های مسالمت آمیز

ترس از احمدی نژاد






بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

خودی به خودی

هنرمندان واقعی ملت من

آرزو بر جوانان عیب نیست / ولی خداییش نترسید

دیشب تئاتر حوضی دریادلان بودیم ، پارک دانشجو

عالی بود 


عالی بود ، عالی



ساعت 21:45 ، پارک دانشجو



شجریان برای اصلاح طلبان : مرتضی پاشایی 2

دارند خدا خدا می کنند که فلانی بمیرد و قبل از انتخابات 96 ، در مراسم ختمش کلی شعار بدهند و به قول خودشان خونی تازه در رگ های اصلاح طلبان جاری کنند




نگاه بی بی سی به شجریان است

روحانی : در بیابان هایی که کسی حاضر به زندگی نیست ، خانه ساختن هنر نیست

شما قیطریه نشین ها نمی دانید


این هم نشانش


مادر : تو تنها مرد منی ، گریه مکن مادر جان

آقای مطهری ساده لوح ببینید

/ انقدر شما بگویید دست از صحبت پیرامون فتنه بردارید / اصلاح طلبان با وقاحت تمام مدعی نیز شده اند/ متن زیر نمونه اش

خدا لعنت کند کسانی را که به علت کج فهمی به درخت انقلاب ضربه می زنند



یادداشتی برای انتخابات 22 خرداد 1388
کد مطلب : 109231
یادداشتی برای انتخابات 22 خرداد 1388
گروه سیاسی: حجت‌الاسلام محمدعلی آهنگران در یادداشتی به مناسبت انتخابات 22 خرداد 1388 نوشت: هنوز ساعت اخذ رای به پایان نرسیده بود عصر روز بیست و دوم خرداد سال هشتاد هشت بود. من آن روزها من در زادگاهم اهواز ساکن بودم. از صبح اینترنت و پیامک مختل شده بود و تماس تلفنی با تهران نیز به آسانی هر روز نبود. محسن دوستم که از صبح روز رای گیری خبرهای خوب میداد نگاهان خبر اشغال ستاد قیطریه و بازداشت بسیاری از دوستانمان را داد با عجله خود را به خانه رساندم و با ناباوری تمام خبر سایر بازداشتها را شنیدم. 

آن شب خبرها به سرعت و پی در پی می آمدند و مرا یارای باور هیچکدامشان نبود. در آن ساعات هیچ کس حمله به ستادها و بازداشت گسترده فعالان ستاد مهندس موسوی را انتظار نداشت و برخوردهایی در حال وقوع بود که در خانواده بزرگ انقلاب و مناسبات سیاسی کشور تا پیش از این سابقه ای نداشت. آن شب و شبهای بسیاری بعد از آن خواب به چشمانم نیامد اما دیده ها و شنیده هایم کابوسی را می ماند که هیچش پایان نبود. وقایع تلخ پس از انتخابات جراحت بی سابقه ای بر پیکر جمهوری اسلامی وارد نمود و آن رخدادها کلیت نظام را درگیر تلاطمی کرد که تا همین امروز نیز گرفتار آنیم. 

در نزاعی که مابین خانواده انقلاب شکل گرفت هیچ کس برنده نبود، سرمایه اعتماد و آرامش عمومی که با دلخونی و زحمت فراوان بدست آمده بود آسیب جدی دید. در آن فضای امنیتی بسیاری از فرصت‌ها و بهره ها از بین رفت و اصرار دو طرف دعوا بر خواسته هایشان در کنار چرخش باتومها و زنجیرها و حرارت گاز اشکاورها و آتش سوزیها و بازداشتها و قتل و جرحها آن هم در مقابل چشمان حیرت زده جهانیان امید ملتی را دود کرد و به هوا فرستاد. 

امروز اما چه باید کرد؟ آیا باید در آن روزها متوقف ماند؟ آیا باید همه استعدادها و ظرفیت‌های کشور را قربانی این دعوای بی حاصل کرد؟ آیا نباید تفاهم و مسالمت و گفتگو جایگزین جنگ و نزاع و نفرت پراکنی شود؟ آیا برای این زخم چرکین و این اندام تاول زده مرهمی نیست؟ تا کی مردم ما باید هست و نیست خود را پایمال اختلافات سیاسی داخلی ببینند؟ صرف نظر از تعیین مقصر یا مقصرین اصلی آن فاجعه خانمانسوز و خانمان برانداز، درمان زخمهای برجا مانده از این نزاع هفت ساله از واجب ترین واجبات است. 

هر کس در هر رتبه و مقامی و هر شأن و جایگاهی می بایست در درمان دردها و جبران خسارتهای زلزله هشتاد و هشت بکوشد. امام صادق علیه السلام در حدیثی به نقل از حضرت عیسی مسیح سلام الله علیه می فرمایند انَّ التّارِکَ شفاء المجروحِ منْ جُرْحِه شریکٌ لجارحه (کافی جلد ٨ صفحه ٣٤٥) آن که درمان کردن زخم زخم دیده ای را واگذرد، ناگزیر شریک کسی است که زخم را بر بدن وی نشانده است.

این هم شاه مملکت ما : رفته هند دو تا ببر شکار کرده / همراه همسرش ، ثریا

این هم مردم با فرهنگ و تمدن اروپا

من به جد می گم که اگه دستگاه های نظارتی و پلیسی قوی تو کشورهای مدرن نبود ، به پدر مادرشون هم رحم نمی کردند


آب نیست وگرنه شناگری اند آ


اینجا جام اتحادیه اروپاست


درگیری هواداران روسیه و انگلیس




اینجا مراسم تقدیر از والیبالیست هاست :


بزرگترین مشکل مملکت ایران : حبیب

بزرگترین دغدغه ی مردم حبیب است


اصلا همه مردم ایران رفته بودن تشییع جنازه حبیب 


واقعا که


بعضی وقتا فکر می کنم این اصلاح طلبا تو خارج زندگی می کنند


ای کاش یه کم هم بین مردم بودید، ای کاش !


توهم های بی بی سی : ایران جزو قاره آفریقا بوده است

خودسوزی راهب برای اعتراض به دولت ویتنام / 50 سال پیش

توجیه پر ارج اصلاح طلبان

ارج که تعطیل میشه یعنی : وای به حال بقیه


این یعنی همون دروغ واقعی : کشور از رکود احمدی نژاد نجات یافت 


وای بر دروغ گویان 


به زودی دستتون برای مردم رو میشه


هنرمندان مملکت من داغ مردم دارند ، نه داغ خواندن ، نه داغ رفتن

هنرمند اونایی اند که جونشون رو برای مملکت دادن



نه اونایی که چند تا آواز خوندن و بعد هم برای حال و هول رفت 



وقتی برگشتن که مریض اند و نزدیک به رفتن




کسایی که ککشون هم نمیگزه که مملکت و ناموس هاش رو ببرن 


حاضر هم نیستند که دفاع کنند



وگرنه مملکت الان با این هنرها افتاده بود دست این داعشی ها و داشتن ناموس هاش رو بخاطره عدم تمکین جنسی از داعش ها می سوزوندن


هنرمند با غیرت و هنرمند بی غیرت

وقتی امثال شجریان حتی حاضر نیستند برای یکبار همه که شده از عظمت کار مدافعین حرم چیزی بر زبون جاری کنند ، 

این هنرمند ترکونده

پاشوده رفته سوریه تا به همه ی بجه های رزمنده خسته نباشید بگه


برای امثال شجریان عکس با گوگوش و هزارتای امثال اون مهمه ، همین و بس


عکس کسایی که برای این مملکت حاضر نیستند یک سیلی هم بخورند 


پلیس فرانسه به علت شلوغ بازی مردم انگلیس


زیباکلام بی بی سی

زیباکلام: اتهام انقلاب مخملی یعنی اذعان به نارضایتی عمومی

محاکمه به اتهام انقلاب مخملی

آقای زیباکلام اتهام انقلاب مخملی را اذعان به مخالفت عمومی دانست

صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی در ایران طی مقاله ای در روزنامه "اعتماد" چاپ تهران نوشته است که اتهام انقلاب مخملی که حکومت به مخالفان وارد می کند به معنی اذعان به نارضایتی عمومی در سطح جامعه است.

وی که در این مقاله به راه های پیش روی مخالفان برای تقویت "جمهوریت نظام" می پردازد نوشت: "موضوع دیگری که این روزها اصلاح طلبان را متهم به آن می کنند راه اندازی انقلاب مخملی و رنگی به قصد براندازی نظام است. باید گفت در همه جوامعی که انقلاب مخملی یا رنگی صورت گرفته به دلیل نارضایتی قابل توجهی از مردم از حکومت آن جامعه بوده است."

او افزود: "بنابرای ادعایی که خود مسئولان مطرح می کنند و اصلاح طلبان را متهم به آن می کنند به این معنی است که به نارضایتی بخش اعظم مردم اذعان دارند. وجود نگرانی برای وقوع انقلاب مخملی به این معنی است که دولتمردان می دانند مردم از آنها ناراضی هستند."

آقای زیبا کلام همچنین به ذکر موارد تاریخی اشاره کرد.

وی نوشت: "این قبیل مسائل در گذشته نیز اتفاق افتاده است. مثلا در 30 تیر سال 1331 محمد رضا پهلوی دولت را تغییر داد و احمد قوام السلطنه را به جای مصدق نشاند. مردم به خیابان ها ریختند و شاه مجبور شد قوام را عزل و دوباره مصدق را نخست وزیر کند. بنابراین اگر مردم حامی دولت باشند، دیگر نگرانی از وقوع انقلاب مخملی معنایی ندارد."

هم اکنون حدود صد نفر از کسانی که در جریان ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بودند، با اتهام تلاش برای سازماندهی و اجرای طرحی برای کودتای مخملی تحت محاکمه قرار گرفته اند.

اصلاح طلبان این اتهام ها را بی پایه خوانده اند.

محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران یک بار در واکنش به این اتهام ها و شرایط پس از انتخابات که با سرکوب مخالفان همره است گفت: "اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته است."

شجریان بی بی سی 2

در حاشیه توقیف یک دعا؛ ربنای شجریان، یک آواز ایرانی است

  • 23 اوت 2011 - 01 شهریور 1390
شجریان
Image captionدو سال است به دلیل موضع گیری های سیاسی و اجتماعی آقای شجریان، پخش "ربنا"ی او را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی قطع کرده اند

این روزها خیلی ها دلشان برای "ربنا"ی محمدرضا شجریان تنگ می شود، دعایی که نزدیک به سی سال مردم ایران با آن سر سفره افطار می نشستند و روزه خود را می گشودند. اما دو سال است به دلیل موضع گیری های سیاسی و اجتماعی آقای شجریان، پخش "ربنا"ی او را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی قطع کرده اند.

یکی از آنان که به تازگی اظهار دلتنگی کرده، غلام کویتی‌پور مداح معروف جبهه های جنگ است که در یادداشتی در مجله "نسل امروز" نوشته است:" محمدرضا شجریان عاشق خداست و هر چه آدمی با ایمان‌تر باشد عمق این عشق را در صدای او بیشتر حس می کند. ربنای ایشان مثل بسیاری از آثار دیگرشان جاودانه است و جزیی از فرهنگ و هنر ما، حالا چه پخش شود و چه نه! اما کاش کمی قرآن بخوانیم و از قرآن یاد بگیریم که انتقادپذیر باشیم و از ظلم تبری بجوییم."

جالب این است که سایت دولتی "ایران" هم نوشته غلام کویتی پور را منتشر ساخته است.

سایت "خبرآنلاین" نیز نوشته ای ازمحمد مهاجری را با عنوان "کاش شجریان وهابی بود" منتشر کرد که در آن نوشته شده است:" به عادت و علاقه، زیاد رادیو قرآن گوش می دهم.

این رادیو انصافا قرائت های زیبا و لذت بخشی پخش می کند. بخشی از قرائت های ترتیل با صدای قاریان بسیار خوش صدایی است که در کشورهای عرب منطقه به سر می برند و از قضا چند تایی از آنها اهل سعودی و از سلفی ها و وهابی ها هستند. پخش صدای این افراد قابل توجیه است. آنها کلام خدا را قرائت و تلاوت می کنند و چه باک که وهابی باشند.

مهم صوت آنهاست که بر جان می نشیند. دیشب، دم افطار، سر سفره به این فکر بودم که صدای ربنای شجریان دو سال است از سفره افطار جمع شده، لابد به خاطر اینکه او فلان موضع سیاسی را گرفته است. حال آنکه به این مهم توجه نشده که ربنای شجریان، آیات قرآن است، نه حرف او. شاید اگر شجریان وهابی بود، صرفا به خاطر صدای خوشش، گوش جان مردم از آن بی بهره نمی شد، می شد؟"

دوازدهم تیرماه، قبل از ماه رمضان و در مراسم "یادمان محمد نوری" که در تالار وحدت برگزار می شد، فرزاد جمشیدی هم که مجری برنامه های سحری صدا و سیماست، گفته بود:"شجریان را به مردم برگردانید! رمضان بدون شهد شیرین ربنای استاد محمدرضا شجریان لطفی ندارد." و ازحمید شاه آبادی، معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که در آن مراسم حضور داشت، خواسته بود با رایزنی هایی که می کند امکان پخش مجدد ربنای شجریان را فراهم سازد.

اما کار پخش مجدد "ربنا" نه تنها در دست معاون وزیر بلکه حتی دست وزیر و رئیس جمهوری هم نیست. صدا و سیما مستقیما از رهبر جمهوری اسلامی فرمان می برد و از قراین چنین برمی آید که مردم ایران حداقل امسال نباید انتظار شنیدن صدای محمد رضا شجریان را از صدا و سیما داشته باشند.

نیلوفر زندیان، مدیر گروه فرهنگ وهنر "رادیو فرهنگ" دراین مورد گفته است:"حدود پانزده دعای ربنا با صدای افراد مختلف تصویب شده و در اختیار شبکه‌ها قرار گرفته است که آنها را پخش می ‌کنیم."

او به خبرگزاری "ایسنا" گفته است:"ظاهرا آقای شجریان مجوز این کار را داده، اما ما ربناهایی را پخش می ‌کنیم که مورد تصویب باشد."

بااین همه، بسیاری از ایرانی ها، چه روزه دار باشند و چه نباشند، در غروب آفتاب ماه رمضان، با ربنای شجریان از روز به شب می رسند؛ از رادیو وتلویزیون نشد، با استفاده از پخش صوت. شجریان و ربنایش سال هاست بخشی از فرهنگ این مردم شده اند.

چرا این دعا تا به این حد محبوب مردم است، حتی در میان آنان که باورهای مذهبی شان چندان قوی نیست و روزه هم نمی گیرند؟ برای پاسخ دادن به این سوال، باید "ربنا"ی شجریان را در پنج بخش مورد بررسی قرار داد: اوج و وسعت صدای خواننده و توانایی های تکنیکی او؛ آشنایی کامل به ردیف موسیقی و آواز ایرانی؛ آشنایی کامل به شیوه های قرائت قرآن؛ ارتباط درونی و حسی با پیام "ربنا" و بهره گیری از آن در شیوه بیان؛ و بالاخره محبوبیت هنری و اجتماعی هنرمند.

اول: شجریان "ربنا" را در سال ۱۳۵۸ اجرا کرده است که داستان ضبط و پخش آن را بی اجازه او همه می دانند. او در آن هنگام سی و نه ساله بوده، یعنی بیشترین توانایی جسمی و انگیزه های روحی برای اجرای چنین اثری را داشته است. اجرای این اثر از چنان وسعت موسیقیایی برخوردار است که همه فراز و فرودها و گوشه های مورد نظر خواننده در دستگاه ها و آوازهای انتخاب شده را پوشش می دهد و از نظر اوج، در برخی فرازها تکرار ناشدنی و یگانه است.

معروف است که "راغب مصطفی غلوش" قاری نامدار مصری در سفری به ایران، ربنای شجریان را می شنود و از این کار یک کپی می‌خواهد تا ببیند می ‌تواند آن را بخواند یا نه. شجریان خود در این باره می گوید:"بعد از دو سال دوستم او را مجددا می ‌بیند و این قاری به او می ‌گوید کار من نیست"؛ چرا که خواندن اوجی که در خواندن ربنا هست کار هر خواننده‌ای نیست.

دوم: شجریان تسلطی کم نظیر به ردیف موسیقی اصیل ایرانی و آوازهای آن دارد و از جمله دکتر حسین عمومی، آوازشناس نامدار اصفهانی در مورد او گفته است:"شجریان به خاطر وسعت اطلاعات و معلومات آوازی، شناخت کامل موسیقی، صدای بسیار خوب و حنجره بسیار متناسب، بی تردید بزرگ ترین خواننده ای است که ایران تاکنون به خود دیده است."

او با این تسلط، "ربنا" را در دستگاه "سه گاه" خوانده وبا مرکب خوانی (مدولاسیون/ راه گردانی) سری به دستگاه ها و آوازهای دیگر ردیف موسیقی ایرانی از جمله آواز "افشاری" و گوشه "عراق / صبا" در آن می زند و با مهارت برمی گردد. خود او در این مورد می گوید:"لحنی که من برای این اثر انتخاب کردم چیزی بین قرائت قرآن و آواز خواندن است. چون کلمات عربی خوانده می ‌شود، باید موسیقی متناسب خودش انتخاب بشود. با اینکه من این لحن را به خوبی بلدم اما نمی ‌خواستم صرفا لحن ربنا قرائت قرآن باشد. می‌خواستم ربنا ایرانی ‌پسند باشد. به عنوان مثال اذان موذن‌زاده ‌اردبیلی بیات ‌ترک است و به همین دلیل مردم این اذان را دوست دارند. من هم مرکب‌خوانی و سه‌گاه را برای ربنا انتخاب کردم که هم در قرائت قرآن از آن استفاده می ‌کنیم هم در آواز تا هم کسی که به عربی و قرآن آشناست لذت ببرد و هم کسی که از آواز ایرانی شناخت دارد."

سوم: محمد رضا شجریان یک قاری تمام عیار بوده و ازهشت سالگی قرائت قرآن را نزد پدر آموخته، درهیجده سالگی که موسیقی پیشه می کند، در میان قاریان مشهد شهرتی بسزا به هم زده بود. خود او برای من تعریف می کرد که پیش از انقلاب و در سفری برای اجرای کنسرت به ترکیه، وقتی قاری ایرانی مریض می شود و به مسابقه نمی رسد، شجریان به خواهش سفیر در این مسابقه شرکت می کند و مقام دوم جهان را به دست می آورد.

زنده یاد فریدون مشیری نیز در مقاله ای که به سال ۱۳۷۰ در فصلنامه "آوا" در آلمان چاپ شده، می نویسد: "سال ۱۳۵۶ در سفری به خراسان، چنین پیش آمد که شجریان و من از راه هراز عازم مشهد شدیم و قرار بود در گرگان به محمد رضا لطفی و گروهش که می خواستند برنامه ای در مشهد اجرا کنند، بپیوندیم. از تهران که راه افتادیم شجریان رانندگی می کرد و من درکنارش موسیقی می شنیدم. پس از طی مقداری از راه و سخن گفتن از هر دری، شجریان نوار تازه ای را که از مصر خواسته بود و برایش فرستاده بودند، در دستگاه پخش اتومبیل گذاشت تا به اتفاق بشنویم. خوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی خواند و پس از قرائت هر آیه فریاد از مرد و زن برمی خواست؛ زیرا که معنای سخن را می فهمیدند. شیوه قرائت او ظاهرا به شیوه الازهر معروف است. وقتی تمام شد، شجریان با همان شیوه، اما شیرین تر و دلنشین تر آیاتی چند خواند. حرکت، سکوت ها و تجوید به اندازه ای زیبا و حیرت آور بود که تنها می توانم بگویم بی نظیر"

چهارم: در کنار توانایی و دانایی، رابطه حسی و عاطفی خواننده با متنی که می خواند، به او این امکان را می دهد که بیان بهتر و کامل تری از آن متن ارائه دهد. چنین رابطه ای را در"ربنا" به آسانی می توان حس کرد. کافی است دقت شود که او خدای خود را با لفظ "ربنا" در چند جا از این دعا چگونه به خود می خواند؟ یکی در اوج است، دیگری در فرود؛ یکی خواهش و دیگری تمنا: "من از کودکی خواندن قرآن را آموخته بودم و با آن زندگی کرده بودم و تمام وجودم خوانندگی در آن زمینه بود. ازهیجده سالگی به بعد که از خانه پدر بیرون آمدم، راه موسیقی پیش گرفتم در حالی ‌که پیش از آن خواندن قرآن مثل زبان مادری ام بود. از سوی دیگر کارهای مرحوم ذبیحی را شنیده بودم و کارهای قاری‌های بزرگ عرب را شنیده و تمرین کرده بودم و این کار را خوب بلد بودم. در کار ما همه چیز در تکنیک خلاصه نمی‌شود. اگر کارتان را خوب بلد باشید و از روی صداقت کار کنید روی مردم تاثیر خیلی خوبی خواهد گذاشت. احتمالا این موارد روی مردم تاثیر گذاشته است و باعث شده که ربنا جاودانه بشود. زمانی که ربنا را خواندم، برایم حالت مناجات داشت. ارتباطی از ته دل بود. مثل فردی که دم افطار با خدای خودش نجوایی دارد. زمانی که آدم می‌خواهد با خدای خودش حرف بزند با خلوص کامل حرف می‌زند. زمانی که این حال و هوا درست در درون انسان باشد، حتی اگر صحبت هم بکند، قطعا تاثیر خودش را می‌گذارد."

پنجم: مردم ایران سال هاست محمد رضا شجریان را به عنوان یکی از محبوب ترین هنرمندان خود پذیرفته اند.

محمد رضا شجریان از نگاه دوستدارانش با مردم رو راست بوده و تنهایشان نگذاشته است. و حتی در این راه از منافع اقتصادی بسیاری چشم پوشی کرده است. در این دوسال پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز، او بی آنکه خود را یک فعال سیاسی بداند، در آن سویی ایستاده است که مردم ایستاده اند و در بسیاری موارد از زبان آنان سخن گفته و از خواسته هایشان دفاع کرده است.

محمد رضا شجریان حتی سال ها اجازه نداد بگویند که خواننده "ربنا" اوست تا مبادا برخی فکر کنند او از این نمد کلاهی برای خود دوخته است:"وقتی به اطرافیان و به شکل خصوصی می‌گفتم که این اثر را من خوانده‌ام و بدون اجازه من پخش شده، همه تعجب می‌کردند که چطور من این کار را خوانده‌ام. اما زمانی که دیدم مردم متوجه می‌شوند که من این کار را به این دلیل نخواندم که با شرایط روز خودم را هماهنگ کنم، اعلام کردم که این اثر را من خوانده‌ام."

محمد رضا شجریان هم در مورد آواز معروف "پر کن پیاله را" با شعر فریدون مشیری و هم در مورد دعای "ربنا" معتقد است که اگر یک بار دیگر آنها را بخواند، به شیوه ای دیگر و بهتر می خواند؛ اما می گوید به احترام مردم این کار را نمی کند:"فکر کردم بهتر است من به عادت مردم احترام بگذارم و به دنبال این نروم که ربنا را دوباره بخوانم، من که از اول دوست نداشتم صدای من این‌طوری پخش بشود، اما زمانی که دیدم مردم با آن ارتباط گرفته‌اند و حال و هوایی با ربنا دارند، فکر کردم بهتر است ربنا به همان شکل اول خود باقی بماند... مردم سی ‌سال است با این ربنا پای سفره افطار می‌نشینند و با آن خاطره دارند. من هرگز به خودم اجازه ندادم که این ربنا را از مردم بگیرم و آن را از آنها دریغ کنم. من کارم را سی و دو سال پیش انجام داده‌ام و آن را به مردم هدیه داده‌ام."

شجریان - بی بی سی 1

ربنای شجریان و واکنش های موافق و مخالف

محمدرضا شجریان

واکنش های موافق و مخالف با دعای ربنای شجریان ابعاد گسترده ای پیدا کرده است

دعای ربنای محمد رضا شجریان که سی سال میهمان خانه های ایرانی در ماه رمضان بود، دو سال است که با محدودیت پخش روبرو شده است.

چند روز پیش از آغاز ماه رمضان سال ۱۳۸۹، خبری تائید نشده حاکی از ابلاغ دستورالعملی مبنی برعدم پخش صدای ربنای شجریان، از رادیو و تلویزیون ایران بود.

اما روز یکشنبه ۲۴ مرداد (۱۵ اوت) پرویز فارسیجانی، دبیر شورای معارف سیما در گفتگو با خبرنگار ایلنا گفت که تاکنون هیچ تصمیم و دستوری، مبنی بر ممنوعیت پخش دعای ربنا با صدای شجریان ابلاغ نشده است و امکان دارد که در روزهای آینده این دعا از رسانه ملی پخش شود.

او در ادامه افزود: "سال گذشته هم دعای ربنای شجریان، تنها از یکی از شبکه ها پخش شده بود و ما در حوزه معارف سعی کرده ایم با توجه به سلیقه مخاطبان، این تنوع را حفظ کنیم. بطور مثال امسال تاکنون "دعای یا علی و یا عظیم" با صدای حسام الدین سراج و "دعای سحر" با صدای محمد اصفهانی تهیه شده تا از این رسانه پخش شود."

در همین زمینه هم مهدی دهقان نیری در گفت و گو با ایسنا گفت: "محمدرضا شجریان استاد است، اما بقیه خوانندگان هم حق دارند آثارشان شنیده شود. ما در تولید نغمات به صدا و نوع کار نگاه می کنیم و فقط از آثار خوب استفاده می کنیم".

با گذشت چند روز از ماه رمضان و پس از پخش نشدن صدای آقای شجریان از رادیو و تلویزیون ایران، طیف های موافق و مخالف واکنش های متفاوتی داشته اند.

آقای شجریان از آنجا که خود قاری قرآن بوده‌اند، ربنا را آنچنان خوب خوانده‌اند و حق مطلب را ادا کرده‌اند که دیگر نیازی به نسخه دوم نیست، پس چرا باید دنبال دیگرانی باشیم تا این قطعه دلنشین را بازخوانی کنند؟ چرا از داشته هایمان بهره نمی‌بریم؟

علیرضا افتخاری

علیرضا افتخاری، خواننده موسیقی سنتی ایرانی در یادداشتی به تاریخ 25 مرداد که در سایت خبرآنلاین منتشر شد، نوشت: " آقای شجریان از آنجا که خود قاری قرآن بوده‌اند، ربنا را آنچنان خوب خوانده‌اند و حق مطلب را ادا کرده‌اند که دیگر نیازی به نسخه دوم نیست، پس چرا باید دنبال دیگرانی باشیم تا این قطعه دلنشین را بازخوانی کنند؟ چرا از داشته هایمان بهره نمی‌بریم؟"

آقای افتخاری در ادامه نوشته است: "اگر آقای شجریان راضی به پخش این قطعه از صداوسیما نیست ـ که هست ـ می توانیم به شکلی دیگر ، روزهای رمضانی خود را با این نوای ماندگار افطار کنیم؛ امروز دیگر لوح فشرده ربنا در خانه همه مردم ایران پیدا می‌شود و آیاتی که آقای شجریان خوانده‌اند سالهاست که در تاروپود زندگی مردم ریشه دوانده است."

حسین زمان، خواننده ایرانی هم در یادداشتی در وبسایت شخصی خود در این باره نوشته است: "با وجود اینکه استاد شجریان علاقه ای به پخش آثارش از صدا و سیما نداشته و ندارد، ولی به احترام مردم و به خواسته مردم اجازه داد این ادعیه و کارهای مذهبی برای ایام ماه مبارک رمضان پخش شود".

آقای زمان در ادامه نامه اش آورده است: "تنها دلیلی که برای عدم پخش این اثر وجود دارد این است که شجریان به مردمش فکر میکرد و به دفاع از حقوق مردمش لب به سخن گشود. گناه بزرگ شجریان این بود که انتقاد کرد و به نظر می رسد، انتقاد از نظام، گناهی نابخشودنی است ".

اما از سویی دیگر به نظر می رسد که موافقان پخش نشدن ربنای شجریان، سعی دارند رادیو و تلویزیون ایران را به مقاومت در برابر موافقان پخش ربنا تشویق کنند.

غلامحسین امیری از اعضای جامعه اسلامی مهندسین درباره دعای ربنا به خبرگزاری فارس گفت: "پخش صدای افراد شهرت طلبی که اعتقادی به مردم ندارند، جفا در حق مردم است. شجریان علاوه بر حمایت از سران فتنه، با آنان نیز همراهی کرده که نمونه بارز آن سرودن آواز برای فتنه گران است."

برای بسیاری از ایرانیان دعای ربنای شجریان نماد ماه رمضان است

شاید اشاره آقای امیری به ترانه زبان آتش (تنفگت را زمین بگذار) باشد که خواندنش همزمان با وقایع انتخاباتی در ایران بود و با استقبال معترضان به نتایج انتخابات روبرو شد.

در همین زمینه حمیدرضا ترقی، از اعضای ارشد هیئت موتلفه هم به خبرگزاری فارس گفت: "پخش صدای شجریان از رسانه‌ ملی، خواست دشمنان انقلاب است. متاسفانه آقای شجریان در فتنه اخیر کارنامه موفقی از خود نشان نداد و با رفتارهای غیرمعقول خود را به جریان فتنه نزدیک کرد."

آقای ترقی در ادامه سخنانش گفت که کسانی تلاش می‌کنند صدای شجریان از رسانه ملی پخش شود، "آنها باید بدانند که ملت ایران نمی‌توانند از کسی حمایت کنند که صدای وی به طور مشترک از رسانه‌های‌ انقلابی و ضدانقلاب پخش شود."

ماجرای پخش نشدن آثار شجریان

پیش از این، آقای شجریان بارها خواستار توقف "پخش غیرقانونی" آثار خود از رادیو و تلویزیون ایران شده بود، اما آخرین شکایت او هنگامی مطرح شد که رادیو و تلویزیون ایران پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران و در جریان ناآرامی های بعد از آن، اقدام به پخش برخی از ترانه های آقای شجریان، از جمله "ای ایران، ای سرای امید" کرد.

خواننده صاحب نام موسیقی ایرانی سال گذشته در نامه ای خطاب به عزت الله ضرغامی رئیس صدا و سیمای ایران، به پخش آثارش اعتراض کرده بود و این ترانه ها را متعلق به فضای سال های اول پس از انقلاب اسلامی در ایران و "بی ارتباط با شرایط کنونی" دانسته بود.

این هنرمند که ریاست شورای عالی خانه موسیقی ایران را نیز بر عهده دارد، پس از ارسال این نامه در گفت و گو با بی بی سی فارسی گفت: "در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمده اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود".

پخش صدای شجریان از رسانه‌ ملی، خواست دشمنان انقلاب است. متاسفانه آقای شجریان در فتنه اخیر کارنامه موفقی از خود نشان نداد و با رفتارهای غیرمعقول خود را به جریان فتنه نزدیک کرد.

حمیدرضا ترقی

پس از این اظهار نظر بود که محمد صوفی، معاون صدای رادیو و تلویزیون ایران در واکنش به شکایت محمد رضا شجریان نسبت به پخش آثارش، عنوان کرد: "از این پس حتی در ماه رمضان هم، صدای محمدرضا شجریان از شبکه های رادیویی پخش نخواهد شد."

سابقه دعای ربنای شجریان

دعای ربنایی که محمد رضا شجریان خوانده است، برآمده از آموزش های قرآنی او در پیش پدرش است. آقای شجریان، ربنا را برای نخستین بار در تیرماه سال ۱۳۵۸ در استودیویی در رادیو ایران ضبط کرد که بعدها در آلبوم "به یاد پدر" هم اجرا و ضبط شد.

خواننده ای که حدود نیم قرن است که در فضای موسیقی سنتی ایرانی آوازش شنیده می شود، درباره چگونگی اجرای این اثر به تلویزیون بی بی سی فارسی در مستند پژواک روزگار گفت: "اوائل انقلاب از من دعوت شد که به بچه هایی که در رادیو تلویزیون بودم کمک کنم. این همکاری ادامه داشت تا وقتی که آقای (آیت الله) خمینی فتوایی مبنی بر مخدر بودن موسیقی داد. من هم تصمیم به قطع همکاری گرفتم. پیش از رفتن کاستی را که صدای خودم برای آموزش و صدای شاگردانم برای پخش بود به مسئولین دادم. اما با تعجب دیدم که چند روز بعد دعای ربنایی که من خوانده بودم بدون اجازه از من پخش شد".

دعای ربنا، تلاوت آوازی قرآن کریم است که از دستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و به دستگاه "عجم" (شبیه ماهور) تغییر پیدا می کند.

ربنا، بیان آوازی آیاتی از سوره های آل عمران، مومنون، کهف و بقره در قرآن است.

به نظر می رسد که پخش یا عدم پخش ربنای آقای شجریان اکنون رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است. این در حالی است که سال گذشته، حسین علی وکیل آبادی، از مسئولان سازمان میراث فرهنگی ایران از بررسی ثبت دعای ربنای شجریان در کمیته های تخصصی دفتر ثبت آثار فرهنگی، طبیعی و معنوی این نهاد خبر داده بود.

مصاحبه شجریان با یورونیوز

مصاحبه استاد شجریان با یورونیوز و صحبتهایش درباره علیرضا افتخاری

یکی از هنرمندان ما که صدای خوبی داشت و خوب می خواند و شهرت خوبی داشت، یک اشتباه اجتماعی کرد که به نظرم از سر سادگی و ندانم کاری اش بود، یک دفعه مردم او را کنار گذاشتند. پس این موسیقی نیست. این رفتار و کردار و گفتار است. به همین دلیل هنرمندان در رفتار و کردار و گفتار باید خیلی دقت کنند.

«فقط من «ربنا» را اجازه دادم، که آن ربنا را برای مردم خوانده بودم، در این یکی دو سال، دیگر آن را هم پخش نمی کنند، خوب نکنید، به خودتان لطمه می زنید. چون ربنا برای مردم بوده و آنرا دوست دارند و خودشان دارند و گوش می کنند. فعلا اینطور است. چون من همراه نیستم با سیاست و حکومت و این چیزها، به همین دلیل خیلی دوست ندارند که من در صحنه باشم. »

به گزارش فرارو، همزمان با آغاز تور کنسرت های اروپایی محمدرضا شجریان از شهر استانبول ترکیه، او در باره‌ی اجرای کنسرت‌ها و صدور مجوز برای آلبوم‌هایش با یورونیوز به گفت‌وگو نشسته است، آنچه در زیر می آید بخش هایی از این گفتگو است.

شجریان  چند سال است که در ایران کنسرتی نداشته، با این‌حال طی سه سال اخیر دو بار در اروپا کنسرت برگزار کرده است، او در باره دلایل این امر چنین می‌گوید:

کنسرت هایی که من در ایران می گذارم بی سر و صدا نیست و سر و صدای زیادی دارد و دولتی ها از این موضوع خشنود نیستند، مخصوصا این اواخر در این دو سال که اتفاقاتی در مملکت من افتاده، بیشتر از همه فضاهای کنسرت صدمه دیده اند، چون می ترسند در فضای کنسرت کسی حرفی بزند یا کاری بکند و اتفاقی بیفتد. به همین دلیل در این دو سه سال و بویژه از سال 88 شرایط مناسبی برای برگزاری کنسرت نیست چون باید مجوز بدهند ولی نمی دهند، به همین دلیل کنسرت هایم را در خارج از کشور برگزار می کنم.

او درباره چرایی تاخیر مجوز آلبوم جدیدش ادامه  داد: بله، پانزده، شانزده ماه بود که می خواستیم مجوز بگیریم ولی نمی دادند، ما هم ساکت بودیم و چیزی نمی گفتیم، می گفتیم ما هم نوارهایمان را در خارج از ایران تکثیر می کنیم. ولی اخیرا مجوز یکی از این نوارها را دادند. ما برنامه های زیادی داریم که در نوبت مجوز گرفتن هستند ولی فعلا فقط یکی از آنها مجوز گرفته است.

چند وقتی هست که صدای شجریان از صدا و سیما پخش نمی‌شود و به نوعی او جایگاه ارتباطی خود را با عموم مردم از دست داده است، خود او در این باره چنین خاطر نشان کرد: رادیو و تلویزیون فراگیرترین رسانه است و وقتی صدا از آنها پخش نشود ارتباط با مردم هم قطع می شود و من در طول این سی و دو سه سال ارتباطی با تلویزیون نداشته ام. اوایل، صدای من را پخش می کردند و من هم اعتراضاتی کردم. تصاویری روی صدای من می گذاشتند که اصلا ارتباطی با موضوع نداشت. من هم اعتراض کردم و گفتم دیگر به شما اجازه نمی دهم که صدای من را پخش کنید، چون آنها هیچ نقشی در تهیه این برنامه ها نداشتند و قاعدتا باید موقعی دست به این کار بزنند که نقشی داشته باشند یا تهیه کننده راضی باشد. من راضی نبودم و دیدگاههای اجتماعی ام با آنها هماهنگ نیست. این است که من هیچوقت دوست ندارم صدایم از آن رسانه پخش شود؛ تا اینکه در این یکی دو سال اخیر من با جدیت دنبال کار را گرفتم و از آنها شکایت کردم که دیگر صدای من را پخش نکنند.

فقط من «ربنا» را اجازه دادم، که آن ربنا را برای مردم خوانده بودم، در این یکی دو سال، دیگر آن را هم پخش نمی کنند، خوب نکنید، به خودتان لطمه می زنید. چون ربنا برای مردم بوده و آنرا دوست دارند و خودشان دارند و گوش می کنند. فعلا اینطور است. چون من همراه نیستم با سیاست و حکومت و این چیزها، به همین دلیل خیلی دوست ندارند که من در صحنه باشم.

شجریان پنجاه سال است که تجربه موسیقی سنتی دارد،او درتعریف و اساس موسیقی سنتی ایران می‌گوید: ما چند نوع موسیقی داریم که یکی از آنها سنتی است و یک موسیقی کلاسیک اصیل داریم که همان موسیقی ردیفی ماست که به ما رسیده که می تواند به صورت سنت ارایه شود یا به صورت آزاد. من بخش آزاد را انتخاب کردم. در سنت روش ها و نوع ارایه کار خودم را گرفتار نکردم و دستم را باز گذاشتم و همیشه هم معتقد بودم که اصالت را نگه می داریم و سنت هایمان را که متعلق به پدرانمان و اجدادمان است را احترام می گذاریم. ولی می گذاریم برای خوشان باشد و ما سنت های خودمان را می سازیم و من به نسل بعد هم گفته ام که شما هم اگر دوست داشتید می توانید سنت های ما را بهم بریزید و سنت خودتان را داشته باشید. چون بشر باید با توجه به نیاز زندگی و نیاز روحی اش موسیقی را انتخاب کند. چون نیازها در طول این فراز و نشیب های زندگی و تاریخ متفاوت است، موسیقی هم فرق خواهد کرد. این از نظر اصالت و سنت.

موسیقی ایران در مقایسه با سایر موسیقی ها مانند زبان است. مثل زبان فارسی، وقتی به شعر حافظ نگاه کنید می بینید که از همان کلمات استفاده کرده ولی دو واژه را کنار هم می گذارد و با معنای خاصی که ایجاد می کند زمین و زمان را به هم می دوزد.

موسیقی ما هم همینطور است، مانند یک زبان. صرفا از بازی با نت ها استفاده نمی کنیم، یعنی اگر کسی با نت ها بازی کند، می گوییم بازی می کند و نمی داند چه می گوید. ولی عین یک زبان باید در آن واژه ها و جمله بندی درست به کار گرفته شود و کسانی که با این زبان آشنا می شوند می دانند که بهترین بخش این زبان در ردیف ما خلاصه شده، اما این ردیف به صورت خلاصه است، کل موسیقی ما نیست، مانند شعر حافظ و سعدی که نمونه های بهترین اند ولی فراوان می شود مانند آن شعر گفت و کتاب نوشت. موسیقی ما هم به همین شکل است. موسیقی ردیفی ما نمونه ای بسیار خوب است و زمانی که آنرا شناختید می توانید فراوان آهنگ سازی، بداهه نوازی و بداهه خوانی کنید و خلاقیت خود را نشان دهید.

معروف است که صدا و آواز شجریان حتی برای غیر ایرانی ها هم جذابیت دارد و آنها را به کنسرت های او می‌کشاند خود او در باره چنین استقبالی چنین عنوان می‌کند: موسیقی یک زبان بین المللی است، فارغ از ادبیات و اگر قادر باشید این زبان را خوب بیان کنید، هرکسی با آن ارتباط برقرار می کند، بویژه کسانی که بیشتر موسیقی را می شناسند وقتی به موسیقی ایرانی می رسند شیفته می شوند.

موسیقی ما از نظر پتانسیل، محتوا و وزن مخصوص، خیلی بالاست، ولی در طول این تاریخ که ما داشتیم، در طول این هزار و سیصد، چهار صد سال، به دلیل اینکه با ایرانیت ما و هنرهای ما ضدیت می شد، با موسیقی ما مبارزه شده، ولی مردم در شکل های مختلف موسیقی را حفظ کرده اند، از تعزیه تا روضه خوانی. ولی در صد سال اخیر موسیقی ما خودش را بیشتر در شکل موسیقیایی خودش، با ساز نشان می دهد. اگر با این موسیقی مبارزه نمی شد، این موسیقی به عنوان یک موسیقی جهانی شناخته شده بود. ولی اگر هنرمندان ما کار خود را درست انجام دهند، موسیقی ما این پتانسیل را خواهد داشت که نظرات را جلب کند و شنوندگان را راضی نگه دارد.

وی در باره ارتباط موسیقی ایرانی و جنبش‌های اجتماعی خاطر نشان کرد که: بهترین این موسیقی توسط عارف ارایه شده و عارف، خود هم شعر می گفت و هم موسیقی را می ساخت و می توان به عنوان بهترین نمونه آهنگسازی ما، آهنگ های عارف را معرفی کرد. مثل شعر حافظ و سعدی و مولانا، زیباترین شکل آهنگسازی ماست. و چون در زمان مشروطیت بود و فضای آن زمان فضای سیاسی و آزادی خواهی بود، او هم چون همراه مردم بود، آهنگ ها را از دل مردم می ساخت و خواننده ها و نوازنده ها آنها را ارایه می کردند و تاثیر مهمی در روحیه مردم داشت. چون موسیقی بازتاب درون جامعه است، موسیقی برخاسته از فضای جغرافیایی یک منطقه است. در یک فضای جغرافیایی، مردم دارای یک فرهنگ خاصی هستند و نیازهای خاصی دارند، موسیقی برخاسته از درون هر ملتی است و به همین دلیل خواسته های خود را از طریق موسیقی بیان می کند. وقتی خوشحال است، موسیقی، موسیقی شاد خواهد بود و وقتی ناراحت، موسیقی غمگین. وقتی شکست می خورد یک موسیقی دارد و وقتی پیروز می شود یک موسیقی دیگر.

موسیقی با شرایط روحی جامعه تغییر شکل می دهد. در تمام دنیا این موسیقی هست که در شرایط مختلف و مطابق با نیازها خودش را ظاهر می کند.

این استاد آواز ایران در دلایل ابداع سازهای تازه چنین می‌گوید:  در نقاشی هرچه رنگ های بیشتری در دسترس داشته باشیم به واقعیت بیشتر نزدیک می شویم. چهار رنگ اصلی بیشتر نداریم، اما هزاران رنگ در لابلای اینها وجود دارند. مانند موسیقی، هرچه رنگ های صدا را بیشتر داشته باشیم، سلیقه های بیشتری را می توانیم راضی کنیم.

در گروه نوازی ها و تجربه هایم متوجه شدم که موسیقی ما چیزهایی در لابلای سازهای اصیل کم دارد و هیچ سازسازی، دست به این کار نمی زند و احساس کردم که خودم باید دست به کار شوم. سالها تحقیق کردم و شروع به سازسازی کردم و بیشتر سازهای بم یعنی باس و دورباس را ساختم. چون سالها در موسیقی ما نبود و رنگ هایی از صدا در لابلای موسیقی آورده ام.

من دو خانواده ساز کششی پوستی درست کرده ام که صدا به جای اینکه از چوب بیاید از پوست می آید مثل خانواده ویولون. خانواده شهر آشوب و خانواده صراحی که اینها در گروه شهناز استفاده می شود. سازها را در اختیار هنرمندان جوان قرار می دهم.

این کارها ذوق هنرمندان ما را شکوفا می کند. دست به این کار شدم که فضای صدا را در موسیقی باز کنم و بگویم که سنت گرایی نکنید، حرمت سنت را نگه دارید ولی خودتان کاری بکنید، چه از نظر ساز و چه از لحاظ نوع موسیقی. و اغلب هم خوششان آمده. آخرین سازی که ساختم و دو شب قبل از کارگاه بیرون آمد، دل و دل است و صدایی بین کمانچه و ویولون دارد.

وی در پاسخ به این سوال که آیا قصد ندارد یک آکادمی موسیقی تاسیس کند چنین گفت:چند بار این فکر به ذهنم خطور کرده ولی شرایط برای ایجاد آکادمی مهیا نیست چون تصمیم گیرندگان مملکت این فضا را دوست ندارند. حتی در دانشگاه که رشته هنر دنبال می شود خیلی دوست ندارند که این مساله خودش را در جامعه نشان دهد و می ترسند کار دست کسی دهد، ترس بی جهت. از این جهت این فکر را نمی توانیم عملی کنیم ولی دلمان می خواهد این کار را بکنیم.

به طور خیلی خصوصی چند هنرجو دارم که در سطح خیلی حرفه ای کار می کنند. سی و چند خانم و سی و چند آقا. خانم ها خوب ظاهر شده اند. سالها کار کرده بودند و دیدم که راه به جایی نمی برند و من باید آنها را راهنمایی کنم و هنر خوانندگی را یاد دهم که از صدا چطور استفاده کنند و اشکالات را بر طرف کنم. خوشبختانه استعداد دارند. آنها به دفتر من می آیند و به همه به صورت افتخاری آموزش داده ام و هیچوقت از این راه درآمدی برای خودم قائل نبودم، برای اینکه این هنر باقی بماند، مخصوصا آواز و غزل زنده بمانند. چون اگر آواز ما فراموش شود، غزل ما هم در کتابخانه هاست و در جامعه نخواهد آمد. غزل و شعر موقعی در جامعه می آید که با موسیقی همراه باشد و بهترین موسیقی، آواز است. آواز مفاهیم شعری را خوب بیان می کند. در تصنیف سازی مفاهیم شعری دستکاری می شوند.

شجریان در پایان در تشریح دلایل محبوبیتش گفت: موسیقی باعث آشنایی است، اما تنها علت نیست. توسط موسیقی با مردم ارتباط برقرار می شود و مردم آدم را می شناسند، بعد رفتار و گفتار و کردار هم در اینجا خواهد آمد.

یکی از هنرمندان ما که صدای خوبی داشت و خوب می خواند و شهرت خوبی داشت، یک اشتباه اجتماعی کرد که به نظرم از سر سادگی و ندانم کاری اش بود، یک دفعه مردم او را کنار گذاشتند. پس این موسیقی نیست. این رفتار و کردار و گفتار است. به همین دلیل هنرمندان در رفتار و کردار و گفتار باید خیلی دقت کنند. جامعه آگاه است، وجدان جامعه بیدار است، جامعه مو را از ماست می کشد. کوچکترین اشتباهی زیر پروژکتور جامعه قرار می گیرد. نمی توانید اشتباه کنید. جامعه کوچکترین اشتباه و ریاکاری را بزرگ می کند و دروغ گویی و اشتباه را نشان می دهد. من سعی کردم اشتباه نکنم و با مردم باشم، چون موسیقی را برای مردم ارایه می کنم، نه برای وزیر و برای وکیل و برای رییس جمهور، آنها هم اگر جزء مردم باشند گوش می کنند. ولی موسیقی برای مردم است، برای انسانها. باید انسانها را در اولویت قرار داد و موسیقی را برای آنها ارایه کرد. موسیقی برای انسانیت است.


منبع: فرارو

شجریان با چلچراغ

گفتگوی مجله چلچراغ با استاد شجریان

موسیقی ایرانیان: می گویند در کار ما – روزنامه نگاری را می گویم – روزی که مسحور کسی شوی، موقع گفت و گو با او کارت تمام است. یا اگر نخواهم حکم قطعی بدهم، به دردسر می افتی. اما همان هایی که این را گفته اند، برایش یک تبصره هم در نظر گرفته اند. می توانی مسحور کسی باشی اما مقهورش نشوی. یا بهتر است بگویم می توانی کسی را دوست داشته باشی اما این دوست داشتنت را موقع گفتگو بگذاری کنار، منتها با احترامش کار را پیش ببری.

ماجرای دلدادگی من و استاد شجریان هم ماجرای همین سحر و مسحور شدن بوده. یکی از آرزوهای کاریم که برایم اتفاق افتاد همین روبروی استاد نشستن و نفس به نفست گفتگو کردن با ایشان بود. اتفاقی که برایم محقق شد و چه تحقق شیرینی با خودش داشت.

بگذارید راحت و ساده بگویم، بعد از دیدن استاد تمام تصوراتی که از او داشتم عوض شد. اصلا شد یک چیز دیگر. استاد به معنای واقعی استاد و دوست داشتنی بود. بی هیچ تکبری. بی هیچ نگاه از بالایی. بی هیچ سختی ای. استاد مدرن، به روز، معقول، آینده نگر، بذله گو، شوخ طبع و … بود. چیزی که ایشان را بیش از پیش برای ما عزیرتر می کرد.

چیزی که باعث شد برای گفتگویی که در ادامه می خوانید، چهار ساعتی در کنارشان باشیم. چهار ساعتی که به چشم بستنی گذشت و در پایانش غصه مان تمام شدنش بود، در کنار شیرینی خاطره و تجربه اش. تجربه رو در رویی با استاد شجریان از آن دست تجربه هایی است که اگر برایت اتفاق بیفتد، از آن چیزهای فراموش نشدنی کل زندگانی ات می شود. این همان مسحور شدنی است که در ابتدا برایتان از آن صحبت کردم. چیزی که در پایان گفتگو و پس از آشنایی با افکار ایشان دوزش برای من هزاران بار بالاتر رفت.

به نظرم خیلی ها باید طرز رفتار و نگاه عمومی شان به جامعه و جوانان را از استاد شجریان یاد بگیرند. چیزی که در ادامه و در بخشی از گفتگو به صورت مبسوطی به آن پرداخته ایم اما من باب مثال همین بس که ایشان زمانی درباره نگاهشان به دیگر موسیقی ها مثل رپ و کارهای مدرن گفتند: «سبک من مشخص است. من سبک های دیگر را نمی پسندم و دوست ندارم اما اینکه من دوست ندارم دلیلی نمی شود که آنها بد باشند.» این که من نمی پسندم دلیلی نمی شود که بد باشند! این شاه بیت صحبت های ما با استاد بود. فکر می کنم به جای توضیح بیشتر بهتر است برویم سراغ اصل ماجرا و حرف های استاد را با هم بخوانیم.

بگذارید از بحث ساخت سازهای ابداعی وارد گفتگو بشویم. شما جایی گفته بودید ساخت سازهای ابداعی را نیاز موسیقی می دانید و کمبودهایی که در این زمینه احساس می کردید. می خواستم بدانم از چه زمانی به فکر ساختن ساز برای دستگاه موسیقی ایرانی افتادید؟ و دلیل اصلی آن غیر از این نیاز چه بوده؟
– از خیلی سال پیش؛ مثلا از 50 سال پیش که با سنتور آشنا شدم. از همان موقع برای بهتر کردن صدای سنتور شروع کردم به ساختن. سنتور ساختم تا به صدایی با کیفیت بهتر برسم. می شود گفت تقریبا از سال 40 این کار را شروع کردم. درست از سال 1340 این کار را شروع کردم. بعد هم هی سال به سال این کار را ادامه می دادم و رهایش نکردم. تا این سال های آخر دیدم اینطوری به جایی نمی رسم. هر چه سنتورهایی را که ساخته شده بود، بررسی مر کردم، می دیدم اصلا با این پل گذاری ها در نهایت به آن چیزی که می خواهم نمی رسم.

از استادان سنتور کمک نخواستید؟
– با یکی دو نفر که آشنا بودم چرا. مثلا با آقای عارفی که الان سنتورهای خوبی می سازند و آن موقع هم ایشان تازه شروع کرده بود به سنتور ساختن تبادل نظر می کردیم. بحث می کردیم. من برای خودم سنتور می ساختم و ایشان هم برای خودش. بعد با هم تبادل نظر می کردیم ولی معلمی برای این کار نداشتیم. واقعیتش این است که در این صنعت کسانی که چیزی بلد هستند، خیلی به دیگران یاد نمی دهند چون می ترسند فردا روزی روی دستشان بلند بشوند.

حتی نوازنده ها؟!
– شاید. ولی نه، سازنده ها بیشتر اینطوری هستند. به ندرت کسی پیدا می شد که مثل استاد قنبری دست و دل باز باشند و اطلاعات سازسازی را در اختیار شاگردانش قرار بدهند. من یک دوره ای هم پیش ایشان سه تارسازی کار کردم. یک سنتور هم زیر نظر ایشان ساختیم. برای من سابقه خوبی بود که با یک استاد مسلم سازسازی کار کنم. نجاری هم پیش استاد شاکی که در اصفهان بودند، کار کردم. پنج شش ماهی می رفتم اصفهان و پیش ایشان کار می کردم. مدام این کار را دنبال می کردم. بگذارید اینجا به یک نکته اشاره کنم. خود سنتور یک ساز بسیار بدقلق است. واقعا آدم پیر می شود با این ساز اگر خواسته باشی بسازی و به آن صدایی که می خواهی برسی!

به هر حال شما هر سازی که بسازید، صدا می دهد اما مهم این است که آن صداها یک دست باشد. قانون داشته باشند و با هر قطعه ای که می نوازی، این صداها تغییر نکنند، ناراحتت نکنند و همه جا درست صدا بدهند. این نکته مهمی بود که من از تجربه ساخت سنتور به دست آوردم. به هر ترتیب در ساخت با قوانین گذشته دیدم به نتیجه دلخواهم نمی رسم. از آنجا بود که شروع کردم به ایجاد تغییرات در این ساز. این اتفاق به من این امکان را می داد که بفهمم با این کاری که کردم، صدا به چه شکلی در آمده و به کدام سمت رفته. بالاخره به این نتیجه رسیدم که اصلا اساس پل گذاری سنتور آن چیزی نیست که دیگران دارند انجام می دهند و آن نوعی که استاد ناظمی کار می کردند، روش درستی نیست و همین باعث می شود که خرک های سنتور هیچ وقت یکدست نخوانند.

ببخشید استاد، این عدم توانایی همراهی با آواز باعث شد شما این قضیه را دنبال کنید یا صدای خود سنتور؟
– نه، صرفا صدای خود سنتور بود، کاری با آواز نداشتم. این ساز واقعا من را پیر کرد، اینقدر که رویش فکر کردم و کار کردم. آخرش به این نتیجه رسیدم که سال هاست ساختن این ساز فقط ذهنم را مشغول کرده و باید بروم سراغ تغییر در آن. شروع کردم به تجربه در این زمینه و نتیجه بهتری گرفتم. شاید تا حالا 50 تا سنتور ساخته باشم و حتی یکی اش را به کسی نداده ام اما هر کدام در نوع خودش یکتاست. روی اینها تحقیق کردم و کار کردم.

مثلا 30 تا سنتور تحقیقاتی از سال 86 به این طرف ساختم. همه بر اساس تجربه این سالیان که گفتم. در هر کدام از اینها ریزه کاری کردم. بعد همه را کوک کردم و نشستم به نواختن که ببینم این با آن یکی چه فرقی می کند و همه نتایج این اتفاق را یادداشت کردم و نمره دادم تا رسیدم به یک نتیجه خیلی خوب. حتی یک روز هم آقای رامین صفاهی که عضو گروه شهناز هستند و واقعا استاد مسلمی است در نواختن سنتور و در این زمینه صاحب نظر هستند، وقت گذاشتند و این ساز را بررسی کردند. ایشان هم به همان نظری که من رسیده بودم، رسیدند.

یعنی یک دفعه گفتند این دو ساز از همه بهتر جواب می دهد. یعنی نمره اینها صد است. هر جای اینها می زنی بهترین صدا را تولید می کند. اصلا صدایی می دهد که آدم تصورش را ندارد که سنتور اینقدر خوب صدا بدهد. دوتا از اینها واقعا نمره 100 را گرفتند. بقیه هم از 96 به بالا. من خیلی دقیق به اینها نمره می دادم. تحلیل یعنی این، یعنی اینطوری وقت بگذاری. من عاشق این کار بودم که این ساز این صدای خوب را بدهد و خوشبختانه این صدا را داد.

آیا به تولید انبوه هم قرار هست برسد؟
– قرار نیست به آن شکل باشد اما یک تعداد ساز بعدا در اختیار دوستان قرار خواهد گرفت.

شما الان در کنسرهایتان از همین سازها استفاده می کنید؟
– بله، من الان از سازهای خودم استفاده می کنم. من روی اینها اینقدر وقت گذاشتم تا به این نتیجه خوب رسیدم و خب اطلاعاتی که من دارم، هرگز و هرگز هیچ سازنده ای ندارد چون 50 سال روی یک ساز فقط کار کردم. این ساز بدقلق ناجنس اینقدر من را اذیت کرد تا شد این چیزی که الان هست. به هر حال این سازها باید بیشتر روی صحنه برود تا بیشتر دیده شوند تا دیگران هم به آنها تشخص بدهند. تشخصی مثل آن چیزی که من به آنها می دهم.

من تمام عمرم با صدا زندگی کردم. فکر نکنم هیچ سازسازی در ایران به اندازه من با صدا سروکار داشته باشد چون کارم صدا بوده، با صدای خودم زندگی کردم. با ارکستر و صدا و اساتیدو کنسرت و … این اتفاق در تمام ابعاد دیگر هم می افتد. مثلا روی صحنه یا وقتی می خواهم برنامه ام را میکس بکنم، سلیقه من فرق دارد با یکی دیگر. همیشه بچهع ها می گویند فلانی خودت باید باشی که این سازها را فرکانس هایش را درست بکنی. این شناختن فرکانس در آن گوش موسیقای اتفاق می افتد که شما بتوانی فرکانس ها را از هم تشخیص بدهی .

خلاصه این ساز خیلی به من تجربه و آگاهی داد. کم کم سازهای دیگری هم که دست دوستان می دیدم، به غیر از سنتور، همینطور که می دیدم عیب هایش را متوجه می شدم. وقتی به سازی گوش می کنم، خیلی زود می توانم بفهمم که این مشکلش کجاست و چه کاری بکنم که این درست بشود. بعد با خودم به این نتیجه رسیدم که خب پس حالا سازهای دیگری هم می سازم که عیب های کمتری نسبت به ما به ازاهای امروزی اش داشته باشد. در کنار این سال ها در کار گروه نوازی و ارکستر می دیدم که این سازهایی که داریم، کافی نیست. یعنی همه صداها را نداریم. همه رنگ صداها را نداریم. مخصوصا صدای باش و صدای بم را اصلا نداریم. اصلا صدای بم در ارکسترهای بزرگ اعتبار ارکستر به حساب می آید. همه زیبایی های صداهای سازهای دیگر با صداهای بم و باس هست که خودش را نشان می دهد. صدای بم وقتی که می آید، همه سازهای دیگر اعتبار پیدا می کنند.

ما این را در موسیقی مان کم داشتیم. تنها سازی که داشتیم و صدای بم داشت، عود بود. عود هم مضرابی است. ما ساتزهای باس کششی می خواهیم که یک صدای بم مداوم آنجا وجود داشته باشد و صدای سازهای دیگر در این صدا، اعتبار پیدا کند. در خانواده ویولن، به هر حال ما شاهدش بودیم که به بهترین شکل این اتفاق وجود دارد اما ما ایرانی ها می خواهیم همه چیز مال خودمان باشد. ویولن و ویولن سل را هم دوست داریم اما می خواهیم یک ساز باشد که مال خودمان باشد. چرا خودمان این ساز را نداریم؟ این بود که گفتم خب من می آیم این ساز را می سازم. و اینگونه وارد ساخت و سازهای دیگر از این منظر شدم. سازسازی دو مرحله دارد. یکی طراحی ساز بر اساس آن چیزی که شما می خواهی و اینکه دستت هنرمند باشد.

یعنی نجار قابلی باشی که بتوانی آن ظرافت های ساز را دربیاوری. بگذریم. ما در موسیقی صدا لازم داریم. موسیقی شکل نیست، موسیقی صداست. اینکه بعضی ها روی شکل سازها تعصب دارند، به نظر من خیلی بجا نیست. ما باید به دنبال صدای خوب باشیم، حالا هر سازی که آمد آن صدایی که ما می خواهیم به ما داد، ما باید از آن استفاده کنیم. از این بابت من می دانم چه صدایی می خواهم. اصلا برای چی می خواهم و برای همین هم رفته ام دنبال ساختن سازهای جدید تا نیازهایم را برطرف کنم. نیازهایی که شاید سازی برایشان وجود نداشت. به هر حال تا اینجایش که حس می کنم موفق بوده ام و کارم خوب بوده، برای اینکه کسانی که با این سازها کار کرده اند و آنها را نواخته اند، از نتیجه کار راضی بوده اند.

نگاه به جامعه و جوانان

استاد نگاه شما به همه چیز جالب است. تا قبل از اینکه ما از نزدیک با شما آشنا شویم، به خاطر اتمسفر اطرافتان و شاید به خاطر لفظ استاد تصور دیگری نسبت به شما داشتیم. راحت ترش اینکه شاید فکر نمی کردیم اینقدر به روز باشید و نگاه مثبتی به جوانان داشته باشید و به عقاید جدید احترام بگذارید. این حس از کجا نشئت می گیرد؟ اتفاقی که شایددر معدود استادانی همچون شما وجود داشته باشد.
– به هر حال هر کسی اخلاق و منش خاص خودش را دارد. من اینطور بودم که هیچ وقت به داشته هایم اکتفا نکرده ام. همیشه دوست داشتم پویا باشم. جستجو کنم و به یک چیز بهتر برسم. من همیشه در راه بودم و در کنار همین چیزهای زیادی را به دست آوردم. ذهن پویا و جستجوگر همیشه پیدا می کند. در این راه شما با پدیده های جدید روبرویی و این باعث می شود تا شما به روز باشید وگرنه بی تفاوتی باعث می شود در نهایت چیزی نداشته باشی. به تکرار می افتی و زندگی معمولی را طی می کنی. من هیچ وقت تکرار رادوست نداشتم و همیشه دوست داشته ام کاری که می کنم، لااقل برای خودم جالب باشد. من اگر 20 شب کنسرت داشته باشم، آوازهایش هیچ وقت شبیه به هم نمی شود. این نشان می دهد من از یکنواختی و تکرار فراری ام و همیشه به دنبال یک چیز جدیدم. در جامعه و زندگی هم همینطوری هستم. من از سنت شروع کردم. چیزهای زیادی را از اساتیدم یاد گرفتم، اما بعد دیدم در سنت ماندن یکجور درجا زدن است. تکرار چیز قشنگی نیست. تو باید مدام به داشته هایت چیزهای جدید را اضافه کنی و حتی جاهایی از آن را تغییر بدهی. با داشته هایت به اشکال جدید فکر کنی و برسی. این سنت شکنی واقعی است، ضمن احترامی که به اساتید گذشته داریم و اینکه ما هر چه داریم از آنهاست اما خودمان هم می آییم و طرح های دیگری می زنیم با همان ابزاری که گذشتگان داشته اند. این می شود تنوع. یک چیز جدید.

استاد از رابطه تان با جوانان هم بگویید. شما نگاه ویژه ای به نسل جوان دارید و همیشه کنارتان پر از جوان های با انرژی است.
– این جوان است که چیز تازه ای به وجود می آورد. آنکه پیر شده دیگر پیر شده. همانی است که هست. جوانان دنیای بزرگی دارند و باید جدی گرفته شوند. استعداد و آگاهی جوانان و نوجوانان امروز ما خیلی با بچه های گذشته فرق می کند. این خودش برای من یک درس است. من الان از جوانان چیز یاد می گیرم.

مثلا چه چیزی از یک جوان یاد می گیرید استاد؟ این برای خواننده ها خیلی جالب است.
– در آواز نه. من چیزی الان نمی توانم از کسی یاد بگیرم چون چیزی برای من ندارند. این را بیشتر در نوازندگی پیگیری می کنم. در آهنگ سازی و گروه نوازی. اینها خیلی به من الهام می دهند. خیلی تشویق می شوم در کنار اینها. در حقیقت من با اینها جوان می شوم و انگیزه می گیرم.

متاسفانه باید بگویم که هیچ خواننده ای نمی تواند به من الهام بدهد، در این حد که می توانم بگویم آفرین چقدر خوب می خواند. البته باید بگویم جوان های خوبی در آواز داریم. حتی در بین شاگردان خودم تعداد زیادی هستند اما اینها چیزی برای من ندارند که بخواهم از آنها الهام بگیرم اما نوازنده هایی هستند که جسارت کارهایی را دارند که من را به وجد می آورد.

استاد نظرتان به صورت کلی درباره جوان های امروزی چیست؟
– جوان الان خیلی قدرت دارد. وسعت اطلاعات دارد. زمان ما اینطور نبود. علتش هم همین کامپیوتر و اینترنت و جریان آزاد رسانه ای است. جوان ما الان با همه جای دنیا در ارتباط است. از همه جا دارد اطلاعات می گیرد. ما کی اینقدر اطلاعات داشتیم. خیلی که مطلع بودیم یا از طریق روزنامه بود یا رادیو و تلویزیون. بچه های امروز ده هات برابر زمان ما اطلاعات دارند. اصلا نمی شود مقایسه کرد. اتفاق امروز خیلی خوب است. این رشد تصاعدی بشر خیلی خوب است. من 50 سالی را تجربه کرده ام که می بینم از نظر تکنولوژی از کجا آمده ایم و به کجا رسیده ایم.

کار، خانواده، ترانه وباز هم جامعه

استاد نگاه شما و رویکردتان برای انتخاب یک شعر برای خواندن چیست؟
– براساس جامعه خودم است. به هر حال در جامعه ای زندگجی می کنم که براساس حال و هوای آن شعر را انتخاب می کنم. در تصنیف ها ما به چند شکل عمل می کنیم. یک وقت هست که تصنیفی عاشقانه است یا گله عاشقانه ای در آن است یا باید درباره گرفتاری های اطراف خود حرف بزند یا درباره مسائل سیاسی است و باید تلنگری هم به آن زده شود. شعر را آدم مطابق حال و هوای خودش انتخاب می کند.

برخی خواننده های پاپ یا برخی از آنها که سنتی می خوانند، برای خودشان ترانه سفارش می دهند. شده تا به حال شما هم چنین کاری کنید؟
– خب خیلی ها شعر گفتند که من بخوانم ولی تا به حال پیش نیامده از آن استفاده کنم. مثلا پیش آمده که شخصی شعری گفته ولی من می بینم سعدی این مضمون را بهتر به شعر تبدیل کرده یا همینطور فریدون مشیری، خب من می روم آن شعر را می خوانم. بیشتر سعی کردهام بهترین ها را انتخاب کن.

در سفرهایی که برای اجرای کنسرت به خارج از کشور می روید، پیش آمده شعری را براساس حال و هوا و فرهنگ آن منطقه اجرا کنید؟
– نه، چون بیشتر تماشاگران ایرانی ها بودند و با توجه به اخبار و اطلاعاتی که دارند، خیلی با هم فرق نمی کنند. فقط یکی دو بار بوده که مثلا شده شعری را عوض کنم ولی غالبا بیشتر براساس شنونده ای بوده که می خواهم برای او شعر را بخوانم.

اگر امکان داشته باشد می خواهم یک سوال شخصی تر بپرسم. درباره رابطه شما با خوان، همانطور که جاهای مختلفی نقل شده. می خواستم در این فرصت از زبان خود شما بشنوم که چقدر این رابطه جدی بوده و اصلا به چه صورت بوده؟
– من خیلی با اخوان ارتباط آنچنانی نداشتم. بارها او را در جلساتی دیدم و همیشه برای شعر و زبان و افکارش احترام قائل بودم. بیشتر از خودش با شعرهایش در ارتباط بودم. واقعا هم شعرهای خوب و قوی گفته که از دل جامعه بیرون آمده.

اتفاقا می خواستم در همین رابطه بگویم. پیش آمده که شما در زمینه موسیقی و گروه با جوان ترها کار کردید ولی در زمینه شعر می بینیم که خیلی این اتفاق نیفتاده و در میان متأخرها بیشتر با بازرگانی همچون اخوان یا ابتهاج کار کرده اید.
– من برای شعر بیشتر از هر چیز به خود شعر کار دارم و نه مثلا ارتباطی که با شاعرش دارم.

شده در کتابفروشی دنبال مجموعه شعر جدیدی بگردید؟
– نه. راستش آنقدر که اشعار گذشتگان غنی است و محتوا دارد، من هنوز نتوانسته ام از دل آنها بیرون بیایم.

می خواهم برگردم به بحث خانواده و درباره فرزندانتان صحبت کنیم. ما می بینیم که مثلا همایون شجریان به جایگاهی می رسد که در کنار اینکه زیر سایه شما قرار دارد ولی خودش را از زیر اعتبار و نام شما جدا می کند و به موفقیت های بزرگی دست پیدا می کند. و نکته جالب این است که شما در گفتگویی در پاسخ به اینکه نمی ترسید همایون جای شما را بگیرد گفته بودید به هیچ عنوان و حتی از این مسئله خوشحال هم می شوم. حالا می خواهم کمی درباره این رابطه ای که بین شما جریان دارد توضیح دهید.
– اولا همایون عشق و آبروی من است. همه افتخاری که می کنم به همین جوان است و همه زندگی من است. موفقیتش را که می بینم، لذت می برم و خوشحال تر می شوم که موفقیتش را در زمان موفقیت خودم می بینم. ما ارتباطی عاشقانه با هم داریم، حتی زمانی هم که کودک بودو با هم زندگی می کردیم. همایون اخلاق خاص خودش را دارد. یک نجابت و متانت خاصی دارد. بگذارید خاطره ای را همینجا بگویم. زمانی که بچه بود، خیلی شیطنت می کرد. یادم می آید با هم کشتی می گرفتیم و قرار می گذاشتیم که هر کس 10 بار بتواند آن یکی را زمین بزند برنده است.

می دیدم که همایون همه تلاشش را می کرد و خودش را حسابی خسته می کرد تا اینکه می رسیدیم به جفت 9. آن وقت همایون خودش را به عمد می زد زمین تا من از او ببرم. یعنی حاضر نبود از من که پدرش هستم ببرد. چنین بچه ای بود. قصد تعریف هم ندارم از پسر خودم. همایون پسر هوشیار و تیزهوشی است و حواسش به همه چیز هست. من همیشه دوست دارم موفقیت های او را ببینم و گاهی هم که پیش آمده تذکری بهش داده ام که حواسش به مسائل اطراف باشد، دیده ام که همیشه حواسش جمع است و موفقیتش هم در همین سرعت انتقال و تیزهوشی اش است. خیلی خوب مسائل را می گیرد و متوجه می شود و می تواند توانایی هایش را نشان بدهد. یادم هست وقتی 14-13 ساله بود، با همان شور نوجوانی که معمولا روی پای خودشان بند نیستند و انگار می خواهند پرواز کنند، اینگونه شنیده بود که انگار من از صفر شروع کردم تا به اینجا رسیدم و خیلی برایش جالب بود و برایش مهم بود که می خواهد از صفر شروع کند. یک روز آمد پیش من و گفت که من هم می خواهم مثل شما از صفر شروع کنم. من گفتم تو بی جا می کنی. ناراحت شد که چرا؟ گفتم من از صفر شروع کردم رسیدم به اینجا، تو دوباره می خواهی همین کار من را بکنی و 50 سال بعد برسی جایی که من رسیده ام؟ من تا اینجایش را آمده ام و تو هم از اینجا به بعدش را ادامه بده.

ظاهرا مژگان همراه با همایون شعری را برای شما خوانده بودند. شما در جریان این ترانه بودید؟
– کدام را می گویید؟

همان آهنگی که همایون و مژگان برایتان ساخته بودند؟
– هان. آنها نساختند. این در واقع شعری بود که آقای مساعیل خویی سال ها قبل برای من گفته بودند و منت سر من گذاشتند و همان موقع آن را دکلمه کردند. بعدها آقای درخشانی آمدند براساس این شعر یک آهنگ ساختند و دو سال پیش در شب تولد 70 سالگی من که ما در فرانسه کنسرت داشتیم، شعر را با گروه اجرا کردند و همایون و مژگان هم آن را خواندند که به اصطلاح مرا سورپرایز کنند. شب بسیار خوبی بود و همین که آنها این آهنگ را یکروزه در استودیو ضبط کرده بودند، برای من خیلی با ارزش بود.

پس در جریان این کار نبودید؟
– نه، اصلا.

چقدر در انتخاب شعرهای پسرتان دخالت می کنید؟ یا به عبارتی به او مشاوره می دهید؟
– هرگز در کارهایش دخالت نکرده ام. از همان روزی که خواست کار کند، به او گفتم ببین خودت کار کن، جلو برو، اشتباه کن و خودت اشتباهاتت را برطرف کن. هر جا احساس کردی که من می توانم کمکت کنم، من کمک خواهم کرد. تا تو احساس مسئولیت نکنی، از زیر سنگینی چتر نام من بیرون نمی آیی. به هر حال جوانی اشتباه می کنی و به تو انتقاد می کنند، مثل همان کاری که من کردم. مثل خیلی از پدرها که مدام پسرشان را زیر نظر می گیرند ونمی گذارند خودش راهش را برود نسبت به همایون عمل نکردم.

پس بگذارید اینگونه بگویم که چقدر ایشان برای مشورت به شما مراجعه کردند؟
– مشورت گرفتن او هم به این صورت است که مثلا آهنگی را که خوانده همه کارهایش را کرده مستر کار را که می خواهند بدهند برای تکثیر، می دهد به من و نظر می خواهد و من به شوخی می گویم پدرسوخته حالا می آیی نظر می خواهی؟ مثلا دوتا ایراد هم دارد، تو باید قبلا از من می پرسیدی. بارها شده که حتی مستر آن را هم به من نمی دهد و من بعدها می فهمم که همچین آهنگی از او منتشر شده. بنابراین من به هیچ عنوان در کارهای او دخالت نمی کنم و اگر هم مشکلی باشد، در قالب همان رابطه پدر و پسری به او می گویم.

پیش آمده که شعر خوبی بهتان پیشنهاد شود و بعد بگویید اگر این را همایون بخواند، بهتر است؟
– خب من چند تا از آهنگ هایم را دادم همایون خواند. مثلا یکسری آهنگ ها که کار آقای ضرابیان بود و قرار بود من بخوانم و اجرا هم کرده بودم منتها چون آهنگ ها برای آن شعرها مناسب بودند و من خیلی با کلمات آنها ارتباط برقرار نمی کردم، همان موقع شعرها را دادم به مرحوم آذر و از ایشان خواستم که برای آنها کلمات مناسب ترین جایگزین کنند. ایشان هم این کار را کردند. فقط یکی دو اشکال در برخی اشعار بود که هماهنگی با موسیقی نداشت یا مثلا کمی سیاسی شده بود و من به ایشان می گفتم اصلاح کند که گفتند تو چقدر ایراد می گیری. گذشت تا اینکه ایشان فوت کردند که آن هم به این صورت بود که عده ای در هامبورگ او را در خانه اش کشتند. بعدها همایون از من پرسید که چرا این شعرها را نمی خوانی که من گفم این اشعار را خیلی دوست ندارم. پرسید می شود من بخوانم و من هم دادم او آنها را خواند ولی گفتم که می خواهم این اشعار را با کمک شاعری کمی تغییر دهم و آن کلماتی را که دوست دارم، در آنها بیاورم و برای خاطره مرحوم آذر هم که شده آنها را بخوانم که احتمالا چنین کاری را یک روز خواهم کرد. به هر حال همایون عزیز من است و دوست دارم او بیشتر پیشرفت کند و من زودتر بازنشسته شوم!

در حال حاضر دغدغه های ذهنی شما چه چیزی است؟
– باید مسائل اجتماعی مان حل بشود. امیدوارم به همین سبب دغدغه های ذهنی من هم کم شود. جامعه ما مشکلی نداشته باشد و مردم ما خوشحال باشند. دغدغه من واقعا همین است، فقط همین!


منبع: مجله چلچراغ/ بازنشر از موسیقی ایرانیان

پرونده ویژه پیرامون شجریان . به زودی

برای پاسخ به همه ی شبهه های مطرح شده 


هر چند در دریای ملت ایران ، یک خواننده هیچ نیست 

روغن ریخته ، نذر امامزاده

حالا که شجریان رو به موت شده چند چیز جالب داره رخ میده :


1- شجریان گفته اصلا سیاسی نیست و ... 


2- متهم عدم پخش صداش هم صدا و سیماست و ضرغامی لج کرده بوده 



3- از همه مهمتر که دارن برش می گردونن برای اینکه این آخری ازش یه اسطوره بسازن ، نه اینکه تو دیار غربت از بین بره 



من موندم چرا ایشون خوانندگیش تو خارج بود 

ولی مریض که شد اومد بیمارستان های ایران و خرج از بیت المال؟



مگه اونجا به قشر فرهنگی نمی رسن 

مگه اونجا بیمارستان های بهتری ندارن ؟




دنگ و دونگاشون اونوره و مریضی هاشون برای بیت المال مردم ایران


این هم سازمان ملل بی طرف

قافیه ی باخته

بذارید ما بگیم 


اینجوری همه می فهمند چی شده آ


تجهیزات جاسوسی اسرائیل در لبنان

ولنگاری فرهنگی حتی در یزد


به گزارش میزان، آقای مجری در اقدامی عجیب از دانش آموزان دختر حاضر در سالن می خواهد چادرهای خود را به هوا پرتاب کنند و این در حالی است که طبق فیلم منتشر شده از مراسم، افرادی در ردیف نخست سالن برگزاری مراسم نشسته بودند که به نظر می‌آید مسئولان مدرسه هستند. 

توهم دارن این اصلاح طلبا آ

تو ایرانشم خبری نیست 


چه برسه به جهانی


ناامیدی را به مردم نسبت ندهید ، کمی به چهره خود نگاه کنید

هی می گویند اگر کسی فلان کار را کند مردم ناامید می شوند


یا فلان کار باعث ناامیدی مردم شد


در 88 مدام می گفتند انتخابات را مردود اعلام کنید تا امید دوباره در رگ های ملت جاری شود 


دوستی خاله خرسه راه انداخته اند


دایه مهربان تر از مادر شده اند 


به نظر من نا امیدی آن چیزی است که در چهره خودتان معلوم است 


کمی سراغ آینه بروید


مردم امید دارند


اگر انتخابات مردود می شد امروز دیگر انتخاباتی در کار نبود که امیدی در پی آن باشد 


چطور شد که انتخابات های بعدی شدن دموکراتیک ترین انتخابات های جهان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


چطور شد امید را در انتخابات های بعدی جویا شدید ؟


فاتحه خوانی اصلاح طلبان بر مزار دولت اعتدال

چهره زشت آمریکا در افغانستان

اینم از اروپاش .... خداییش ته قضیه اند دا

تنها مملکتی که اجرای قانون توش جرمه

از یکی از بازیکن های ایرانی که تو آلمان بازی می کرد شنیدم :


اگه موبایل با خودت ببری و زنگ بزنه ( حتی تو رختکن ) جریمه میشی 


اگه سه بار تکرار بشه ، اخراج میشی 


اگه از فلان ساعت بیشتر بیرون باشی ، کمیته انضباطی 


و ...


ولی تو مملکت ما فوتبالیست شدن یعنی ارسال عمومی عکس های پارتی های شبانت تو تلگرام و اینستاگرام



واقعا عجیبه


اگه کسی هم کاری انجام بده ، می کوبندش


خیر سرمون ممکلت اسلامی هستیم و باید شئونات رو رعایت کنیم


چه درست و چه غلط اینها برای دیگران الگو هستند و باید رعایت کنند ولی ...


اگه چیزی بگی خلاف آزادی عمل کردی 


چه صورت ها خراشیدم ولی اما نشد !!!!!!!! \ مدافعان حرم

غمت را لحظه ای طاقت ندارم 


به جز دیدار رویت حاجت ندارم


چه صورت ها خراشیدم بیایی خاطرم


صورت زیبای تو آمد ولی اما نشد


دست و پنجه ی بچه های عمل زیبایی درد نکنه خداییش

بچگی های هیلاری کلینتون ....


عکس های بعدی هم کنار بیل کلینتون ............


آدرس دکترش رو کسی داره ؟



آقا نیا ، تو نیز تندرو می شوی

گویند مهدی فاطمه پرچم اسلام را در دست می گیرد و بلند و فراگیر صدای مرگ بر ظالم را می گستراند


بی هیچ حاشیه و بی هیچ پرده ای 


گویند آنقدر در مبارزات کار یارانش سخت می گردد که ....


مهم نیست ادامه نمی دهم 


ولی خوب می دانم که اگر بیایی تو را هم تندرو خطاب می کنند 


می ترسم تو را نیز اذیت نمایند 


نیا .


آری نیا . با تمام رغبتم به تو می گویم که نیا 


ای آخرین فرشته ی عالم ، مهدی مادر ، آقا نیا .



روحانی انصراف دهد ، چهره ملی می شود

سه نوجوان بسیجی ، جور همه ما را کشیدن

ای کاش در تمام عرصه ها حضور بیابند 


ای کاش جامعه یک سو و یک جهته نشود 


دولت آرامش و معاون پارلمانی عصبانی دولت !!!!!!!

داغ غم پدر را تو دانی که چند است ؟

برخی بی وجدان های چپ در جامعه چو انداخته اند که این شهیدان به خاطر دیه شهید می شوند 


خب ، شما ها مادرتان را چند فروخته اید که جان انسان ها را نیز فروشی می بینید ؟


زنتان را چند می فروشید ؟


چرا نقد می کنید ای خائنان !!!!!!!11

چرا حرم امام آنطور ساخته شد ؟

از بس که مسئولان رفتند پی اسب سواری و .... و فکر می کنند هنوز کسی در مسکن های مهر زندگی نمی کند!


ولنگاری فرهنگی


         توجه توجه :  هدف این عکس ها به هیچ عنوان اشخاص آن نمی باشند .

          

          بحث فضای حاکم و عدم مدیریت فرهنگی به عنوان حلقه ی مفقوده مسئولین فرهنگی کشور می باشد.


                به هیچ عنوان با بازیگران و یا شخص خاصی خصومت یا انتقادی ندارم.






عجب رستوران دارانی هستند این بازیگران

امنیت یعنی مردان خدا بیدارند حتی ...

سیل در یک شهر مدرن و پیشرفته

سرداران پدر

چرا که یادگار همیشه پیش سازگار است

واقعا که کج فهمند این اصلاح طلب ها

اوج درک اصلاح طلبان از سخنان آقا

یعنی آقا برای دولت که چیزی نگفت ؟


آقا در مورد انقلابی گری که چیزی نگفت ؟


اون لاریجانی رو هم ببین تو رو خدا


از قم به زور رای میاره بعد میاد قپی میاد که احمدی نژاد رای نداره 


خب باشه تو چرا ناراحت میشی ؟؟؟؟؟؟


بذارید بیاد معلوم میشه


آزادی در آمریکا ، کشک است

محمدعلی را بخاطره عدم شرکت در ظالمانه ترین جنگ ها ( جنگ آمریکا بر ضد بوسنی ) سالها از ورزش و مسابقات تحریم می کنند 


تحریم می کنند  هر چه ضد خواسته های آنها باشد


اگر این معنای آزادی است ، پس آب سماور به این آزادی !!!!!!!!!!!!!


دیدار محمدعلی کلی از حرم امام و ایران

ایران ضد حقوق بشر یعنی : خدا ضد حقوق بشر است

به ما می گویند چرا در ایران دار می زنید 

این ضد حقوق بشر است 


من این را می فهمم از شما :  خدا نیز ضد حقوق بشر است 


بیکاری با برجام حل نمی شود

چند گل پرپر شدن تا غنچه ها باقی بمانند در زمستان های سخت ....

توهم پیروزی اصلاح طلبان در مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی

اگر نفت زمان احمدی نژاد گران بود ، احمدی نژاد عرضه داشت نه اینکه ...

اینکه نفت ارزان شد بی عرضگی شماست


اینکه عربستان شاخ شد بی عرضگی شماست 


اینکه جی بیوتی ها خط و نشان کشید بی عرضگی شماست 


اینکه احمدی نژاد می تواند یارانه بدهد ولی شما عزایش را می گیرید هم بی عرضگی شماست 


فرهنگ سلفی

واقعا چه تفاوتی بین سلفی و عکس جمعی موجود است :؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اوج درک رسانه های اصلاحات ( تغییر مفهوم خانواده ایرانی ) : زوج خوشبخت

سه بار پشت سر هم می گوید : زوج خوشبخت 


یعنی یادت باشد که بجه ندارند و خرس را ترجیح داده اند


یعنی خرس بر بچه حتی اگر نچربد،‌خوشبختی را دارد


ای کاش کسی مستندی از بلوغ و مراسماتش در دنیا می ساخت

دانش آموز فقط از نوع ایرانی

صبح به زور بیدار میشه و با کلی نق میره مدرسه 


سرویس که نباشه اصلا اونروز تعطیله


اینجا ولی چینه :


دلیل اصلی


دلیل اصلی مانع تراشی سعودی ها نیست 


دلیل اصلی سختی آب و هوا نیست 


دلیل اصلی آن است که با سیاست های جدیدمان، جیبوتی هم دیگر ما را به شاخش حساب نمی کند 


دلیل اصلی این است .............

تعجب نکنید ، اینها جهان اولی اند

در نظر من جهان اولی یعنی بعضی وقتها مثل بز آرام باش و بعضی وقتها مثل سگ هار .


از نظر من جهان اولی یعنی مثل یک ماشین باشین 


از نظر من جهان اولی یعنی هر چه هستی باش ولی خودت نباش ، یعنی حق نداری خودت باشی


قطب انتخابات : محمود احمدی نژاد

بخ بخ لک یا لاریجانی

تا دیروز برنده قطعی عارف بود 

حالا راه افتاده اید و می نویسید : تبریک بر تو لاریجانی !!!!!!!

آنقدر پیش می روید که می گویید :

اولین تبریک را عارف به لاریجانی گفت 

اینجا حراج تهران است ، نه فرش قرمز

بازیگران که هیچ وقت حقوق نمی گیرند


بازی کرده اند ولی تا آن ماهی که با شما صحبت می کنند حتی یک قران طلبشان را هم از پروژه نگرفته اند


برای دلشان بازی می کنند


ولی مثل سیاستمداران ما پدرانشان پولدار بوده اند


آنقدر سرشان به آمریکا گرم است که همه فرصت ها را نادید می گیرند

شما اصلاح طلبان به استعدادهای درونی که ایمان ندارید و آنها را نمی بینید


اینبار شما را چه شده است که فرصت های بیرونی را هم بیخیال شده اید و صرفا دارید پهلوان هسته ای می سازید ؟


البت غصه نخوریدا ، تقصیر احمدی نژاد ..........


عجب رویی، باز هم کری می خوانید ؟ !!!!!!!!11

انقدر گفتیم که ریاست خبرگان برای شما نیست 


ریاست مجلس شورای اسلامی هم برای شما نیست 


با چه رویی کری می خوانید 


غصه نخورید ، همه چیز تقصیر احمدی نژاد است !!!!!!!!11111

کارخانه ها تعطیل شدند


شصت درصد بنگاه های تولیدی کشور تعطیل اند


استخدام ندارید 


سازمان های خوب هوافضا و ... که خوب کار می کردند را تعدیل کردید


سه سال است مکرر تذکر می دهیم 


آن وقت آقا تازه معضل کشور را یافته است 



کرنش گرگ

اول می زنند می کشند بعد می آیند برای ابراز همدردی


من مطمئنم اگر شما امروز بیایید و به آمریکا بگویید برای ابراز همدردی در جنگ عراق با ایران به ایران بیا ، شلمچه هم می آید

باز هم پایش بیفتد و کشوری با ما جنگ کند باز هم به او سلاح می دهد 


یعنی سلاح و صلح 

این استراتژی آمریکاست 


کشتار و صلح 


کشتار در عرصه های مختلف و صلح در عرصه ی دیپلماتیک


ما نباید در این زمین بازی کنیم




سفره خالی

   یاد دارم در غروبی سرد سرد                  می گذشت از کوچه ما دوره گرد

           داد می زد:کهنه قالی می خرم                دست دوم جنس عالی می خرم

             کاسه و ظرف سفالی می خرم              گر نداری کوزه خالی می خرم

          اشک در چشمان بابا حلقه بست            عاقبت آهی کشید بغضش شکست

          اول ماه است و نان در خانه نیست           ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

              بوی نان تازه هوشش برده بود                اتفاقا مادرم هم روزه بود

             خواهرم بی روسری بیرون دوید                 گفت:آقا سفره خالی می خرید؟

با دروغ هایتان به احمدی نژاد کنایه می زدید ؟ !!!!!!!!!!!

آقا بعد کلی کاسب کاری رو دولت روحانی (که من بعضی هایش را با خبرم ولی اصلا برایم مهم نیست که توضیحش دهم)، تازه دارد راستش را می گوید


چند وقت پیش مقاله نوشته است که اگر مسکن مهر راه نیفتد صنعت سیمان و فولاد نابود می شوند

دولت باید مسکن مهر را راه اندزی کند


حالا هم به فکر افتاده که ما خانه کم داریم. تا دیروز که می گفتید فوران خانه است 

خاک بر سر دروغ هایتان 


خدا را شکر که دروغ هایتان دارد رو می شود 


خدا را شکر


واقعا به رای آوردن روحانی هنوز اعتقاد دارید

عکسی خنده دار

شرط آمریکا در برجام

شرط آمریکا :


ایران به جای رزمایش نظامی ، باید همایش نظامی برگزار کند

نفاق روشنفکران

دیروز تنفر داشتند و امروز او را به خاطر کن می ستایند 


واقعا که نفاق در روشنفکران ایرانی واضح است 


اگر نظرسنجی آمریکایی ها را قبول دارید،‌ بگذارید احمدی نژاد بیاید

اصلاح طلبان دروغ گو

تا دیروز مردم به بلوغ سیاسی رسیده بودند و امروز فریب خورده اند !!!!!!!!!!!!!!


اگر شما را برگزینند ، در اوج اند و غیر شما را اگر انتخاب کنند می گویید : خلایق هر چه لایق


اگر فیلم های ده نمکی را ببینند می گویید مردم ما لمپن اند و از لحاظ فرهنگی صفر !!!!! اگر فیلمهای سراسر ناامیدی شما را ببینند خلق حماسه فرهنگی بوده است


با مردم صادق باشید .....


احمدی نژاد هر چه باشد مثل شما چند رو صفتان ، با مردم ندار است ..............


اینقدر هم نترسید و خود را خیس نکنید %$^$^^&


درود بر تو که لباست هنوز هندی است !!!!!!!!!!

درود بر تو که لباست هندی است 

جامه ات هندی است 

گیوه ات هندی است 


درود بر تو که هنوز پرچم هند در کنار دست می درخشد


ما در این دیار کسانی داریم که فکر می کنند با بلغور زبان های خارجی ، ایران به قدرت می رسد

و فکر می کنند با پز دادن به اینجا رسیده ای 


آری ساده اند 

اگر تو هم توانستی سرشان را شیره بمال 


من اسمش را میزارم سرجام 

این یعنی بعد از برجام


خوب شد تو آمدی وگرنه حرفم خریدار نداشت 


درود بر خودت و بر زن همراهت

او نیز هنوز هندی می پوشد

اینجا که خبری از ایران نیست


به شهرک های صنعتی اطراف تهران که سر می زنید ، همه شده اند یک سگ و یک نگهبان


این همه نامه امروز !!!!!!!!!!



عبدو تبریزی را هم که خودشان علم کردند دارد مقاله می نویسد که اگر ساخت و ساز از رکود خارج نشود، باید فاتحه ی شرکت های سیمانی و فولاد را هم خواند



خدا به داد دولت بعد برسد که یک زمین سوخته را تحویل می گیرد

شما ها چرا مخالفید، شما که براندازی را دوست دارید

بوی توطئه به مشام می رسد

موضوع انتقام گیری از برخی افراد و احزاب را نباید نادیده گرفت



صدر در این بیانیه گفته است:‌ «ای ملت قهرمان صبور باشید که بی‌شک انقلاب مسالمت آمیز شما پیروز خواهد شد و باید فرقه گرایی و سهمیه‌بندی سیاسی و فساد ریشه کن شود.»


صدر ادامه داد: «من به انقلاب مسالمت آمیز و انتخاب شما احترام می‌گذارم و برایتان آرزوی موفقیت، پیروزی و ثبات دارم و از مقامات می‌خواهم هرچه زودتر انقلابیون بازداشت شده را آزاد کنند.»


در این بیانیه آمده است:‌ «دست‌های تروریسم و خشونت دولتی علیه فرزندان ملت عراق و افراد بی‌دفاع شرکت کننده در تظاهرات هماهنگ و هم‌ صدا شده‌اند؛ دستی منفجر می‌کند و دستی با گلوله جنگی و بمب‌های اشک آور مردم را هدف قرار می‌دهد».


---

چند روزی است که رسانه های اصلاح طلب حرکت مردم عراق را به حمله توصیف می کنند 


من نمی گویم من موافقم ، خیر


ولی شما ها که عادت دارید 


این جملات عین نامه های میرحسین است 

اگر این اشتباه است ، پس آن هم اشتباه بود 


چرا اینها را وحشی توصیف می کنید و کارهای میرحسینتان را خوب؟ چرا واقعا 


پس ساکت باشید چون دستتان رو می شود 


سال ها هم اگر بگذرد باز از فتنه میگوییم ، هر چند علی مطهری بلیه را بالای منبرها بفرستید و شارژش کنید 


دولت توهین

اگر مدح دولت نمی کنید ، حتما منافع حزبیتان نمی خواند 


اگر نابرجامی شدید علتش آن است که در نونتان در تحریم ها تعریف شده است 


اگر تدبیر دولت امید را قبول ندارید علتش آن است که مافیای چیزی را داشته اید 


اگر انتقاد می کنید عتلش آن است که زخم خورده اید 



این ها همه تحلیل های اصلاح طلبان این مملکت است 


همه اش توهین است و فحش 


یعنی اگر ما حرفی هم می زنیم از جنبه ی منافع است ولی حرف های آنها از جنبه دموکراسی خواهی و آزادی خواهی و انسان دوستی است 


واقعا خنده دار است 



در این مطلب اخیر هم آ زیبا کلام می گوید :


اینکه قالیباف انقدر تو سر روحانی می زند ، علتش آن است که در داغ مناظره 92 را بر سینه دارید . 

از آنجا می سوزید 


بعد می گوید که آره ، علت نقدهای قالیباف هم آن داغ هاست هم اینکه می خواهد منافعی در آینده درست کند 



واقعا باید فاتحه ی این آزادی و دموکراسی را که شما مزدوران قلم به دست با هتاکی می خواهید رقم بزنید باید خواند


من طرفدار قالیباف نیستم


ولی تندخویی شما را می فهمم


اینکه حضرت آقا فرمودند یکی از نمونه های رشد فرهنگی این است که تحمل مخالف را داشته باشیم و اگر چیزی گفت با مشت به سینه ی او نکوبیم ، علتش شما هایید


شما اصلاح طلبان . در همین مناظرات اخیر بارها آ زیبا کلام با تمسخر کنایه هایی را به رهبری زده اند. ولی دریغ از یک جواب 

آن وقت کسی به شما که هیچ چیزی نیستید بگوید می شود منافع از دست داده ....

باز هم می گویید آزادی ...


من قبلا گفته ام ، امروز نیز می گویم : اگر مملکت دست شما چپی ها باشد ، می شود گود زورخانه .

نمونه اش هم حضور خاتمی در دانشگاه تهران .

وقتی کمی سرصدا شد، آقای خاتمی گفت شلوغ نکنید وگرنه می گویم بیایند جمعتان کنند

واقعا این اصلاح طلبان عجیب اند !!!!!!!!!!





در سال 88 جامعه را صد قطبی کردند و صدایشان در نیامد 

به رقابت لاریجانی و عارف که می رسیم ، آنقدر بزرگش می کنند که اگر خدای نکرده انتخاباتی برگزار شود جامعه از هم می پاشد


پس چرا هی شعار می دهید انتخابات ها سازنده اند

پس چرا از دور شعار می دهید لنگش کن

چرا می گویید لابی بد است


شماهایی که خدای لابی و برنامه های پشت صحنه اید

این جملات از آن کیست؟

تهران امروز خیلی شبیه به نیویورکی است که «میلر» در ابتدای نمایشنامه توصیف می‌کند؛ شهری که چهره آن به سرعت در حال تغییر است و هر چیز قدیمی را نابود می‌کند، باغ‌ها و گلزارها جای خود را به برج‌ها می‌دهند. این دقیقا همان محیطی است که فروشنده در آن زندگی می‌کند و یک رابطه موازی دیگر میان نمایشنامه و فیلم است. تهران به سرعت و به شکلی دیوانه‌وار، آنارشیستی و غیرمنطقی در حال تغییر است. زمانی که فیلمی روایتگر داستان یک خانواده است، مسلما خانه نقش مهمی ایفا می‌کند. موضوعی که پیش از این در دیگر آثارم نیز توجه کردم، این بار هم خانه و شهر نقش اساسی در فیلم دارند.


این جملات ، بخشی از مصاحبه اصغر فرهادی است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


اینها خودشان عامل بسیاری از تغییرات شدند 

خودشان در فیلم هایشان جایگاه خانواده را متزلزل کردند

خودشان در فیلم هایشان به سنت و نگاه های سنتیمان خندیندن


نکته : من بارها می گویم در اجرای عدالت و درستی به دهان های باز اصلاح طلبان نگاه نکنید، چون بعدا فاجعه که پیش آمد، خودشان می شوند نقاد و دایه مهربان تر از مادر 

آن وقت است که می شوند خیرخواه مملکت


پس کسانی آن وقت حس خسران می کنند که فکر می کردند با باج دهی به منتقدان دهان ها را بسته اند

پس بیاییم برای خدا، و آنگونه که او گفته است عمل کنیم


تمام حرف ما ، روی دست این آقا

تا دیروز کد خدا بود ،‌ ولی امروز کهربا ( مخفف کف زن و رباینده)



کدخدا دیروز، راهزن امروز

آقای مطهری ، موضعتان را مشخص کنید

نوبت نظام که می شود ، اگر نقد نشود یا اگر لابی شود و رقابت کارآ وجود نداشته باشد ، خطر در کمین نظام است و الساعه منقرض می شود


نوبت به شما که می رسد می روید دنبال لابی و تقسیم های خارج از انتخابات و بی قاعده 


با چه قاعده ای ؟


با استدلال های بی خود


پروژه اخم الکی اصلاح طلبان

تا دیروز می خندید و می گفت که درود بر اصلاحات


برای اینکه منو و شما نگوییم چرا تا دیروز آن طور بودی و امروز اینطور ، رفته است  و با روزنامه اعتماد مصاحبه کرده است


در اثنا مصاحبه به مصاحبه گر توهین می کند که توی دیپلمه داری جاسوسی وزارت اطلاعات را می کنی و من هم وقعی برای اصلاح طلبان قائل نیستم


من از روی خیرخواهی (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) می گویم که روحانی برای بار بعد شرکت نکند


چهار تا فحش دیگر هم می دهد که منو شما باور کنیم که این یک بازی نیست که او به عنوان یکی از مهره های مهم آن است 


پروژه چیست ؟


عبور از روحانی 


نبض بازار

nabzebazaar.com

سایت آمارهای مالی اسلامی

یاهو - خامنه ای

Since 1979, Iran has positioned itself in strategic competition with its neighbours, primarily Saudi Arabia. One of Iran’s major tactics has been to seek to gain popularity and exert influence through soft power.

Before the Syrian uprising, Iranian leaders, in contrast to the American political establishment, implemented strategies to expand their influence in the Middle East and establish relationships through soft power.

Culturally, Iran enjoys shared societal norms and national festivals with some of the population in Iraq, Afghanistan, Pakistan, Turkey, Lebanon, Yemen and Syria. Religiously, the Shiite communities across the region have affinities with Iran.

When it comes to policy, particularly foreign policy, in order to shape public opinion and create alliances, Iranian leaders have adjusted their focus to place an emphasis on independence, self-determination and resistance.

The leadership in Tehran has projected Iran as the only country in the region that has been free from the chains of American and western policies.

Finally, the Islamic republic continues to invest in shaping public opinion via education (bringing many foreign students to study in Iran).

Nevertheless, things have changed in the past few years, since the Syrian uprising.

Recently, Iran found itself obliged to use hard power, by deploying the Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC) and its military branches more forcefully across the region, specifically in Syria, Iraq and Yemen.

Iran’s foreign policy and rhetoric have raised concerns about Iran’s ambitions. Its meddling in the internal affairs of countries has became more public, resulting in heightened tensions.

Iran’s foreign policy and deployment of hard power significantly neutralised its soft power success story. For instance, most recent polls highlight how people across the region view Iran as a threat, rather than a role model.

Iranian leaders, aware of shifting perceptions, began to search for other approaches to expand their influence.

Global legitimacy became the tool. Iran enjoys Russian and Chinese support, but it needed the West since global legitimacy is usually tilted towards acceptance of western powers towards that particular state.

Since Iran’s supreme leader, Ali Khamenei, and the senior cadre of IRGC are not going to fundamentally change their foreign policy and ideological objectives to appease the West, they skilfully shifted their focus to trade.

Trade and business with the West can be a powerful tool to raise a particular state’s legitimacy without having to push the politicians of that country to liberalise or change their politics.

Through its foreign ministry and major stockholders, Tehran is ramping up trade with European countries.

The EU strongly welcomed this new trend and even agreed to respect Iran’s Islamic rules when Iranian politicians would visit their countries. This economic and political trend is going to increase.

Trade with Europe grants Iran some of the legitimacy it desires. This also allows Iran to avoid being criticised by the West for its regional foreign policy.

From the Iranian leadership’s perspective, greater global legitimacy would, it believes, force the region to view Iran as an independent powerful model. Through this acquired legitimacy, Iran would attempt to exert its influence over its neighbours.

As Iran’s global legitimacy increases through trade with the West, Tehran believes the people in the region will begin respecting Iran more, which will, in turn, improve Iran’s influence and expansionist goals in the region.

This is a powerful tactical shift in Iran’s policy to compensate for their negative role in Syria, Iraq, and Yemen.

Dr Majid Rafizadeh is an Iranian-American Havard scholar and president of the International American Council on the Middle East

On Twitter: @dr_rafizadeh

کار

گردشگری عرب

روایات نگهداری کبوتر

1. ابوحمزه ثمالى می‌گوید: نوه‌ام چند کبوتر داشت. من از خشم، کبوترهاى او را سر بریدم. [پس از مدتی] به مکه رفته و قبل از طلوع آفتاب پیش امام باقر(ع) رفتم. زمانی که آفتاب طلوع کرد، کبوتر بسیارى در آن‌جا دیدم، با خود گفتم مسائلى از او بپرسم و جواب‌هایش را بنویسم با این حال در فکر کارى بودم که در کوفه انجام دادم و بدون دلیل آن کبوترها را سر بریدم و پیش خود گفتم: اگر در کبوتر خیرى نبود، امام آنها را نگه نمی‌داشت، امام(ع) به من فرمود: «اى ابا حمزه! تو را چه شده!» گفتم: یابن رسول اللَّه خوب است، فرمود: «دلت جاى دیگر است؟» گفتم: آرى! به خدا و داستان سر بریدن کبوترها را گفتم و گفتم اکنون در عجبم از این همه کبوتر که شما دارید. فرمود: «کار بسیار بدی کردی.

2. عبد الکریم بن صالح: نزد امام صادق(ع) رفتم و دیدم سه کبوتر سرخ بر بسترش هستند و فضله انداختند گفتم: قربانت اینها بستر را آلوده کردند، فرمود: «مشکلی نیست، خوب است که در خانه باشند.

3. محمّد بن کرامه: در خانه امام موسى بن جعفر(ع) یک جفت کبوتر دیدم که پَرهای آن سبز بود و اندکى سرخى داشت و ماده‏ سیاه بود و امام نان برایشان خُرد می‌کرد.

علاوه بر اینها توصیه‌هایی نیز در مورد نگه‌داری کبوتر وجود دارد؛ زید شحام نقل کرده است: در نزد امام صادق(ع) صحبت از کبوتر شد و ایشان فرمودند: «آنها را در خانه‌هاى خود داشته باشید که محبوب هستند.

دور کردن اجنه و شیاطین از خانه

امام صادق(ع): «کبوتر از پرنده‌هاى پیغمبران است که در خانه خود داشتند و در هر خانه که باشند، آفت جن به اهل آن خانه نرسد؛ چون سفهاء جن در خانه بازى کنند، با کبوتر مشغول شوند و مردم را کاری ندارند». و از امام صادق(ع) نقل دیگری نیز وجود دارد که صدای پَر زدن کبوتر، شیاطین را می‌راند.

جلوگیری از نابودی خانه

امام صادق(ع) فرمود: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَدْفَعُ بِالْحَمَامِ عَنْ هَدَّةِ الدَّار»؛خدای عزّ و جلّ به وسیله کبوتر از شکست و نابودی خانه جلوگیری می‌کند. منظور از «هَدَّةِ الدَّارِ» هم می‌تواند به معنای نابودی خانه باشد و هم احتمال دارد منظور دفع ضرر از افراد ضعیف خانه چون زنان و فرزندان باشد.

رفع تنهایی به وسیله کبوتر

مردى به پیامبر خدا(ص) از هراس و تنهایی شکایت کرد. پیامبر(ص) به او فرمود: «یک جفت کبوتر بگیر.

امام صادق(ع) فرمود: «کبوتر را در خانه پیش من بگذارید تا همدم من باشد».

پیامبر(ص) فرمود: خانه ای که سگ در آن باشد، ملائکه الهی به آن در نمی آیند.

امیرمومنان علی (ع) فرمود: از نگهداری سگ در خانه بپرهیزید.

حضرت رسول (صلّى الله علیه وآله): حیوانات در خانه بسیار نگاه دارید شیاطین به آنها مشغول شوند و طفلان شما را ضرر نرسانند.

حضرت باقر علیه السلام : خوب است حیوانات در خانه نگاه داشتن، مثل کبوتر و مرغ و بزغاله، تا آن که اطفال جنیان با ایشان بازى کنند و با اطفال شما بازى نکنند.

حضرت صادق علیه السلام: کبوتر از مرغان پیغمبران است.

در حدیث دیگر فرمودند: کبوتر در خانه نگاه دارید که دوست داشتنى است، و دعا کرده حضرت نوح است، و هیچ چیز در خانه مثل آن باعث انس نمى شود.

امام کاظم علیه السلام: هر بالى که کبوتر مى زند باعث نفرت و گریختن شیاطین مى شود.

در چند حدیث منقول است که: کبوتر خانگى یا کبوتر یاهو یاد خدا بسیار مى کنند و اهلبیت را دوست مى دارند و صاحب خانه را دعا مى کنند که خدا شما را برکت دهد.

حضرت صادق علیه السلام: خروس بال گشاده سفیدى که در خانه باشد آن خانه و هفت خانه دور آن خانه را از بلاها نگاه مى دارد، و یک بال زدن کبوتر دو رنگ بهتر است از هفت خروس سفید.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: خروس سفید دوست من است و دشمن آن دشمن خداست؛ این حیوان صاحبش را و تا هفت خانه از همسایگان را پاسبانى مى‏کند. (انس گوید) رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله آن را شبها در خانه خود نگاه مى‏ داشت.

حضرت رضا علیه السّلام فرمود: در خروس سفید پنج صفت از صفات پیامبران وجود دارد: شناختن اوقات نماز، غیرت مردانه، سخاوت، شجاعت و کثرت آمیزش با همسر.

از حضرت‏ امام صادق علیه السّلام نقل شده که فرمود: کبوتر راعبی را در خانه‏ هایتان نگهدارى کنید زیرا این حیوان قاتلین امام حسین علیه السّلام را لعنت مى‏ کند.

داود بن فرقد می گوید: در خانه امام صادق علیه السّلام نشسته بودم، چشمم به کبوتر راعبی افتاد که مشغول خواندن بود و زیاد مى‏ خواند، امام به من نگاه نموده و فرمودند: اى داود مى‏ دانى این حیوان چه مى‏ گوید؟ عرض کردم: خیر فدایت شوم. حضرت فرمودند: قاتلین حسین بن على را نفرین مى‏ کند از این حیوان تهیه کنید و در منازلتان نگهدارى کنید.

مردى به رسول اکرم (ص) از (ترس) شکایت کرد، حضرت به او دستور داد یک جفت کبوتر در خانه نگه دارد.

نیز فرمود: کبوتر را مانع نشوید در خانه شما لانه گزیند.

امام باقر (علیه السلام): هر کس ما _اهل بیت_ را دوست دارد کبوتر را دوست بدارد.

جعفرى روایت مى‏ کند که: در خانه حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام) یک جفت کبوتر دیدم که نرآن‏ها سبز و ماده آنها سیاه بود، و حضرت براى آنها نان خرد مى‏کرد، و مى‏فرمود: که این کبوترها از شب تحرک دارند، و انس مى‏گیرند، و هیچ گاه در شب بال بهم نمى‏ زنند، جز آنکه هر کس داخل خانه باشد از جانوران موذى در امان خواهد بود.

پیغمبر (ص) فرمود: جلوگیر پرستوها نشوید که در خانه‏ هاتان لانه کنند.

امام کاظم (علیه السلام) فرمود: نشاید که خانه هر یک از شماها از سه چیز تهى باشد که آنها آباد کن خانه باشند: گربه و کبوتر و خروس و اگر با خروس مرغى هم باشد چه بهتر و گر نه باکى نیست بر کسى که توانا بر آن نیست.

راوندی(ره)در کتاب لب اللباب آورده است که:رسول خدا(ص) نگاه کردن به ترنج و کبوتر قرمز را دوست می داشت.

محمد بن کرامه گفت: در منزل امام کاظم(ع) یک جفت کبوتر دیدم ،کبوتر سبز رنگ ومتمایل به مشکی بود ولی ماده رنگ سیاه داشت و حضرت را دیدم که نان را از سفره بر میداشت و برای آنها خورد میکرد و می ریخت و میفرمود : اینها در شب حرکت می کنند و با من انس میگیرند و هیچ جنبندهای نیست از ارواح که در شب در خانه بحرکت آید جز آنکه خدا به وسیله این کبوتران آنرا دفع فرمایید.

به روایت ابوبکر حضرمّی ، امام صادق صلوات الله و سلامه علیه فرمود: هر که خواهد پرنده ای در خانه نگهدارد کبوتر سفید بگیرد که آن بیشتر ذکر و تسبیح خدا می کند و ما اهل بیت (ع) را دوست میدارد.

بروایت ابوبصیر(ره) امام صادق (ع) فرزندش اسماعیل را از نگهداشتن فاخته منع کرد و فرمود : اگر ناگذیر از نگهداری پرنده ای باشی کبوتر سفید بگیر زیرا آن بسیار یاد خدای تعالی می کند.

عثمان اصفهانی گفت:اسمعیل بن امام صادق(ع)از من پرنده ای از پرندگان عراق خواست من کبوتر سفید را به او هدیه کردم امام صادق(ع) چون آنرا دید فرمود : همانا کبوتر سفید گوید :برکت باد شما را برکت باد شما را آنرا نگاه دارید.

احمدبن عائذ از ابی خدیجه گفت : از امام صادق (ع) شنیدم می فرمود : این کبوتران (مکه معظمه) از نسل کبوتران اسمعیل بن ابراهیم علیها السلام می باشند.

روزی ایشان به همراه ابو امیه انصاری در کجاوه ای نشسته بودند. در این هنگام کبوتر سفیدی خود را به کجاوه رساند و روی گوشه ای از آن نشست. در این حال ابو امیه دست خود را به طرف آن پرنده بلند کرد تا او را از کجاوه دور کند.در این هنگام امام فرمودند: ای ابو امیه ، بدان که این پرنده به اینجا آمده به ما پناه آورد. زیرا ماری هر سالی یکبار به لانه این پرنده حمله می کند و جوجه هایش را می خورد و من با دعایی که برایش نمودم ، آن مار را از لانه این پرنده دور ساختم.

روزی به منزل امام صادق (علیه السلام) رفتم و مشاهده کردم که سه کبوتر سبز رنگ در خانۀ آن حضرت بود، عرض کردم این کبوترها منزل را کثیف می کنند.حضرت فرمود: نگاهداری کبوتر در منزل مستحب است.

یک سوال

اینکه عربستان با عرضه ی بیش از حد نفت قیمت را شکست و هزار دلیل دیگر اقتصادی که برای این قضیه گفته می شود، قبول

اما چرا این کارها را در سال های قبل انجام نداد؟

چرا جرات انجام این کار را در سال های ریاست جمهوری احمدی نژاد نداشت ؟

چرا در دوران احمدی نژاد این عرضه را انجام نداد‌ ؟

سایت آماری

مصاحبه زیباکلام پیرامون حصر

حجت الاسلام «مهدی کروبی» اخیرا طی نامه ای سرگشاده خطاب به حسن روحانی خواستار محاکمه خود در یک دادگاه علنی شده و تأکید کرده نتیجه دادگاه علنی را بدون در نظر گرفتن حق تجدید نظر خواهی می‌پذیرد. در همین رابطه، دکتر صادق زیباکلام در مصاحبه با سایت انتخاب خبر، اظهار داشت: اگر گفته شود شورای عالی امنیت ملی تصمیم به حصر آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد گرفته، این بر اساس ضرورت هایی است که موقتاً به وجود می آید؛ فرض کنیم شورای عالی امنیت ملی در سال ٨٨ یا ٨٩ تشخیص داده بود که فعلاً این آقایان و خانم دکتر رهنورد در حصر باشند، حال با توجه به اینکه ذات تصمیم گیری های شورای عالی امنیت ملی در شرایط بحرانی است آیا از سال ٨٨ تاکنون این بحران پایان نیافته است؟

این فعال سیاسی در ادامه گفت: اگر هم عنوان شود قوه محترم قضائیه این تصمیم را گرفته اند باید روشن شود که در کدام دادگاه به اتهامات آقای کروبی و مهندس موسوی و خانم دکتر رهنورد رسیدگی شده و براساس کدام کیفرخواست اقدام به حصر این افراد شده است و همینطور باید مشخص شود که رأی صادره چه بوده است و اینکه اگر محکوم به حصر شده اند، این محکومیت تا چه مدت ادامه دارد؟ زیباکلام تصریح کرد: در برخی اظهارنظرها عنوان می شود که جرم این افراد به حدی سنگین است که اگر محاکمه شوند محکوم به اعدام می شوند؛ آقای کروبی در این نامه دقیقاً اشاره می کنند که این محاکمه را توسط یک دادگاه صالحه و همینطور با تأکید بر علنی بودن برگزار کنند تا هر اتهامی به ایشان و آقای موسوی و خانم رهنورد وارد گردید و آن ها از آن دفاع کردند، مردم هم آن را ببینند و بشنوند.

وی ادامه داد: انتظار آقای کروبی مطابق آنچه در نامه خود به آن اشاره کرده می تواند کمترین توقع یک فرد از کشوری باشد که قانون در آن حکمفرما است. این استاد دانشگاه اضافه کرد: اکنون ادامه حصر مشکل اساسی برای نظام به وجود آورده است، چرا که فرض کنید فردا تصمیم گرفته شود آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد را آزاد کنند؛ اتفاقی که می افتد این است که صد هزار نفر از تهران و شهرستان ها که آنها را قهرمانان ملی می دانند می خواهند بیایند و اینها را ببینند، در عین حال عده دیگری هم که ایشان را خطاکار می دانند می خواهند بیایند و برعلیه آنها شعار دهند.

وی افزود: من معتقدم آن فکر اولیه ای که آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد را در حصر نگاه داشت به بلندمدت شدن و تبعات آن نپرداخته بود، چون واقعیت این است که موضوع حصر این افراد نه مشمول مرور زمان و نه فراموش می شود؛ قطعاً چند وقت دیگر که زمان انتخابات دور دوازدهم آغاز می شود مسئله رفع حصر یکی از مطالبات جدی برخی خواهد بود. وقتی آقایان کروبی و موسوی در انتخابات اخیر رفتند و رأی دادند این بدان معنا است که ایشان کلیت نظام را می پذیرند و نمی شود عنوان کرد که علیه نظام، تمرد کرده اند.

استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ضمن اشاره به هزینه های ادامه حصر تصریح کرد: اگر همچنان عده ای خواستار آن باشند تا به این تصمیم ناپخته و بدون آینده نگری ادامه داده شود، مشکلات در حصر نگه داشتن این افراد چه از نظر بین المللی و چه از نظر افکار عمومی داخلی همچنان ادامه پیدا خواهد کرد. وی در خصوص راه حل این موضوع اشاره کرد: به نظر من راه حلی که می تواند باعث حفظ اعتبار نظام و عدم خدشه وارد شدن به آن درخصوص حصر شود، این است که حصر به تدریج برداشته شود؛ بطور مثال بدون اینکه رفع حصر اعلام شود، بستگان درجه اول این افراد و فامیل های دور و نزدیک بتوانند به دیدار آنها بیایند، و در مرحله بعدی بدون اینکه اعلام رسمی صورت گیرد به آنها اجازه مسافرت داده شود و در مرحله آخر هم دوستان و آشنایان هم بتوانند اینها را ببیند و در کل به مرور، حساسیت ها کنار می رود.

این تحلیل گر سیاسی در خصوص عدم موفقیت آقای روحانی در برداشتن حصر اظهار داشت: مسئله رفع حصر بسیار فراتر از اختیارات رئیس جمهوری است و تنها آقای روحانی نمی تواند به حل موضوع کمک کند. باید هم قوه قضاییه و هم شورای عالی امنیت ملی و هم رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به موضوع حصر ورود پیدا کنند. صادق زیباکلام تأکید کرد: البته رفع حصر، تصمیمی است که باید در رأس نظام گرفته شود و بزرگان کشور باید تلاش کنند تا بیش از این، هزینه ادامه حصر به کشور و نظام تحمیل نشود.

سایت طب اسلامی

فقط یک جمله

انا لله و انا الیه الراجعون


خداحافظ ..........


اولین روز کاری بعد از ...............

در سال 88 چه ها که نکردند آن به ظاهر خواص !!!!!!!!!!!!!!

مصاحبه - ابطحی 1

آقای ابطحی! این روزها شاهد حضور اعضای کابینه در فضای مجازی هستیم، جنابعالی به عنوان کسی که در این حوزه فعال و پیشگام بوده‌اید، ورود اعضای دولت به این فضا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بله، 107 هزار نفر در صفحه ام در فیس بوک حضور دارند و با من دوست هستند، تک تک آنها خودشان عضو فیس بوک من شدند و من از هیچ راهی برای افزایش دوستان فیس بوکی خودم استفاده نکردم.

سابقه حضور شما در فضای مجازی به سال‌های دور باز می گردد، به سال هایی که وبلاگ داشتید و بسیار هم مورد توجه بود...

بله من در روزهایی عضو فیس بوک و وبلاگ شدم که فحش داشت...

رسالت من را معاون وبلاگ باز خاتمی معرفی می‌کرد

وبلاگ شما که سنت شکنی عجیب و غریبی به همراه داشت؟

بله،« رسالت» همیشه من را معاون وبلاگ باز رئیس جمهور معرفی می کرد؛ وبلاگ من از بعضی از خبرگزاری ها هم بازدید کننده بیشتری داشت و بیش از 60 تا70 هزار بازدید داشت.

شما را به خاطر حضور در این فضا اذیت نمی کردند؟

نه، اذیت‌ها را یک جا با هم کردند و انتقام را یک جا با هم گرفتند.

خاتمی در سال 76 برای گرم کردن تنور انتخابات آمد اما در یک غافلگیری رییس جمهور شد

دولت یازدهم در شرایطی با حمایت جریان اصلاحات روی کار آمد، که اصلاح طلبان در چند سال گذشته تحت فشار زیادی بودند و کسی هم فکر نمی‌کرد که آقای روحانی پیروز شوند، نظر شما درباره دولت یازدهم چه هست؟

انتخابات سال 92 را حادثه ای مهمتر از حادثه انتخابات سال 76 می‌دانم .زیرا در سال 76 اتفاقی غیرقابل پیش بینی افتاد و در یک غافل گیری شدید توسط بخشی از حاکمیت، آقای خاتمی رئیس جمهور شد که تا روزهای آخر کسی فکرش را هم نمی کرد. دعوت از آقای خاتمی و تلاش برای آمدن ایشان تنها برای گرم کردن تنور انتخابات بود  و کاندیدای مورد نظر برای پیروزی مشخص شده بود اما در نهایت به پیروزی اقای خاتمی انجامید. به قول آقای ناطق آنقدر تنور انتخابات گرم شد که سوخت. در مجموع آقای خاتمی در یک غافلگیری پیروز شدند.

در سال 76 قرار بود ناطق نوری رییس جمهور شود

البته در زمان باقی مانده تا انتخابات سال 76، جریان چپ بر سر آمدن آقای خاتمی به یک اجماع کلی رسیده بود و خیلی هم غافلگیر کننده نبود؟


اینکه رئیس جمهور جدید از جناح چپ باشد موضوع غافلگیر کننده‌ای بود، قرار بود آقای ناطق نوری رئیس جمهور شوند. ولی در انتخابات سال 92 معتقدم که به یک معنا 8 سال و به معنای دقیقتری 4 سال، همه سیستم امنیتی کشور سرپا ایستاده بودند که این اتفاق نیفتد و این مسیر را تمام شده تلقی می‌کردند به ویژه پس از رخدادهای سال 88 و اتفاقاتی که در جامعه افتاد و فضای امنیتی کاملا برقرار بود.

اگر هاشمی رد صلاحیت نمی‌شد، روحانی را رد صلاحیت می‌کردند



 در این فضا تصور شده بود که کسی مثل آقای روحانی وارد نمی شود و رئیس جمهور نخواهند شد. به نظر من اگر آقای هاشمی رد صلاحیت نمی‌شدند آقای روحانی را رد صلاحیت می‌کردند. به همین دلیل من آن را یک اتفاق مهمتری در جریان سیاسی می‌دانم و حدافل نقطه مثبت آن این است که دیگر آن هشت سال گذشته نیست.


جریان اصلاحات محو در روحانی نشد، فقط برای رای آوردن او تلاش کرد

به نوعی می توان گفت یکپارچگی و عدم تعدد کاندیداها در جریان اصلاحات منجر به پیروزی آقای روحانی شد، نقش این وحدت را در این اتفاق چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من یکی از این بلوغ های سیاسی که در تاریخ ایران نماد پیدا کرد، انتخابات سال 92 بود و ائتلاف به معنای واقعی شکل گرفت، جریانات مختلف، قدرت خود را یکپارچه کردند، همین یکپارچگی منجر شد که آقای روحانی رئیس جمهورشوند در عین اینکه جریان اصلاحات محو در آقای روحانی نشده بود اما همه توان خود را برای رای آوری آقای روحانی انجام داد.

اصلاح‌طلبان باید در زمان ائتلاف بر سر روحانی، درمورد وزارتخانه‌های مورد نظر خود یا معاون اولی عارف شرط می‌گذاشتند

همین که جامعه بپذیرد باید ائتلاف صورت بگیرد خودش قدم مهم و موثری در روند دموکراسی و پیشرفت است.البته در ادامه نشان دادیم که کمی در این موضوع کاستی داریم، بعد از انتخابات ائتلاف در روند تشکیل کابینه شکل نگرفت و کسانی که بر سر کناره گیری آقای عارف از روند انتخابات و حمایت آقای خاتمی از این موضوع تلاش کرده بودند می توانستند قبل از این توافق شرایط ائتلاف را مثل همه جای دنیا ببندد و وزارت خانه های مورد نظر خود را بر اساس این توافق و ائتلاف جا به جا شود، که این کار را نکردند.

آقای عارف الان دلخور هستند؟

منظور من آقای عارف نیست منظور من کلیت گروه و جریان است که سهم خواهی در این خصوص به درستی انجام نگرفت.

منظور شما آقایان خاتمی و هاشمی است؟

نه گروهی تعیین شده بود و آقای خاتمی نظر خود را منوط به نظر این گروه کرده بودند.

این گروه چه کسانی بودند؟

اسامی این گروه که همان موقع مطرح شد ولی من می‌خواهم بگویم که در روند ائتلاف همچنان موفق نیستیم ولی همین که در بخشی از این اقدام توفیق پیدا کردیم خودش بسیار مهم است. در سال 84 اصلاح طلبان از نظر تعداد آراء پیروز شدند ولی به دلیل بد بازی کردن و تقسیم رای آقای احمدی نژاد با اختلاف کمی از آقای کروبی پیروز شدند. اما در سال 92 و انتخابات ریاست جمهوری من فکر می‌کنم ائتلاف بسیار خوبی شکل گرفت و باید سعی کنیم این ائتلاف ها در آینده هم معنای بیشتر پیدا کند. در انتخابات مجلس هم این ائتلاف باید صورت بگیرد و منافع کلان تری ملی باید در نظر گرفته شود.

حضور آقای احمدی نژاد در قدرت برخلاف گذشته که تا حد بسیار کمی منافع برخی از جریانات را دست خوش تغییراتی می کرد نشان داد که بحث منافع این جناح و آن جناح مطرح نیست بلکه به طور کلی کشور دچار تلاطم شد و آبرو و اقتصاد کشور و منافع ملی دچار خطر شد و همه اینها در روند تصمیم گیری ها پیش از انتخابات سال 92 برای شکل گیری ائتلاف موثر بود.

شما آقای روحانی را اصلاح طلب می دانید؟

من آقای روحانی را آقای روحانی می‌دانم و با همه سوابق و تاریخ حضور ایشان در سیاست. در مجموع فکر می‌کنم پیروزی آقای روحانی بهترین اتفاق سیاسی شرایط فعلی بودند.


آقای عارف از ائتلاف ناراحت بودند؟ به نظر می رسد این ناراحتی و دلخوری هنوز هم وجود دارد.

اگر روند ائتلاف به یک بلوغ رسیده بود و تقسیمات در روند توافق صورت گرفته بود مثل همه جای دنیا فکر می‌کنم بهتر بود. من به دوستانی که در جلسات ائتلاف بودند هم گفتم که این اقدام دستپاچه شما خیلی کار مناسبی نبود و اگر از قبل مثلا بر سمت معاون اولی و وزارت خانه فلان و یا بهمان توافق کرده بودند بهتر بود.

همه منتظر بودند عارف معاون اول شود

همه هم انتظار داشتند آقای عارف معاون اول شوند...


همه همین برداشت را داشتند و خب به همین دلیل است که می‌گویم روند ائتلاف هنوز به بلوغ نرسیده است.

پاسخ سوال من را ندادید، آقای عارف الان ناراحت هستند؟


خب نظر آقای عارف را باید از خود ایشان بپرسید ولی به نظر من این جریان اگر اینطور رفتار می کرد هم به نفع جریان پیروز بود، هم کمک به جریانی بود که به آقای روحانی در مسیر پیروزی کمک کرده بود.

وجود عارف در دولت مفید بود

جریان اصلاحات از نبود آقای عارف در کابینه و دولت ناراحت هستند؟


آقای عارف فردی فرهیخته، توانمند و صادق و کار آشنا هستند که وجودشون در دولت مفید بود.

چرا جریان اصلاحات میان آقای روحانی که سابقه اصولگرایی داشت و آقای عارف که تماما اصلاح طلب بود، در نهیاتبه سمت آقای روحانی گرایش نشان داد و آقای خاتمی را بر آن داشتند تا از معاون اول خود بگذرند و به آقای روحانی برسند؟

ببینید فضا به گونه ای بود که چاره ای جز انتخاب یکی از این دو فرد نبود، پس از فضای امنیتی و غیرعادی چهار سال گذشته شرایط به نحوی شده بود که گروه‌های وازده و دل بریده از احمدی نژاد هم زیاد بودند و می توانستند در سبد آراء جریان نزدیک به اصلاح طلبان، قرار بگیرند.

اصولگرایان واقعی به سمت قالیباف و ولایتی تمایل داشتند



یعنی اصولگرایانی که احمدی نژاد را نمی خواستند؟

نمی‌توان اسم این جریانات را اصولگرا دانست، زیرا اصولگرایان واقعی یا به سمت آقای قالیباف تمایل داشتند یا آقای ولایتی. خیلی عناصر و جریاناتی در جامعه بودند که در شرایط آن زمان به سمت آقای روحانی گرایش داشتند. وقتی بررسی شد، متوجه شدیم که روحانی می‌تواند گروه های دیگر را نیز به سمت سبد آراء خود جذب کند مثل گروه های حامی آقای هاشمی. در حقیقت یک تدبیر سیاسی متعارف به کار گرفته شد.

آقای علیخانی می گفتند که در جلسات بعد از مجمع که با حضور آقایان ناطق نوری و هاشمی و روحانی و برخی چهره های دیگر برگزار می‌شد، به این نتیجه گیری رسیدند که آقای روحانی بیاید و همه حمایت کنند؟

احتمالا منظورشان هوادارن آقای هاشمی بودند. احتمالا اختلافی بر سر آقای روحانی و ولایتی بوده است.

هاشمی و خاتمی به دنبال حق ویژه‌ای از دولت روحانی نبودند

آقای روحانی آن شبی که رای آوردند، در تلویزیون خودشان را وام دار آقای خاتمی دانستند و گفتند که از آقایان هاشمی، خاتمی و ناطق تشکر می کنم؛ بعد از آن اما جریان اصلاحات خیلی دیده نشد، علت این اتفاق را چه می‌دانید؟

البته من خیلی معتقد نیستم که آقای هاشمی و یا خاتمی به دنبال حق ویژه ای برای خود پس از روی کار آمدن آقای روحانی بودند، همین که وضعیت کشور به سمت بهتری حرکت کند برای آنها کافی بود. حتی در سال 88 هم وضعیت همینطور بود آقای موسوی و دیگران حرفشان این بود که وجود آقای احمدی نژآد برای کشور آسیب است و این آسیب را باید به نحوی جبران کنیم که بد تلقی و برداشت شد و اتفاقات بعد از آن را به همراه داشت. 

روحانی می‌دانست جریان محافظه کار قدرت زیادی دارد

اما اینکه چرا بعد از انتخابات 92 جریان اصلاحات خیلی دیده نشد می‌توان اینطور گفت که فشار جریان محافظه کار خیلی شدت گرفت. آقای روحانی هم تجربه همراهی با این جریانات و مجموعه‌ها داشت و به خوبی می‌دانست که قدرت زیادی دارند، مهم نیست که رای نیاوردند مهم این است که سطح بسیار زیادی از قدرت را در اختیار داشته باشند. البته من معتقدم که این مجموعه با توجه به شناختی که من از آنها دارم تا وقتی که قدرت را به طور کامل در اختیار نداشته باشند راضی نخواهند شد.

جریان محافظه کار با فشار به روحانی می‌خواست سهم بیشتری بگیرد

به نظر من یکی از دلایلش این بود که آقای روحانی می‌خواست یک تجربه جدید کسب کنند، او می‌خواست با این جریان یک نوع همراهی ضمنی داشته باشند اما در عمل این موضوع محقق نشد. این جریان در مقابل دولت اصلاحات برخورد تلخ و تیزی داشت که در تاریخ هم معروف است. همین جریان اما در قبال آقای روحانی روش تندتری را اتخاذ کرد و از همان ماه‌های اول انتقادات خود از دولت را آغاز شد. آنها فکر می‌کردند هرچه فشار را بیشتر کنند می‌توانند سهم بیشتری بگیرند. در این موضوع شاهد یک نوع لجبازی هم هستیم و هر حرف و هر قول آقای روحانی با واکنش و سنگ اندازی‌های این گروه روبرو می‌شود.



قدرت روحانی می‌تواند بیشتر از خاتمی باشد



علت رفتار مشابه این گروه‌ها با آقای روحانی آنهم در شرایطی که ایشان از جریان اصولگرایی برخواسته‌اند، چیست؟ فکر می‌کنید آقای روحانی اصلا اهل امتیاز دادن باشند؟

آقای روحانی از همین مجموعه تلقی می‌شود. به همین دلیل هم شاید تصور می‌شد که کارشکنی در مقابل دولتش کمتر باشد ولی من تحلیلم این است که چون این جریان به قدرت و پول آلوده شده بود خیلی برایشان مهم نیست که چه کسی در مقابلشان است و اینکه آقای روحانی از کدام طرف است چندان مهم نیست.. فکر می‌کنم قدرت آقای روحانی از آقای خاتمی می‌تواند بیشتر باشد.

چرا؟

چون این مجموعه‌های افراطی را خوب می‌شناسد و ضعف و مشکلاتشان را از زمان جنگ تاکنون به خوبی شناخته و با آنها در تماس بوده است.

روحانی اگر در مقابل جریانات افراطی محافظه کار عقب نشینی کند امتیازی بدست نمی‌آورد

به نظر شما آقای روحانی به این گروه امتیازی ویژه‌ای می‌دهند؟


من این را می‌دانم که آقای روحانی در مقابل این گروه عقب نشینی کند امتیاز به دست نمی آورد چون شرایط با گذشته تفاوت دارد و حملاتی که در مقابل آقای روحانی صورت می گیرد صریح ترو سریع تر است.

پول و قدرت پشت حملات به روحانی است

چه کسی را پشت این موضوع می بینید؟

پول و قدرت عامل اصلی این موضوع است. من از دست دادن پول و قدرت را دلیل اصلی این موضوع می دانم.

در دوره احمدی‌نژاد اختلاس‌های بزرگی صورت گرفت چون این جریانات افراطی در تاریخ نبودند

این گروه که فقط چند سال اخیر قدرت را در اختیار داشتند؟

فکر می‌کنید چرا در دوران اقای احمدی نژاد اختلاس های بزرگی صورت گرفت بخاطر این بود که اینها در تاریخ نبودند.

بسیاری فکر می‌کنند خود آقای احمدی نژاد تخلف مالی نداشتند؟

من نمیدانم اما مطمئنم وقتی کسی اطرافیانی دارد که وضعیت مالی خوبی دارند هیچ دلیلی ندارد که خودش تلاش بکند وضعیت مالی خوبی داشته باشد.

حتی اگر مدعی باشد که دولتش پاک ترین دولت تاریخ باشد؟

خنده...

مصاحبه - ابطحی 2

یکی از اشتباه‌های اصلاح طلبان در سال 84، عدم اجماع بود و این اشتباه در سال 88 هم صورت گرفت و آقای موسوی و کروبی با هم وارد عرصه شدند.

استدلال من این است که آقای موسوی و کروبی و حتی اگر آدم‌های معروف دیگری هم وارد انتخابات می‌شدند با آن حمایتی که از آقای احمدی‌نژاد می‌شد و با تخلفاتی که ایشان کرده بودند، مثل تقسیم پول از بیت المال و امکانات دولتی، در نهایت باز هم شرایط سختی به وجود می‌آمد.به ویژه اینکه در آن سال قرار بود برای بار اول کار کنیم که یک رئیس جمهور تنها چهار سال در دولت باشد. تصور ما بر این بود که اگر بتوانیم از نیروهایی که درصدی از آراء آقای احمدی‌نژآد را به خود اختصاص دهند استفاده کنیم، راحت‌تر می‌توان انتخابات را به دور دوم کشاند.

آقای کروبی آمده بود رای کدام دسته از مردم را به سمت خود بکشاند؟

رای بخش‌هایی که در انتخابات قبل به سمت خود برده بود. من معتقدم که شخصیت‌های دیگری هم اگر وارد انتخابات شده بودند می توانست موثر باشند.

تعدد نامزدهای اصلاح‌طلب در سال 88 اشتباه نبود، حتی باید افرادی دیگر را هم وارد کرد

چه کسانی؟


ادامه حصر آقایان موسوی و کروبی باعث شده که کسی نتواند آن دوره را به درستی نقد کند.. به نظر من در سال 88 عدم ائتلاف اشتباه نبود. می‌شد رای بیشتری را از جامعه آورد تا آقای احمدی نژاد به دور دوم بروند و به نظر من تعدد نامزدها اشتباه نبود.

در گفت‌وگوی که با آقای جهرمی« وزیر کار دولت نهم» داشتیم ایشان می‌گفت که به آقای کروبی گفته بودند وارد انتخابات نشوید، شما رای ندارید، آقای کروبی گفتند اکر من دوره قبل 5 رای داشتم اکنون 11 رای دارم، به نظر شما این استدلال درست بود؟


نمی‌دانم، ولی فکر میکنم هوادارن آقای کروبی و آراء ایشان بیش از 300 هزار رای باشند.

کروبی با اصلاح‌طلبان هماهنگ بود و همه تلاش داشتند احمدی‌نژاد پیروز نشود

پس آقای کروبی با کلیت اصلاحات هماهنگ بودند؟

بله همه تلاش داشنتند که آقای احمدی نژاد پیروز نشوند و انتخابات به دور دوم کشیده شود.

آقای جهرمی می گفت که اگر اصلاح طلبان در سال 88 وارد نمی شدند، اصولگرایان درگیر بازی خود می شدند و آقای احمدی نژاد مجددا رئیس جمهوری نمی‌شد؟ نظر شما در این باره چیست؟


به نظر شما وقتی شخصی مثل قالیباف می گوید من به احمدی نژاد رای داده‌ام و احتمالا خود اقای جهرمی هم به آقای احمدی نژاد رای دادند، فکر نمی‌کنم همچنین اتفاقی می افتاد. و همه مجبور بودند پشت سر احمدی نژاد قرار بگیرند.




آقای احمدی نژاد از نظر اینکه بازی سیاسی را بلد بود و می‌توانست مردم را به خوبی با خودش همراه کند یک پدیده بود، شما هم همین‌طور فکر می‌کنید؟

من هم در ابتدا همینطور فکر می‌کردم که آقای احمدی نژاد ادبیات ویژه ای برای خود دارند که مخاطبانشان را جذب می کند اما در ادامه نظرم عوض شد، وی در ادامه ادبیات خود را تغییر داد و شعارهایی مثل بیداری انسانی و تفکر ایرانی و روشنفکرانه لیبرال مسلکانه را مطرح کرد، البته خیلی هم خوب بود اما اینکه هرکسی هر روز صبح بیدار شود و تصمیم بگیرد شعاری را مال خود کند نمی شود، چون شعار دادن عقبه می خواهد که ایشان نداشتند و شعارهای خود را نیز از دست دادند و مصداق این ضرب المثل خواهد بود که کلاغ میخواست راه رفتن کبک رو تقلید کنه، راه رفتن خودش رو هم یادش رفت.

این رفتار منجر به آن شد که هوادارن صادقی را هم که داشت از دست داد، اشتباه این طیف آن بود که عقبه خود را نیز از دست داد، این نکته بسیار مهم است که سیاست‌های آقای احمدی نژاد بحران‌های بسیاری را در زمینه های اقتصادی، هسته ای و سیاست خارجی برای کشور به همراه داشت و مساله مبارزه با اسرائیل و دفاع از فلسطین و نفی هلوکاست را در افراطی ترین شکل ممکن آن مطرح می کرد. اما زمانی که بهار عربی آغازشد و سال پس از بحران‌های منطقه ای به سازمان ملل رفت و سخنرانی کرد هیچ اسمی از فلسطین نیاورد که بسیار موضوع عجیبی بود.

برخی هواداران اعتقادی احمدی‌نژاد در چهار سال دوم از دور او پراکنده شدند

ولی مردم کف جامعه این موضوع را متوجه نمی شوند؟

مردم کف جامعه را می توان به دو بخش تقسیم کرد، یک بخش عظیمی از مردم کف جامعه بودند که در زمینه اعتقادی پیرو احمدی نژاد بودند که با شعارهایی که احمدی نژاد در چهار سال دوم خود داد این بخش از بین رفتند و از دور او پراکنده شدند. بخش دیگری از حامیان آقای احمدی نژاد کسانی بودند که به هر نحوی پولدار شدند که این دسته هم با وضعیت اقتصادی چند سال اخیر کنار رفتند و هیچ وقت در تاریخ سیاسی ایران احمدی نژاد را نمی بینند.

کروبی می‌خواست نبودن آقای خاتمی در انتخابات را جبران کند/خاتمی در سال 88 باید کاندیدا می‌شد

شما گفتید که آقای کروبی سال 88 با توجه به رایی که در سال 84 داشتند به انتخابات آمدند تا رای آقای احمدی نژاد را بشکنند در صورتی که آقای کروبی در این انتخابات دیگر شعارهای اقتصادی مطرح نکردند و بیشتر پز روشنفکرانه داشتند و شعارهایی مثل جامعه مدنی، آزادی بیان را مطرح می کردند، این موضوع تفاوتی با خاستگاه شما نداشت؟

ایشان به نحوی می خواستند نبود آقای خاتمی را جبران کنند؛ من خودم معتقد بودم آقای خاتمی باید در سال 88 کاندیدا شوند چه رای می آوردند چه رای نمی آوردند.

خاتمی اگر کاندیدا می‌شد و رای نمی‌آورد هم کشور را به این نوع مقابله نمی‌کشاند


اگر رای نمی‌آوردند چه کار می‌کردند؟


اگر رای نمی آورد شخصیتی نبود که کشور را به این نوع مقابله بکشاند. اما اگر رای هم می آورد هم برای رهبری بهتر بود و شرایط کشور بهتر بود.

چی شد که آقای خاتمی سال 88 نیامدند؟

نیامدند دیگر.

در سال 84 مجمع روحانیون از بین دو انتخاب یعنی آقای هاشمی و کروبی، به سمت اقای هاشمی رفتند و از دبیرکل خود حمایت نکردند، این عدم حمایت موجب دلخوری آقای کروبی شد؟


سال 84 اعضای مجمع متفرق شدند و کسی حمایت مستقیمی از شخص خاصی نکرد. بخشی طرفدار هاشمی بودند، بخشی طرفدار معین و بخش کمی طرفدار اقای کروبی. ولی آقای کروبی نامزد رسمی مجموعه بودند چون در مجموعه اصلاحات رای گیری صورت گرفت ولی در ادامه همه از آقای هاشمی حمایت کردند.

آقای کروبی ناراحت شدند که به سمت تشکیل حزب اعتماد ملی رفتند؟

آن زمان هر دو طرف رکب خوردند، هیچ کس در مجمع فکر نمی‌کرد و حدس نمیزد که آقای کروبی رای بیاورد اما آقای کروبی رای خوبی آوردند.

شما هم فکر نمی‌کردید آقای کروبی رای بیاورند که به سمت آقای هاشمی رفتید؟

درمجمع کسی سراغ آقای هاشمی نرفت و در ادامه آراء تقسیم شد و موضوع گیری رسمی نکردند.

در سال 84 شما از آقای هاشمی حمایت کردید؟

نه!

پس از آقای کروبی هم حمایت نکردید؟

نه!

در سال 84 از معین حمایت کردم

از آقای معین حمایت کردید پس؟

بله!

در سال 84 هیچ کس فکرش را نمی‌کرد احمدی نژاد پیروز شود

اعلام هم کردید؟

نه، شاید اگر آقای خاتمی کمی وقت می گذاشتند می توانستند آقای معین را به آقای هاشمی نزدیک کنند. در واقع تصور پیروزی آقای احمدی نژاد تصور سختی بود و هیچ کس هم فکرش را نمی کرد.

چه شد آقای احمدی نژاد سال 84 پیروز شدند؟

همین تعدد آراء باعث شد. البته تلاش جدی نیز برای وحدت صورت نگرفت، به همین دلیل گفتم که جامعه و جریان‌های سیاسی در سال 92 با وحدت به بلوغ سیاسی رسیدند.

اکثریت مردم به احمدی‌نژاد رای ندادند، تعدد آرا او را پیروز انتخابات 84 کرد


این اعتقاد را دارید که احمدی نژاد حاصل دولت آقای خاتمی بود و افراطی‌گری‌ها باعث شد مردم به سمت احمدی نژاد بروند؟

متوجه این جمله و معنای آن نیستم، رای آوردن احمدی نژاد ربطی به تندروی‌های دوران اصلاحات ندارد. من اصلا اعتقاد ندارم که اکثریت مردم به آقای احمدی نژاد رای دادند بلکه من معتقدم اشتباه ما در این بود که تعدد آراء وجود داشت و این تعدد نامزدها منجر به پیروزی آقای احمدی نژآد شد. این موضوع مطرح نیست که رای جامعه در سال 84 برگشت، اگر آقای مهرعلیزاده نبودند به قطع آقای کروبی و هاشمی به دور دوم رفته بودند.

احمدی نژاد هم زمینه ساز تعدد نامزدها در جریان اصول گرایی شد، و تصمیمات شورای هماهنگی آقای ناطق را برهم زد.

یک هفته آخر اینطور شد شورای هماهنگی بر سر آقای لاریجانی به اجماع رسیده بود ولی هفته آخر همه جریانات اصولگرا به سمت آقای احمدی نژاد رفتند.

جریان اصولگرا نمی‌تواند بگوید در پیروزی احمدی‌نژاد نقش نداشتیم

اواخر دوره رقابت انتخاباتی شایعه ای مطرح شد که نظر رهبری به آقای قالیباف است؟

بله یادم هست ولی هفته آخر رقابت‌ها به این نتیجه رسیدند که آقای قالیباف جواب نمی‌دهد و بدنه اصولگرا به سمت اقای احمدی نژاد رفتند. هیچ کدام از جریانات اصولگرا نمی‌توانند بگویند که در پیروزی احمدی نژاد نقش نداشتیم و همه آنها باید با هم پاسخگو باشند.

اقای ابطحی شما همیشه با اقای خاتمی بودید، چه شد که در سال 88 به سمت آقای کروبی رفتید؟

من دلیل رفتنم به سمت آقای کروبی را قبلا گفتم، به این دلیل بود که انتخابات دو مرحله ای شود.

ما فقط انتخابات را برگزار کردیم اما ما را گرفتند و بعد هم فتنه شدیم


چه شد که شما را در سال 88 بازداشت کردند؟


کل بچه‌هایی که 2 و 3 روزه اول گرفتند هیچ کاره بودند، ما فقط انتخابات را برگزار کردیم اما ما را گرفتند و بعد از آن ما فتنه شدیم.

شما در شب مناطره آقای کروبی و میر حسین حضور داشتید و به اقای کروبی مشاوره می دادید؟

بله من هم به اقای کروبی مشاوره می‌دادم.

قرار بود مناظره موسوی و کروبی چالشی نباشد و دعوایی بین این دو نفر پیش نیاید


قرار بر این بود که خیلی مناظره چالشی نباشد درست است؟

بله قرار بود کلا مناظره چالشی برگزار نشود و دعوایی پیش نیاد بین دو طرف.

حس و حالتان بعد از مناظره اقای موسوی و احمدی نژاد چه بود؟

خاطرم هست که در جایی قبل از مناظرات وقتی که موضوع در تلویزیون مطرح شد من مخالفت کردم و گفتم که مناظره آدابی دارد و نباید این مناظره برگزار شود. بعضی از دوستان اما گفتند که می‌رویم و جواب می‌دهیم.

چه کسانی مدافع برگزاری مناظره بودند؟

آقای زنگنه و آقا مجید انصاری می‌گفتند باید مناظره برگزار شود. شب مناظره آقای موسوی و کروبی ما حرم امام بودیم و به مناسبت شب وفات امام آقای هاشمی در حرم سخنرانی کردند، بعد از آن همه رفته بودیم حرم. آقای صانعی، موسوی بجنوردی، مهدی هاشمی، اقای محقق داماد و خیلی آقایان دیگر نیز بودند، نشسته بودیم و سفره هم پهن بود اما هنوز غذا نیاورده بودند و در حال گوش دادن به مناظره بودیم.

یک خانم خبرنگاری بود که در نشریه فایننشال تایمز مشغول به کار بودند بعد از مناظره به من زنگ زدند و در شرایطی که من تنها کسی در آن جمع بودم که طرفدار اقای کروبی بودم و باقی حاضرین همه طرفدار آقای موسوی بودند، به خبرنگار فایننشال تایمز گفتم که آقای احمدی نژاد در این مناظره فضا را به نفع خودش برگرداند.

تصور نمی‌شد احمدی نژاد در مناظره با موسوی وقیحانه به بقیه حمله کند

بعد از مناظره بین حاضران چه حرف هایی مطرح شد؟آقای سید حسن خمینی چه گفتند؟

خیلی فضا به هم ریخته بود و فضای بهتی برقرار شده بود و تصور این نبود که احمدی نژاد وقیحانه به بقیه حمله کند. بعد از مناظره به سمت خانه راه افتادیم که در تجریش من دیدم بسیاری ریختند بیرون و شعار دزدگیر 88 را می دادند و من برای اولین بار این شعار را آنجا شنیدم.

به آقای کروبی برای مناظره با اقای احمدی نژاد چه گفتید؟ چه مشاوره ای به او دادید؟


پیش بینی می‌کردیم که اقای احمدی نژاد چند موضوع را در مناظره با آقای کروبی مطرح کنند مثل موضوع اقای شهرام جزایری عرب و بنیاد شهید ...

کروبی جنس احمدی‌نژاد را بهتر از موسوی می‌شناخت

شما به اقای کروبی توصیه کرده بودید که به اقای احمدی نژاد حمله کنند؟


آقای کروبی جنس اقای احمدی نژاد را بیشتر از آقای موسوی می‌شناخت و کلا روحیه پرخاش گرایانه ای هم داشتند و اتفاقا این جاهایی که توصیه نمی کردیم و خودش اتفاق می افتاد بهتر بود.

احمدی‌نژاد در مناظره با موسوی پایه‌ یک رفتار بی ادبانه در سطح عمومی شد

فکر می‌کنید در مناظره اقای احمدی نژاد و کروبی چه کسی پیروز شد؟


خاطرم نیست ولی فکر میکنم 50 50 شد. اقای احمدی نژاد پایه گذار یک رفتار بی ادبانه در سطح عمومی شد و همه اتفاقات 88 از این مناظره کلید خورد.

شما در فیلم من روحانی هستم هم بودید؟


بله ولی بخشی از مصاحبه من در جای دیگر را برداشتند و در این فیلم گذاشتند.

در دوره اصلاحات افرادی مانند زاکانی را نمی‌شناختم، مخالفان ما خیلی اصیل‌تر بودند


آقای ابطحی! در زمان حضور اصلاحات در قدرت، نحوه برخورد شما با آدم هایی از جنس آقای زاکانی چه بود؟

من هیچ کدام از این آقایان را نمی‌شناختم و جریان مخالفان ما خیلی اصیل تر بودند که تندترین آنها ا الله کرم بود. من خاطرم هست که آقایان عسکر اولادی، جواد لاریجانی، باهنر و علی لاریجانی در بدنه اصولگرایان بودند و با هم رقابت داشتیم.

منطقی‌ترین ارتباط بین دولت و مجلس در زمان خاتمی و ناطق نوری در این قوا شکل گرفت

آقای ناطق نوری و خاتمی دو رقیب اصلی بودند که برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی ایران رقابت جدی داشتند و هرچه بود در زمان انتخابات علیه هم فضا سازی کردند، ولی بعد از آن آقای ناطق 3 سال رئیس مجلس بودند و اقای خاتمی رئیس جمهور بودند و بهترین و منطقی ترین ارتباطات بین دولت و مجلس در این زمان بود چون در عین آنکه مخالف یکدیگر بودند اما شخصیت علمی و تاریخی داشتند. و هیج وقت ما در مجلس پنجم یا بین رئیس دو قوه که رقیب اصلی بودند بحث و تنشی نداشتیم، نقد محترمانه بود و کابینه یکجا و یکدست رای آورد. حتی بعد از آن همه فضاسازی آقای مهاجرانی رای آورد.

از دوره احمدی‌نژاد، افراد بی هویت وارد عرصه سیاسی شدند

فرق آقای خاتمی و روحانی هم در این است که منتقدان اقای خاتمی افرادی شناسنامه دار بودند اما اقای روحانی با منتقدان متفاوت و دم دستی روبه رو هستند


بله حتی وقتی تنش میان دولت و مجلس در زمان دولت اقای خاتمی برای استیضاح آقای مهاجرانی وجود داشت هم فضا منطقی بود، روشن بود که چه کسانی منتقد هستند و مناظره و گفت وگو برگزار می شد. از دوران اقای احمدی نژاد اما افراد بی هویت وراد عرصه شدند. و وقتی فضای بی هویتی شکل گرفت شاهد اختلاس های میلیاردی بودیم.

منافاتی بین حضور عارف و ناطق نوری در انتخابات مجلس وجود ندارد

برای مجلس برنامه دارید؟ خود شما هم گفته بودید که آقای عارف به شدت در تلاش و فعالیت برای حضور در مجلس آینده هستند؟

من معتقدم بحث ریاست مجلس و سر لیستی بحث انحرافی است. می توانیم بر سر آدم های اصیل و با عقبه کشور توافق کنیم و هیچ منافتی بین حضور آقای ناطق و عارف وجود ندارد و هردوی آنها می‎توانند در یک لیست قرار بگیرند و معتقدم بلوغی که در سال 92 از خودمان نشان دادیم در انتخابات مجلس آینده هم نشان دهیم. دولتی ها، تیم آقای هاشمی و تیم آقای خاتمی باید بر سر حضور در مجلس آینده به راه حل و یک جمع بندی برسند که راه حل پیروزی قطعی همین است.

از اقای خاتمی چه خبر؟چه کار می‌کنند؟


کار خاصی نمی کنند.

مثل قبل باهم در تعامل هستید ؟

معمولا هفته‌ای یکی، دوبار ایشان را می‌بینم. ولی خب نه ایشان کار جدی می‌کند نه من، که در تعامل جدی با یکدیگر باشیم.

خاتمی از ممنوع الخروج بودنش ناراحت شد

فضای حاکم و محدودیت‌ها ایشان را ناراحت می کند؟

خب وقتی در زمان مراسم بزرگداشت نلسون ماندلا ایشان می‌خواستند بروند و به ایشان گفتند که ممنوع الخروح هستند خب اقای خاتمی ناراحت شدند.

از اینکه به اقای خاتمی درباره فتنه القابی داده می شود سبب دلخوری ایشان شده است؟

یکی دوتا موضوع نیست، از صبح تا شب کیهان در حال بی ادبی است و اثری هم نداشته است. 8 سال است که این روند ادامه دارد، از مرگ بر خاتمی در مجلس گرفته تا توهین در روزنامه ها علیه ایشان مطرح می شود.

خاتمی ضعفی در زندگی نداشته که بخواهند او را بزنند و ایراد بگیرند

در برنامه شناسنامه که از صدا وسیما پخش می شود که مجری آنهم متعلق به یک جریان خاص است، اغلب مواقع که نظر مهمانان درباره آقای خاتمی پرسیده می شود، از هر طیف و جریانی باشند بر دین داری و اخلاق مداری ایشان تاکید می شود....

واقعا آقای خاتمی ضعفی در زندگی نداشتند و خیلی تلاش کردند که ایشان را بزنند ولی نتوانستند. به طور مثال ایراد می گیرند که چرا در جلسه سورس نشستند که خب نشسته باشند، مگر جرم است. آقای خاتمی در آن جلسه سورس را ندیده است.

مثل در فیلم من اقای روحانی هستم دو ایراد به اقای روحانی گرفته شده است که چرا برای تمام شدن چنگ تلاش کرده است، اقای روحانی باید سینه خود را سپر کند و بگوید تلاش کرده است تا جنگ به سرعت تمام شود و چیز بدی نیست، در قضیه مک فارلین هم از طرف نظام به ایشان به عنوان طلبه استان سمنان نمایندگی حضور در جلسات برای حل این مشکل مسئولیت داده شده است که بیانگر عظمت ایشان است.

دولت اصلاحات باید در سال 84 وارد می شد تا احمدی نژاد پیروز نشود

سه اشتباه دولت اصلاحات از نظر شما چیست؟

یکی اینکه در انتخابات 84 باید دولت اصلاحات وارد می‌شد و مدیریت می کرد تا آقای احمدی نژاد نتوانند پیروز شوند. از سوی دگر در کلان هم جریاناتی افراطی بودند که هیچ نسبتی با جریان اصلاحات نداشتند و من به عنوان یکی از نزدیکان آقای خاتمی می توانم شهادت بدهم که در طول این سال ها حتی یک ملاقات هم با آقای خاتمی نداشتند و اقدامات آنها به پای جریانات اصلاحات نوشته شد.

سومین اشتباه این بود که در 23 تیر همه میخواستند آقای خاتمی سخنرانی کند و وقتی آقای خاتمی سخنرانی نکردند این تلقی شد که آن جمعیت و فضا علیه آقای خاتمی هستند به نظر من باید آقای خاتمی سخنرانی می کردند.

مصاحبه جالب - خرازی

به گزارش مشرق، سیدمحمد صادق خرازی در گفت‌وگو با روزنامه الحیات تصریح کرد که آمریکایی‌ها درخصوص مبارزه با تروریسم (داعش) قصد داشتند که ایران به نیابت از آنان مبارزه کند، برای همین ایران همکاری با آمریکا را رد کرد و نپذیرفت.

وی در پاسخ به این سوال که آمریکا درباره موضوع مبارزه با تروریسم (داعش) با ایران گفت‌وگو کرده است، اظهار کرد: بله، این موضوع را با آنان بررسی کردیم. ما رد کردیم که تحت رهبری آمریکا همکاری کنیم. بدون هماهنگی با ما هیچ طرحی در منطقه به موفقیت نمی‌رسد.

سفیر اسبق ایران در فرانسه در خصوص سوالی درباره رابطه ایران و عربستان بیان کرد که دوری این دو کشور از هم به نفع ملت‌های اسلامی نیست و با ذکر اینکه از حیث نظری مخالف هرگونه اختلاف میان دو کشور است، خواستار برطرف کردن این اختلافات شد و افزود که جایگاه وی در جمهوری اسلامی این اجازه را به وی خواهد داد تا بگوید ایران آماده همکاری با کشورهای منطقه برای امنیت و استقرار ثبات است.

خرازی خاطرنشان کرد: ما در سوریه از اکثریت حمایت می‌کنیم. کوفی عنان شخصا به من گفت که بشار اسد حمایت اکثریت مردم سوریه را دارد و نمی‌توان با خرج کردن پول این واقعیت را تغییر داد. دموکراسی حق همه ملت‌هاست.

وی درباره موضوع هسته‌ای ایران و آینده مذاکرات ابراز کرد: مذاکرات بر پایه دو عنصر است: اراده و برنامه. وی نمونه‌هایی از عراق و لیبی را مثال زد و با بیان اینکه عراق و لیبی در مذاکره هسته‌ای خود با غرب موفق نبودند، یادآورشد: ایران تلاش می‌کند به فهم مشترک میان دو طرف برسد.

سفیر اسبق ایران در فرانسه درباره باقی ماندن تحریم‌ها عنوان کرد: ایران طرحی برای رفع این تحریم‌ها داده است و فکر می‌کنم اگر طرف مقابل در این خصوص اراده کافی داشته باشد، موفقیت این طرح عملی است.

خرازی در پاسخ به سوالاتی درباره اوضاع سیاسی داخل ایران و ایجاد تشکل ندا و وضعیت اصلاح‌طلبان در ایران اعلام کرد: کسی در ایران نمی‌تواند حرکت اصلاح‌طلبانه را نادیده بگیرد. این مساله به حزب یا شخص خاصی مرتبط نیست بلکه به اصل ایرانی بودن این جنبش بازمی‌گردد. اصلاح‌طلبی جریان فکری اجتماعی بزرگی در جامعه ایران است که شامل احزاب، شخصیت‌ها و جمعیت‌های سیاسی اجتماعی زیادی است و هرکس آن را در یک حزب یا گروهی معین محدود می‌کند اشتباه می‌کند.

وی اضافه کرد: ما برای تشکیل حزب ندا بر جوانان فعال در بخش‌های مختلف اتکاء کردیم و تلاش می‌کنیم مجوز آن را بگیریم.

خرازی با اشاره به انتخابات آینده در ایران تاکید کرد: فکر می‌کنم که حزب ندا نقشی موثر در انتخابات آتی ایفا خواهد کرد.

وی در پاسخ به این سوال که لیست انتخاباتی ارائه خواهید داد؟ گفت: قطعا اینطور است.

خیلی‌ها در باتلاق حوادث 2009 فرو رفتند

سفیر اسبق ایران در فرانسه در پاسخ به سوالی دیگر درباره بازگشت اصلاح‌طلبان به عرصه سیاسی پس از حوادث انتخابات 88 اظهار کرد: اختلافات سیاسی در ایران کم نیست، بر اساس اندیشه‌های مختلف، برخی از محدوده افکار خارج شدند، برخی دیگر از محدوده فعالیت سیاسی کشور بیرون رفتند، برخی در مسیر دچار رادیکال شدند، خیلی‌ها در باتلاق حوادث 2009 فرو رفتند.

برخی دچار اشتباه شدند همانگونه که اصلاح‌طلبان شدند، باید از درس‌های آن حوادث بیاموزیم تا آینده را بسازیم. معتقدم تنها راه‌حل کار در سازمان‌های مدنی و نه خیابان است.

وی در پاسخ به این سوال که آیا با سیدمحمد خاتمی هماهنگی می‌کنید؟ تصریح کرد: بله، فکر می‌کنیم که آقای خاتمی رئیس بلامنازع جریان اصلاحات است.

سفیر اسبق ایران در فرانسه در پاسخ به این سوال که پس چرا آقای خاتمی نتوانستند برای عیادت رهبری در بیمارستان حضور یابند؟ بیان کرد: ارتباط بین خاتمى و رهبرى یک رابطه خوب است. برخى از مسائل وجود دارد که باید حل بشود که آن هم نیاز به زمان دارد.

خرازی در این خصوص که برخی مسائل درباره عیادت خاتمی استمرار وضعیت گذشته را منعکس کرد و عدم موافقت با برگشت او به زندگی سیاسی؟ تاکید کرد: ابدا. اینگونه نیست. من اقدام به نقل نامه‌های متبادل بین آنها کردم. رابط ارتباط بوده و هستم. ما در تلاش برای زدودن برخی مشکلات هستیم تا آب‌ها به آسیاب برگردد.

وی درباره اینکه آیا معتقدید بازگشت خاتمی به دنیای سیاست امکانپذیر است؟ خاطرنشان کرد: آقای خاتمی لیدر اصلاحات است و در هر شرایطی نیز باقی خواهد ماند. او جایگاه خاصی در جامعه دارد. بخواهیم یا نخواهیم. خاتمی به رهبری، قانون اساسی و ولایت‌فقیه در نظام سیاسی معتقد است. او بسیاری از حوادث سال 2009 را تائید نکرد. او به گفت‌وگو در حل مشکلات اعتقاد دارد.

خرازی در ادامه در پاسخ به این سوال که بسیاری در ایران خواستار اعلام برائت سیدمحمد خاتمی از اتفاقات سال 88 شدند، ابراز کرد: این موضع یک روزنامه است.

وی در ادامه در پاسخ به این سوال که این افراد قشر وسیعی از محافل سیاسی ایران هستند، خاطرنشان کرد: این درست است اما ما جامعه‌ای باز داریم. همه می‌توانند نظر خود را بیان کنند. ما به آینده نگاه می‌کنیم و اسیر گذشته باقی نمی‌مانیم.

وی در پاسخ به این سوال که روحانی اصلاح‌طلب نیست، تصریح کرد: او به برنامه‌های اصلاح‌طلبانه پایبند است و ما برای همین حمایتش کردیم.

چرا قبلا دولت خوب عمل کرده بود ولی حالا بد شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟





بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

زیبا کلام برای گذار از روحانی ، مجبور به اعتراف شد: تقلب نشده است !!!!!!!!!!!

چطور سال 88، احمدی نژاد بیش از 5 میلیون رای نداشت !!!!!!


حالا چه شد بعد از 3 سال تلاش و کوبش شبانه روزی شما ، احمدی نژاد،‌ حداقل 10 میلیون رای دارد ؟‌؟؟؟؟


مجبور به اعتراف خواهید شد که کارتان در 88 دروغی بیش نبود. والسلام





بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

آب که نمی توانیم بخوریم...... لیاقت نفت فروشی هم نداریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حملات مکرر اصلاح طلبان به صدا و سیما

باز هم برای شورای نگهبان خواب دیدند

خنده دار ترین نامه عمرم به عالیجناب هاشمی !!!!!!!!!!!!

نویسنده از اختلاف طبقاتی به پایه گذار اقتصاد طبقاتی در ایران ( هاشمی رفسنجانی ) شکایت می کند

او که می گفت توسعه از اختلاف مهمتر است 


بعد اصلا معلوم نیست چه می خواهد بگوید و چند بار متن نامه را عوض می کند و موضوعات مختلف که در انتهایش دفاع از هاشمی را می آورد

 معلوم نیست قضیه از چه قرار است 


ولی من می دانم 


این نیز از جیره مواجیب گیران هاشمی است تا دفاعی کند از هاشمی


تاکیدها به سمت خاتمی شکل گرفته اند

اصلاح طلبان با پرسش سوالهایی بی ربط و در زمانی نامربوط ، عملا کار را شروع کردند


روزنامه شرق نیز با قراردادن تیتر دست های آلوده بر بالای عکس روحانی که دست بالا گرفته است ، نیز کمک کرد

هر چند بعدا گفت قصدی در کار نبوده 

البت راست می گه


اصلاح طلبان معتقدند در صورت حضور احمدی نژاد ، تنها فردی که می تواند با او رقابت کند ، خاتمی است 


سایت خارجی - شب کتاب خوان ها

تخلف دولت در انتخابات

سوال اینجاست که چرا آقای روحانی با حرف های جانبدارانه بر خلاف قانون، از طیف خاصی حمایت می کنند


ایشان رئیس جمهور اند و باید مراقب کارهای خود باشند 


آقای هاشمی شما چرا هر سری بعد انتخابات ها یک چیز متفاوت می گویید

یک بار به زنتان می گویید به مردم بگو بریزند بیرون 

دخترتان هم می گوید 

خودتان هم مدام هشدار می دهید


بعد یه انتخابات می گویید وحدت

شادی

دموکراتیک ترین انتخابات جهان

و ...


ما مونیدم چی می گید


ننجون مهدی ام والا موند دیگه


احمدی نژاد اگر بیاید قطعا رد صلاحیت می شود، ولی شما ها چرا انقدر می ترسید

آنقدر می ترسند که می روند با اصولگرایان هم مصاحبه می کنند

شما ها که تحلیل های اصولگرایان را قبول ندارید ، پس چرا از حول حلیم افتادید داخل دیگ


احمدی نژاد اگر هم بیاید رد صلاحیت می شود ولی این ترس شما برایم خیلی جالب است 


چرا حداد مانند کروبی خوابش نبرد؟؟؟؟؟؟؟

حداد عادل : هفتم بودم ، رفتم یه چرت بزنم شدم سی و یکم

اگر اهل تقلب بودیم ، حداد گزینه ی خوبی بود

بادم نمی رود که در ابتدای شمارش آرا ، اصلاح طلبان می گفتند که به جز حداد که خب طبیعی بود رای بیاورد، همه اصلاح طلبند


بعد کلی می خندیدند به ریش ما که فقط رئیس قبیله رای آورد 


اما نتیجه چیزی خلاف این شد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


حداد هم رای نیاورد !!!


ما اگر اهل تقلب بودیم ، خب این را که خودتان هم قبول کرده بودید رای می آورد، چه کاری بود حذفش کنیم 


اینها یعنی انتخابات در ایران زنده و سالم است و خدا لعنت کند کسانی را که در مقابل رای مردم ایستادند و 

کشورهای اروپایی به بهانه ی عدم رعایت حقوق شهروندی و حقوق بشر در سال 88 ، کلی تحریممان کردند که 

تحریم های هسته ای در مقابلش هیچ اند.


چطور آن موقع تقلب بود ولی تا نمایندگان خودشان رای می آورند می شود : دموکراتیک ترین انتخابات جهان!!!!!!!!!!!


فتنه یعنی همین واقعا ////

چقدر حقیرانه حرف می زنید

پس خودمان ، خودمان را تحریم کردیم !!!!

پس دشمن خوب است ؟

اگر خوب است چرا در ایران کودتا کرد؟

چرا از شاه دفاع کرد؟

چرا به صدام کمک کرد؟


از همه بگزریم، با تمام این بدی ها ، برجام با او نوشتید و لیسش زدید و به قول خودتان ورای تعهداتتان را اجرا نمودید

چرا حالا با شما خوب نشده و می گویید تعهداتش را اجرا نکرده است ؟


نمی توانید چون بی عرضه اید

خب اگر نمی توانید بفروشید علتش این است که بی عرضه اید

چرا احمدی نژاد می توانست؟

شما باید برای شکستن تحریم ها برنامه ی جدی می داشتید تا کمتر ضربه بخورید ، ولی بالعکس کلا چسبیدید به برجام و بقیه جاها را تعطیل کردید


انرژی هسته ای تعطیل شد

سازمان فضایی به گروه تقلیل یافت

گروه های علمی دور زدن تحریم را لغو کردید

شورای عالی فضای مجازی را در حالت تعلیق نگهداشتید و بعد سه سال اولین جلسه را بر خلاف قوانین برگزار کردید


این ها همه سند بی عرضگی شماست ، ما چه کنیم ؟


چرا اصلاح طلبان هم از رای مردم می ترسند و هم از رای مردم خوششان می آید

چرا آنقدر می ترسید

مگر شما نمی گویید که او پایگاه مردمی ندارد

مگر شما نمی گویید که او رای نمی آورد

پس چرا ماه هاست تیتر اول خبرگزاری هایتان می لرزد


وای بر شما، که به می گویید : دیگر نباید مردم اشتباهشان را تکرار کنند.


وای بر شما که برای ملت تعیین تکلیف می کنید و اگر خودتان رای نیاورید ، مردم را منبع اشتباه می دانید

شما هایید که وقتی مردم اخراجی ها را می دیدند ،‌ می گفتید:  ده نمکی از سادگی مردم ایران سوء استفاده می کند

خب چطور مردم ما فهیم ترین مردم جهان اند و ساده لوح ترینشان ؟؟؟؟؟/


وقتی ناقوس جنگ زده شود، مرد از نامرد مشخص گردد. تعداد مین رو داشته باش









بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

شورای نگهبان بدعت گذار نیز شد

حمله های جدی رسانه های دولت به شورای نگهبان

در حالی اتفاق می افتد که به قول خودشان ، همه چیز عالی شد

برای برجام باید تمام مواضع اسلامی خود را کنار بگذاریم ، حتی دفاع از مظلوم

عربستان جایگزین آمریکا شد

یکی از اهداف دولت این است که عربستان به جای آمریکا تبدیل به یک دشمن برای ما شود 


دوباره برگردیم به همان روحیه عرب ستیزمان و یادمان برود که شیطان اصلی آمریکاست 


و چقدر سخیف شده ایم که دشمنانمان به این کوچکی شده اند


 

عمر همین نا برجام هم ، دو ماه است ، به چه دل خوش کنیم

تازه داریم می رسیم به حرف های آقا که فرمودند باید آنها نیز تعهد ملی بدهند و ما با اختلافات داخلی آنها کار نداریم


چند ماه مانده به انتخابات آمریکا ،‌ رقبا برای فحش به ایران سبقت گرفته اند ، پس چقدر این ریسمان محکم است


تذکرات مستقیم آقا به هاشمی

این برای چندمین بار است که حضرت آقا در سخنرانی خود به چیزی نه می گویند که هاشمی در سخنرانی خود و یا پیام های خود از آن واژه استفاده کرده است.


اینها همه نشانه هایی اند برای قشر حزب اللهی 


سایت خوب حدیثی

حرفی که بارها گفته ام: حرفمان را صریح بزنیم

یه وبلاگ خوب خارجی

درود بر قرارگاه خاتم الانبیا که متاسفانه دولت میخواهد از زمین محوش کند

اوضاع قرارگاه به شدت خراب است 

دولت گفته اگر پروژه ای انجام هم نشد ایرادی ندارد ، فقط به قرارگاه ندهید

نمی شود این تجهیزات را معطل گذاشت


ولی باز به خاتم که دوطبقه صدر را آنقدر زیبا ساخت و عالی


بینید دیروز در هند چه شد 

آمدند با شرکت های خارجی بسازند، آن وقت کلا ریخت


اعترافی از کاظم جلالی که اصلاح طلبان ندیدند

از سایر صحبت هایش سوء استفاده کردند ولی ندانستند که اصل ماجرا این است که او نیز دارد اعتراف می کند :


"بعضی از اینها ذهنیتشان این بود که تقلبی صورت گرفته که باید ذهنشان اصلاح شود. به بعضی از آنها هیجاناتی وارد شده بود و مبتنی‌ بر هیجانات وارد شده بودند."


خب تمام حرف ما همین است . باید آن کسی را که این هیجان را وارد کرده دار بزنند. والسلام 

خودتان هم اعتراف می کنید 

هر کسی هم که اشتباهاتی را در پی اشتباهات آن فرد انجام داده و وظیفه ایش را خشن یا اشتباه انجام داده نیز محکوم شود به شرطی که رگ اصلی و شریان اصلی در اولویت محکومیت قرار گیرد 


پیام هایی جهت دار ،‌به علت هایی بی جهت

مدام پیام هایی نامربوط می دهند و می گویند منظوری نداریم و صرفا می خواهیم به برخی از بنیادها اشاره کنیم


خب پس آقا هم اگر می گویند از جانب دشمن نگرانم شما نگویید که چرا می گویند ؟ کلی دارند می گویند


کارهای ما برای اقتصاد مقاومتی

1- برگزاری تورهای اقتصادی (مثلا دیدن پرورش شتر مرغ در خارج از تهران) در مساجد


2- مصاحبه با کارخانه داران و فعالان خوب اقتصادی در بنگاه های کوچک و متوسط و رساندن صدای آنها به این دولت بی خیال


3- رصد عمومی فعالیت های اقتصادی در زمینه تحقق اقتصاد مقاومتی


4- جمع کردن بچه حزب اللهی های پولدار و تشکیل یک کنسرسیوم بین آنها به منظور انجام پروژه های جدید 


5- و ...


پیش بینی های مقام معظم رهبری درست از آب درآمد

حالا آنقدر بهمان سخت بگیرند که برای زدن دست به آب هم ازشان اجازه خواهیم گرفت 

عکس های دیده نشده از شاه ملعون

مملکت رو به باد دادی رفتی تفریح

مگر در اوج رشد اقتصادی نبودیم، پس چرا وعده رشد می دهید

شما که می گفتید رکود شکسته شده و ما در اوجیم 


آنقدر دروغ گفتید تا وزرای خودتان به خودتان نامه نوشتند که اوضاع پسه معرکه است


حالا هم هی می گویید رشد ایجاد می کنیم 


بعد می گوییم کارگاه های تعطیل را راه می اندازیم دوباره

خب اگر تعطیل نیستند چرا می خواهید راه بیندازید ؟


تورم در دولت شما بی معنی است

مسکن مهر را که تعطیل کردید 


شرکت های فولادی و معدنی و سیمانی نیز که در معرض ورشکستگی اند 


پروژه های عمرانی کشور از 80 هزار میلیارد به کمتر از 10 هزار میلیارد رسیده است ( یعنی رفع و رجوع کردن )


60 درصد کارگاه های کشور تعطیل اند


با مستکبرین هم که نمی جنگید


پس این ده - پانزده درصد تورم برای چیست ؟


تورم باید می شد دو درصد 


تورم ناشی از کار است ، شما که همه چیز را تعطیل کردید ، اینقدر به خودتان ننازید که واقعا اگر خود اقتصاد عمل می کرد همین تورم را هم نداشتیم


درود بر احمدی نژاد که با آن همه کار تورم 29 درصدی داشت و شما با تعطیل کردن همه جا تورم 15 درصدی


من مخالفم !!!!

دوستان من بارها گفته ام که در دروس مدیریت دولتی وقتی می خواهند یک ملت را ارزیابی کنند ، شاخص هایی دارند

مثلا می گویند ده شاخص مهم این هاست : عزم - تلاش و ...

این ده تا نباشد هر چقدر علم و فناوری به یک ملت بدهید فایده ای ندارد

آبی است در زمین شورزار


من با تمام تحلیل هایی که می گویند کاهش سرعت علمی کشورمان از اخراج اساتید است یا نمی دانم تبدیل شدن وزارت علوم به باشگاه است و ... مخالفم


نه اینکه کلا قبول نداشته باشم ، خیر 

آنرا عامل اصلی نمی دانم


عامل اصلی حذف شعار ما می توانیم از حافظه ی جوانان این مرز و بوم بود

کاری که دولت روحانی با جوانان کرد این بود که حقارت و دست گدایی را به مملکت علی الخصوص جوانان هدیه کرد

منظورم برجام نیست ، خیر ، فرهنگی است که با خود آورده اند


 

ایران خشونت طلب است یا کسانی که مستقیما حمله می کنند؟

آقای زیبا کلام شما که می گفتید ما گفته ایم که به اسرائیل حمله می کنیم و این باعث شد که جهان با ما بد شود 

درباره ی این حرفا چه می گویید

ما را به حذف از نقشه ی عالم تهدید می کنند


شجریان را در برابر انقلاب بزرگ نکنید

هی می گویند بلبل ایران چه و چه 

خب این آقا که خودش رفت و ملت را تنها گذاشت

بعد هم خودش در خواست داد که صدای من از رسانه ی ملی خواهشا پخش نشود

بعد در مصاحبه با بی بی سی گفت که من اصلا به ربنا که کاری اسلامی است اعتقاد ندارم و این را صرفا برای دل پدرم خواندم ، اصلا قبولش ندارم

وقتی هم که مریض شد خارجی ها انداختنش دوباره به ایران تا پول درمان هایش را بدهیم 

آقای نقویان


شما که صبحانه و ناهار را هم جدیدا در کنار آقای روحانی می خورید ، خوب بدانید


امام ، منتظری را که حقیقتا یکی از اسوه های مبارزه بود کنار زد

اینها که دو تا چه چه زدند که جای خود دارند 

اینها حتی یک خار هم برای انقلاب به دستشان نرفت


سوء استفاده از رهبری

هی می گویند اگر رهبری مخالف است دستور دهد

یا مثلا فرمان حکومتی دهد

ما مطیعیم

اگر رهبری کاری دارند ، چنان و چنان کنند


منش رهبری هیچگاه بر این نبوده که فرمان دهند، خیر 

بلکه در صحبت های عمومی شان مداوم نظراتشان را بیان می کنند

چرا آنها را گوش نمی دهید و می گویید رهبری فرمان دهند ؟

این سوء استفاده از رهبری است 

واقعا که آقا مظلوم اند


برجام دو - قطعه ای از پازل دشمن

ای کاش به جای سایر حرف های آقا در حرم ،‌ کمی هم از تذکر ایشان در مورد برجام 2 و 3 و ... می گفتید که ایشان به شدت این ها را مورد انتقاد قرار دادند

مردم آگاه باشند

هیات

هیات عبدالله بن الحسن

http://ghorb.net

هیات شهدای گمنام

http://www.gomnam.ir/

هیات رایه العباس

http://www.fotros.ir/

هیات مهدیه تهران

http://www.mahdiehtehran.ir

هیات دانشگاه شریف

http://azzahraa.sharif.ir/

روحانی خوب - حجت الاسلام کاشانی

مصادیق سخنان رهبری اظهر من الشمس اند

مصادیق سخنان رهبری واضح و مشخص اند 


کسانی که وجود شورای نگهبان حمله می کنند

تایید صلاحیت در سایر کشورها

این روزها که شورای نگهبان قانون اساسی، وظیفه خطیر احراز صلاحیت کاندیداهای ریاست جمهوری را انجام می‌دهد، برخی دوباره با شبهه پراکنی سعی دارند، نقش شورای نگهبان را به عنوان نمادی از دیکتاتوری جلوه دهند!
شیرازه - این روزها که شورای نگهبان قانون اساسی، وظیفه خطیر احراز صلاحیت کاندیداهای ریاست جمهوری را انجام می‌دهد، برخی دوباره با شبهه پراکنی سعی دارند، نقش شورای نگهبان را به عنوان نمادی از دیکتاتوری جلوه دهند! اگرچه آنچه در ادامه می‌آید، پاسخی است که بارها و بارها به این شبهه‌پراکنان داده شده است اما به نظر می‌رسد خواندن آن در شرایط کنونی که برخی تلاش می‌کنند با بحران‌نمایی، به خواسته‌های سیاسی خود دست یابند، مفید باشد:

آیا در کشورهای دارای نظام دموکراتیک، نهاد مشابه شورای نگهبان وجود دارد؟

در اکثر کشورهای دنیا به منظور اعمال نظارت بر انتخابات، مراجعی قانونی وجود دارند. «شورای نگهبان» در جمهوری اسلامی ایران، «دادگاه قانون اساسی» در ترکیه، «شورای قانون اساسی»، «دیوان عالی عدالت» در فرانسه، «دادگاه قانون اساسی» در آلمان،«مجلس نمایندگان» و «سنا» در آمریکا، «مجلس عوام» در انگلستان و «دادگاه قانون اساسی» در روسیه، این نقش نظارتی را ایفا می‌نمایند. بنابراین مشابه شورای‌ نگهبان قانون اساسی ایران، در کشورهای دیگر هم نهادهایی تحت عنوان شورا یا دادگاه وجوددارند که وظیفه‌ی آن‌ها نظارت بر صحت انتخابات است. تنها تفاوتی که وجود دارد آن است که در دیگر کشورها این نظارت در نهایت به دادگاه قانون اساسی، دادگاه عالی عدالت، شورای قانون اساسی، دیوان عالی کشور یا نهاد مشابه دیگری که واپسین تصمیم را گرفته و در برابر این تصمیم به شخص یا نهادی پاسخ‌گو نیست، ختم می‌شود.


مراجع اعمال نظارت بر انتخابات در دیگر کشورها

به طور کلی نظارت بر انتخابات در کشورهای جهان توسط 5 نهاد زیر انجام می‌پذیرد:

1- دادگاه قانون اساسی

در بسیاری از کشورهای دموکراتیک جهان، نظارت بر صحت انتخابات توسط دادگاه قانون اساسی انجام می‌پذیرد. در این راستا می‌توان به کشورهای زیر اشاره نمود:

- اتریش: در کشور اتریش دادگاه قانون اساسی که اعضای آن با پیشنهاد هیأت دولت و با حکم رییس جمهور و دیگران به وسیله‌ی مجلس ملی و شورای فدرال انتخاب می‌شوند، بر صحت انتخابات نظارت دارند.

- فیلیپین: درفیلیپین که دارای نظام دو پارلمانی است، هر یک از دو مجلس، دادگاه قانون اساسی مخصوص خود را دارند. هر دادگاه از 9 نفر تشکیل می‌شود. 3 نفر قاضی از دیوان عالی کشور و دیگران از حزب اکثریت و اقلیت هر کدام 3 نفر معرفی می‌کنند. از 3 قاضی هر کدام که سابقه‌ی بیش‌تری دارد به ریاست دادگاه برگزیده می‌شود.[7]دادگاه قانون اساسی وظیفه‌ی نظارت بر انتخابات و مصوبات مجلس را دارد.

- بلغارستان: مطابق ماده‌ی 66 قانون اساسی بلغارستان، هرگاه صحت انتخابات مورد تردید باشد، موضوع می‌تواند طبق قانون به دادگاه قانون اساسی احاله گردد.[8]

- سوریه: مطابق اصل 62 قانون اساسی سوریه، در صورتی که طبق تحقیق و گزارش دادگاه عالی قانون اساسی، صحت انتخابات مربوط به نماینده‌ای مخدوش باشد، مراتب ظرف یک ماه به وی ابلاغ و از کار برکنار می‌شود.[9]

- آلمان: طبق قانون اساسی آلمان، رسیدگی به صحت انتخابات به ویژه از راه تصویب اعتبارنامه‌های نمایندگان، هم‌چنین سلب مصونیت و عزل آن‌ها از سمت نمایندگی از اختیارات مجلس نمایندگان می‌باشد. هر گاه به تصمیم‌های مجلس یاد شده در این موارد، یعنی تأیید یا رد اعتبارنامه‌ی نماینده یا نمایندگانی و یا سلب مصونیت و عزل وی یا آن‌ها اعتراضی وجود داشته باشد، رسیدگی به آن از اختیارات دادگاه قانون اساسی است.[10] دادگاه قانون اساسی فدرال، عالی‌ترین دادگاه ویکی از قابل احترام‌ترین و قدرتمندترین نهادهای جمهوری فدرال آلمان است.

- قرقیزستان: طبق بند 3 ماده‌ی 82 قانون اساسی قرقیزستان، قانونی بودن انتخابات ریاست جمهوری را دادگاه قانون اساسی انجام می‌دهد.[11]

2- شورای قانون اساسی

- فرانسه: طبق اصل 58 قانون اساسی فرانسه، شورای قانون اساسی بر حسن اجرای قانون انتخابات ریاست جمهوری نظارت می‌کند. این شورا به اعتراض‌ها رسیدگی کرده و نتایج انتخابات را اعلام می‌نماید.[12] در دوره‌های گذشتهرسیدگی به شکایت‌ها و اعتراض‌ها در خصوص انتخابات مجلس ملی و مجلس سنا با استفاده از مکانیسم «تصویب اعتبارنامه‌ها» بر عهده‌ی خود این مجالس بوده است. قانون اساسی 1958م. این صلاحیت را به شورای قانون اساسی واگذار کرده است. (اصل 59) شورا پس از بررسی و رسیدگی می‌تواند بر حسب مورد، شکایت را رد کند؛ انتخابات را باطل نماید و یا این‌ که نتایج اعلام ‌شده را اصلاح کند.

به موجب اصل 58 قانون اساسی، شورای قانون اساسی نظارت بر صحت انتخابات، رسیدگی به اعتراض‌ها و اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری را بر عهده دارد. بنابراین، این نظارت در برگیرنده‌ی تمام مراحل انتخابات از ابتدا تا انتها است و اقدام به آن نیاز به طرح شکایت از طرف افراد ذی‌نفع ندارد، هر چند که از این رهگذر نیز شورا می‌تواند در موضوع وارد شود. در سیستم حکومتی فرانسه که بیش از همه ادعای دموکراسی دارد، کاندیداتوری منفرد برای حضور در رقابت انتخاباتی ریاست جمهوری مشروط به ارایه‌ی 1000 امضا از شخصیت‌های معتبر کشور است که در ضمن از چهره‌های حزبی و وابسته به حاکمیت هستند می‌باشد و در مورد کاندیداتوری منفرد برای مجلس، ارایه‌ی 500 امضا کافی است.[13]

3- نظارت توسط خود مجلس

هر چند در بسیاری از کشورها نظارت بر انتخابات توسط خود مجلس انجام می‌پذیرد، اما بر رسیدگی به اعتبارنامه‌های نمایندگان توسط خود مجلس ایراد وارد گشته است که رسیدگی به اعتبارنامه‌های نمایندگان مجلس چه از حیث واجد بودن شرایط انتخابات و چه از نظر مطابقت عملیات انتخاباتی با مقررات قانونی، یک امر قضایی است. از این رو با توجه به اصل تفکیک قوا مجالس مقننه اصولاً صلاحیت این کار را نداشته و فقط مقام‌های قضایی می‌توانند این وظیفه را انجام دهند. با این وجود در اکثر ممالک از جمله کشورهای ایالات متحده‌ی آمریکا، بلژیک و سوییس هر یک از مجالس مقننه، اعتبارنامه‌های اعضای خود را مورد رسیدگی قرار داده، آن‌ها را تصویب یا رد می‌نمایند.

در انگلستان چند نفر از اعضای دیوان عالی که به حکم قرعه انتخاب می‌شوند، اعتبارنامه‌های مجلس عوام را مورد رسیدگی قرار داده، گزارشی دائر بر تصویب یا عدم تصویب آن‌ها به مجلس تقدیم می‌کنند و مجلس نیز گزارش هیأت قضایی را بدون بحث تأیید می‌نماید. اما برخلاف ترتیب معمول در سایر ممالک، در انگلستان اعتبارنامه‌های نمایندگانی بررسی می‌شود که انتخاب آن‌ها مورد اعتراض است، وگرنه انتخاب شده بدون تصویب اعتبارنامه، نماینده شناخته می‌شود. در آلمان به موجب ماده‌ی 31 قانون اساسی 1919م. رسیدگی به اعتبارنامه‌های اعضای مجلس «رایشتاگ» به یک دادگاه مختلط مرکب از چند نفر نماینده‌ی مجلس رایشتاگ و چند نفر عضو دادگاه اداری واگذار گردیده بود. نمایندگان را خود رایشتاگ برای تمام دوره‌ی تقنینی و قضات را رییس جمهور انتخاب می‌نمودند. برای اخذ تصمیم، موافقت سه نفر نماینده‌ی رایشتاگ و دو نفر قاضی لازم و ضروری بود.[14]

- ژاپن: طبق اصل42 قانون اساسی ژاپن، پارلماناین کشور از دو مجلس، یعنی مجلس نمایندگان (Chambre des representants) و مجلس مشاوران (Chambre des conseillers) تشکیل یافته است. تأیید انتخابات افراد منتخب و تصویب اعتبارنامه‌یآن‌ها بر عهده‌یمجلس مربوطه و با اکثریت ساده‌یآرای حاضرین می‌باشد. سلب نمایندگی از آنان نیز به همین ترتیب، اما با اکثریت دو سومِ آرای حاضرین امکان پذیر است. اصل 55 قانون اساسی ژاپن در این زمینه اذعان دارد: «قضاوت در مورد صلاحیت اعضای هر کدام از مجالس به عهده‌ی همان مجلس خواهد بود. محروم کردن هر یک از نمایندگان از سمت نمایندگی، باید به تصویب حداکثر دو سوم از نمایندگان حاضر در جلسه برسد.»[15]

- ایتالیا: پارلمان ایتالیااز دومجلس نمایندگان و مجلس سنا تشکیل یافته است. مطابق اصل 66 قانون اساسی این کشور، هر یک از مجلسین هم در خصوص صحت اعتبارنامه‌ی اعضای خود و هم در مورد علل مغایرت یا عدم صلاحیت اعضا برای احراز سمت نمایندگی تصمیم‌گیری می‌نمایند.[16]

- نروژ: طبق اصل 49 قانون اساسی نروژ، پارلمان یا مجلس بزرگ که مرکب از مجلس اعلی (لاگ تینگ Lagting) و مجلس سفلی (اودل استینگOdelsting ) می‌باشد. اصل64 نیز تأکید دارد «به نمایندگان منتخبی اعتبارنامه اعطا خواهد شد که توسط مجلس مورد بررسی و تصویب قرار خواهند گرفت.»[17]

- آمریکا: مجلس نمایندگان، خود صلاحیت رسیدگی به صحت یا عدم صحت انتخابات نمایندگان و تعیین شرایط انتخاب شدن را دارد.[18]

- دانمارک: طبقاصل 33 قانون اساسی دانمارک، مجلس خود، اعتبار انتخاب نمایندگان را تعیین می‌کند و در مورد صلاحیت نمایندگی و از دست دادن صلاحیت مزبور در خصوص هر یک از نمایندگان تصمیم‌گیری می‌نماید.[19]

- رومانی: به صراحت اصل 25 قانون اساسی این کشور، دو مجلس با عنوان مجمع بزرگ ملی و شورای خلق وجود دارد. در مورد مرجع نظارت بر انتخابات، اصل 47 قانون اساسی این کشور اظهار می‌نماید: «مجمع بزرگ ملی در صحت یا عدم صحت انتخاب هر نماینده تصمیم می‌گیرد. این مجمع قانونی بودن انتخاب هر نماینده را بررسی می‌نماید و نسبت به صحت یا ابطال انتخاب وی تصمیم می‌گیرد. در مورد ابطال انتخاب یک نماینده، حقوق و وظایف نمایندگی وی از لحظه‌ی ابطال قطع می‌گردد.»[20]

- مصر: طبقاصل 89 قانون اساسی مصر، رأی‌گیری با نظارت اعضای یک ارگان قضایی صورت می‌گیرد. برای رسیدگی به اعتبارنامه‌ی نمایندگان، تنها ارگان صالح خود مجلس است.[21]

- کانادا: پارلمان کانادا از دو مجلس یعنی مجلس عوام و مجلس سنا تشکیل شده است. از مهم‌ترین اختیارات مجلس عوام کانادا، اختیار تأسیسی یعنی امکان تغییر و اصلاح بخش‌های انعطاف‌پذیر قانون اساسی، تأیید اعتبارنامه‌ی نمایندگان و برکناری آن‌ها می‌باشد.[22]

در واقع آن‌ چه که موجب ایجاد شبهه مبنی بر عدم وجود نهاد نظارتی بر انتخابات می‌شود، صرفاً نشأت ‌گرفته از عدم آگاهی از حقوق اساسی و نظام انتخاباتی دیگر کشورها است؛ وگرنه نظام انتخاباتی در غرب دارای یک صافی ظریف است که جریان انتخابات را کنترل می‌نماید.

4- وزارت کشور

در برخی از کشورها نیز وزارت کشور وظیفه‌ی نظارت بر انتخابات را بر عهده دارد:

- انگلستان: در انگلستان، نخست وزیر، وزیر کشور را تعیین می‌کند و وزارت کشور، طبق قانون، مسؤولیت نظارت عالی بر بررسی و تأیید و رد صلاحیت‌های نامزدهای نمایندگی مجلس را بر عهده دارد.[23]

- نظارت بر انتخاب رییس جمهوری در آمریکا: بر اساس قانون اساسی ایالات متحده‌ی آمریکا، شخص پس از مبارزه‌ی انتخاباتی در درون احزاب (عملاً دو حزب جمهوری خواه و دموکرات) و تعیین نامزدهای هر یک از احزاب برای هیأت نمایندگان، مردم هیأت انتخاب کنندگان رییس جمهوری را بر می‌گزینند. نظارت قانونی بر این روند به وسیله‌ی وزارت کشور صورت می‌گیرد.

- فرانسه: طبق قانون اساسی جمهوری پنجم فرانسه پس از اصلاحات 1962م.، وزارت کشور نظارت بر بررسی صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس را بر عهده دارد. کسانی به انتخابات راه می‌یابند که وزارت کشور در نهایت صلاحیت آن‌ها را تأیید کند.[24]

5- شورای عالی انتخابات

در برخی از کشورها نیز شورایی موسوم به شورای عالی انتخابات، نظارت بر حسن اجرای انتخابات را بر عهده دارد. در این راستا می‌توان به کشور ترکیه اشاره نمود:

- ترکیه: طبق ماده‌ی 67 قانون اساسی ترکیه، انتخابات و همه‌پرسی‌ها تحت سرپرستی و هدایت قوه‌ی قضاییه و بر اساس آزادی، برابری، مستقیم و مخفی بودن آرا صورت می‌گیرد. ماده‌ی 79 نیز بیان می‌دارد: «انتخابات تحت اداره‌ی عمومی و نظارت ارگان‌های قضایی انجام می‌شوند. شورای عالی انتخابات تمامی اقدام‌های اجرایی را به منظور تضمین برگزاری مناسب و منظم انتخابات از آغاز تا پایان به انجام رسانده، تحقیق و تصمیم درباره‌ی شکایت‌های رسیده در مورد تخلف‌های قبل و بعد از رأی گیری و تعیین انتخاب مجدد اعضای مجلس اعلای ملی ترکیه را اتخاذ می‌نماید. هیچ اعتراضی از سوی هیچ مقامی به تصمیم شورای عالی انتخابات وارد نیست. شورای عالی انتخابات مرکب از 7 عضو اصلی و 4 عضو علی البدل است. 7 نفر از اعضای آن توسط مجلس عمومی دادگاه عالی استیناف انتخاب شده و 5 نفر دیگر توسط مجلس عمومی شورای ایالتی که با رأی مخفی و با داشتن اکثریت مطلق از بین اعضای خود انتخاب می‌گردند.[25]


آن‌گونه که آمد، در بسیاری از کشورها،‌سازوکار مشخصی برای تائید صلاحیت کاندیداها در انتخابات‌های مختلف طراحی شده است. اگرچه این سازوکارها دارای تفاوت‌های روشی‌ با یکدیگر هستند اما منطق آن‌ها در تمامی کشورها یکی است. بر این اساس به نظر می‌رسد شبهه پراکنی‌هایی که در راستای تشکیک در نقش دموکراتیک شورای نگهبان قانون اساسی از سوی برخی افراد و گروه‌ها صورت می‌گیرد، صرفا با هدف تخریب وجه ایران و هم‌چنین زمینه‌سازی جهت دستیابی به اهداف سیاسی مغرضانه می باشد.


منبع: برهان

این پیر چرا دیگر ذهنش کار نمی کند . خدا هتاکین شورای نگهبان را نمی بخشد

هاشمی در این سخنانش ضمن حمله به شورای نگهبان ، حرفی می زند که خلاف عقل است 


او می گوید که اگر اعضای شورای نگهبان رای نیاورند به ضرر نظام است 


اتفاقا برعکس این توطئه ی سال 88 شما را خنثی می کند . نظامی که در آن اعضای برگزار کننده انتخابات رای نیاورند یعنی نظام پاک و سالم 


این نشان می دهد که برعکس شما ها اگر مسئول بودید با همین توجیهات رای ها را جا به جا می کردید ...


خدا رهبری را برای ما حفظ کند که خط مبارزه با شورای نگهبان و تضعیف او را ، خط مبارزه با انقلاب خواندند


این سری برای شورای نگهبان سنگ تموم گذاشتن دا !!!!!!

واقعا تعجب می کنم ، چطور تو سال 88 این قانون ها نبود

چرا وقتی در صندوق ها بسته شده بود بی علت گفتید تقلب شده و باید از اول برگزار بشه یا باطل بشه یا ...

حالا که دلیل قانونی وجود داره باز هم قانع نمی شید 

قانون مداری توی اذهان شما یعنی چه؟

خدا رو شکر که حضرت آقا علنی موضع خودشون رو نسبت به هتاکین شورای نگهبان بیان کردند و همه را زیر سوال بردند

راه برای ولایتی ها روشن است . بی هیچ شبهه ای ...

کتاب آن بیست و سه نفر

خواندمش ، 

شاهکاری عامیانه

عالی بود

از خود راضی ای تا چه حد

اگه احمدی نژاد این کارا رو می کرد تو کل رسانه ها پر می شد. این نشون میده که رسانه ها دست کدام طرف هستند

بررسی ادبیات تحریف در کلام هاشمی

اگر عمری باشد به بررسی تحریف در ادبیات هاشمی خواهیم پرداخت

سخنرانی پر از اشکال و غلط هاشمی

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این نشست با بیان اینکه در سال‌های 84 تا 92 تحولات منفی شکل گرفت و وضع اسلام، انقلاب و کشور را در شرایط نامناسبی قرار داد، خاطر نشان کرد: مردم گام اول را در سال 92 به خوبی برداشتند و راه را باز کردند و زمینه‌ساز انتخابات قابل قبول هفتم اسفند شدند. 

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، آگاهی مردم، تلاش سیاستمداران و فرهیختگان کشور و شرایط اجتماعی جامعه را عاملی موثر در برداشتن موفقیت آمیز گام دوم برشمرد و افزود: اگر جدی باشیم و صبر و استقامت داشته باشیم، می‌توانیم راه و جریان انحرافی که به نظام ضربه زده است را به تناسب زمان و شرایط، اصلاح کنیم.

ایشان خطاب به نمایندگان منتخب مردم در مجلس شورای اسلامی به تعبیر امام(ره) مبنی بر اینکه «مجلس در رأس امور است»، اشاره و تصریح کرد: مجلس مؤثرترین نقطه مدیریت کشور است و باید گفته امام(ره) تبلور پیدا کند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به سخنان اخیر مقام معظم رهبری در خصوص انتخابات هفتم اسفند، گفت: ایشان انتخابات را خوب توصیف کردند و آرامش و صحت را از نکات برجسته آن دانستند. انصافاً در شرایطی که بیم بروز حوادثی را داشتیم، اما خوشبختانه شاهد آرامش کم نظیری در انتخابات بودیم.

آیت‌‌الله هاشمی رفسنجانی به درگیری‌های پیش آمده در سخنرانی آقای ترامپ در آمریکا اشاره کرد و گفت: در حالی که آمریکایی‌ها به برگزاری انتخابات در آرامش معروف هستند، اما دیدیم شب گذشته چه جنجالی بر سر سخنرانی آقای ترامپ  به وجود آمد و مانع از سخنرانی او شد.

ایشان با بیان اینکه خیلی‌ها در دنیا منتظر حوادث تلخی در انتخابات اخیر ایران بودند، گفت: برگزاری انتخابات در کمال آرامش و صحت نشان از رشد و آگاهی و بلوغ سیاسی مردم دارد که ریسک کردند و وارد میدان رقابت شدند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با قدردانی از کسانی که صادقانه و متفکرانه توانستند هماهنگی در صفوف خودشان ایجاد و تصمیمات یکپارچه بگیرند، گفت: نقطه ضعف رقیب، عدم ایجاد همدلی بود و باید از این مسأله درس بگیریم.

آیت‌‌الله هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه در انتخابات هفتم اسفند مردم به لیست‌ها رأی دادند، خاطر نشان کرد: این‌طور رأی دادن نشانگر این موضوع است که مردم آگاهی و آمادگی دارند که با افکار حزبی سروکار داشته باشند و این آمادگی مردم محصول انفجار اطلاعات در فضای مجازی و اطلاع‌رسانی‌ها تصویری، مکتوب و حضوری است.   

ایشان با اظهار امیدواری نسبت به برگزاری مرحله دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی، گفت: امیدوارم مجلسی تشکیل شود که یکنواخت و انحصاری نباشد و در آن تضارب آرا و اندیشه وجود داشته باشدکه بسیار مفید خواهد بود.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر اینکه نباید تفکرات مجلس همانند محصول کارخانه یک شکل باشد، گفت: انتظار می‌رود در مجلس آینده تفکرات مختلفی وجود داشته و ملاک قضاوت‌ها عقلانیت، راه‌حل‌یابی و نهایتاً رأی اکثریت  حاکم باشد.

ایشان در ادامه سخنان خود با اشاره به آیه «وَکَذٰلِکَ جَعَلناکُم أُمَّةً وَسَطًا لِتَکونوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ»، گفت: خداوند از امت اسلامی انتظار دارد که امتی معتدل و میانه‌رو باشند؛ پیغمبر(ص) الگوی امت میانه‌رو و امت میانه‌رو، الگوی بشریت است.  

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تأکید بر اینکه الان زمینه مجلسی معتدل، کارا، فعال، زنده و به روز آماده شده است، گفت: باید از این فرصت برای خدمت به مردمی که سال‌ها در شورش‌های اولیه، جنگ تحمیلی و ...  همیشه در صحنه حضور داشتند و جانفشانی‌ها کردند و کمبودها را به جان خریده‌اند و آخرین امتحان خود را با حضور در پای صندوق‌های رأی به خوبی پس داده‌اند، استفاده کنیم.

آیت‌‌الله هاشمی رفسنجانی گفت: شعار اصلاح طلبان مبنی بر «امید، آرامش و رونق اقتصادی» که مبنایی اساسی، خدایی و قرآنی دارد، شعار خوبی است.

ایشان به آیات 63 تا 76 سوره فرقان اشاره و تصریح کرد: خداوند در این آیات بندگان خاص خود را که عبادالرحمن هستند، معرفی می‌کند. عبادالرحمن کسانی هستند که روی زمین با متانت و تواضع راه می‌‌روند و خط‌مشی‌شان اعتدال و میانه‌روی است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: بندگان خاص خدا در برخورد با انسان‌های بد اخلاق و جاهل، سلام می‌دهند و می‌گویند ما اهل دعوا نیستیم، بلکه اهل منطق و مذاکره هستیم. کلمه «سلام» مهمترین شعار دین اسلام است؛ آن چیزی که بین بهشتیان رد و بدل می‌شود، سلام است. یعنی گناه بداخلاقی، تهمت و توهین نیست و همه حرف‌ها، دوستانه و معاشرت‌ها لذت‌بخش است. فضا، فضای سلامتی و آرامش است.

آیت‌‌الله هاشمی رفسنجانی، امید، آرامش و رونق اقتصادی را خواست مردم و جامعه دانست و افزود: عده‌ای معتقدند که زندگی با ریاضت سبب بهتر ساخته شدن فرد است، اما 10 آیه قرآن با صراحت می‌گوید که در زندگی خود از عسرت و ریاضت بپرهیزید. که این یک اصل قرآنی است.   

ایشان بر رونق اقتصادی همراه با اعتدال و آرامش تأکید کرد و با بیان اینکه انفاق در قرآن به معنای هزینه کردن است و دو بخش دارد، گفت: بخش معروف آن انفاق در راه خدا و کمک به مردم است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خطاب به نمایندگان منتخب مجلس شورای اسلامی، اظهار داشت: این کار شما مجلسی‌هاست که ثروت و درآمدها را بر اساس اصل «اسراف نه، اقطار نه، اعتدال آری» مصرف و بین هزینه و درآمد یک تعادلی برقرار کنید.

آیت‌‌الله هاشمی رفسنجانی افزود: عبدالرحمن‌ها اسراف نمی‌کنند، ریاضت و عسرت را هم انتخاب نمی‌کنند، بلکه میانه‌روی‌ می‌کنند.

ایشان با تأکید بر رعایت اعتدال در عبادت، انفاق، عقاید، افکار، صبر، معاشرت و تمام جنبه‌های زندگی فردی و اجتماعی، گفت: افرادی که اعتدال  را رعایت کنند، در بهشت مقام عالی می‌گیرند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در ادامه با بیان اینکه خیلی ها خواهان ادامه تحریم بودند و آن را با زمان پیغمبر (ص) که در شعب ابی طالب محصور بودند، مقایسه می‌کردند، گفت: اگر تحریم‌ها مفید بود، هرگز پیامبر اسلام از آن دره بیرون نمی‌آمدند، اما وقتی که ندای  خداوند مبنی بر اینکه عهدنامه را موریانه خورده است، به آنها رسید، به راحتی پذیرفتند و از آن دره بیرون آمدند.

آیت‌‌الله هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه چرا باید محصور باشیم و با وجود ابزارهای اطلاع‌رسانی با دنیا قهر کنیم، افزود: حرف‌های ضد اسلامی ترامپ و امثال وی باعث شده که چهره مسلمانان در جهان مخدوش شود، ولی ما باید با حضور بین‌المللی و تبلیغ اسلام واقعی، چهره اصلی و نورانی اسلام را به همگان معرفی کنیم و با عملکرد صحیح خود، با اسلام هراسی و اسلام ستیزی مبارزه کنیم.

ایشان افزود: رئیس جمهور آمریکا رسماً اعلام کرده که باید پای خود را از منطقه خاورمیانه که منطقه خونریزی است، بیرون بشکد، الان منطقه ما مملو از نیروهای داعش، القاعده و بوکوحرام شده است، در حالی که می‌توانست چنین نباشد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با ابراز امیدواری از اینکه مجلس آینده با عمل به احکام اسلام و قرآن، نمونه خوبی از مجلس باشد که مردم هم راضی باشند، گفت: حقیقتاً دکتر روحانی و تیم مذاکره کننده هسته‌ای شجاعانه در مقابل فشارها و سختی‌ها ایستادند و تحریم‌ها را از بین بردند.

آیت‌‌الله هاشمی رفسنجانی، با اشاره به موفقیت زنان در انتخابات اخیر و حضور آنان در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: روز به روز بر تعداد دانشمندان زن افزوده می‌شود و باید بیشتر به آنها میدان کار و فعالیت دهیم.

ایشان در بخش پایانی سخنان خود با تقبیح ریاکاری و تظاهر، اظهار داشت: من از جوانی در خانه امام(ره) بودم و صحبت‌هایی که در خصوص ریاضت‌هایی زندگی ایشان است، درست نیست، اینطور نبود که دربیرون خانه زیلو پهن کنند و در داخل خانه قالی داشته باشند. ایشان به هیچ عنوان تظاهر نمی‌کردند. متأسفانه خیلی از ریاضت‌کشی‌های الان، ریاکاری است. بنا نیست مردم با ریاضت زندگی کنند.

در ابتدای این مراسم، آقای حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی به بیان گزارشی از نحوه فعالیت ائتلاف اصلاح طلبان و اعتدال گرایان قبل از انتخابات و برنامه‌های بعدی این ائتلاف پرداخت.





بلاگ جدید من

momoko2.blog.ir

بد فهمی تا کجا

این بخشی از صحبت های هاشمی است :

 شعار «‌ما اهل کوفه نیستیم»‌ پشتوانه تاریخی ندارد. یک بار در نماز جمعه توضیح دادم که کوفه یکی از بهترین شهرهای اسلامی بود. تا جایی که حضرت علی (ع) مقر حکومتشان را از مدینه به کوفه آوردند. اکثر مردم کوفه ایرانی بودند. آن موقع مرکز حکومت‌های ایران، نزدیکی‌های بغداد کنونی در مدائن بود که طاق کسری نماد آن است. در لشکر مختار زبان فارسی از عربی جدی‌تر بود. با هر قیامی که امامزاده‌ها می‌کردند، مردم کوفه همراهی می‌کردند که البته اکثرشان شکست می‌خوردند.

* مردم دیگر سرزمین‌های دیگر با حضرت علی(ع) به گونه‌ای رفتار می‌کردند که دلشان خود بود. مگر مردم مکه و مدینه با امام حسن (ع) و امام حسین(ع) خوب رفتار کرده بودند؟ حال اهل بیت پیامبر (ص) پس از رحلتشان در مدینه چگونه بود؟! مردم کوفه در هر قیامی خوب وارد می‌شدند. کوفه از شهرهای مهم اسلام بود و اشتباه است که مردم کوفه را بد بدانیم.


نکته : آدم حسابی این شعار که بحثش بررسی وضعیت کوفه در قبال سایر شهرها نیست، بحثش این است که اتفاقا یک جامعه ی دینی نیستیم که تا وسط راه همراه باشیم و در نقاط حساس عقب نشینی کنیم 

مشکل اصلی در این دولت ، تحریف دین است

چند وقتی پیش هاشمی گفت : نظر اسلام بر ریاضت اقتصادی نیست

این یعنی پیامبر در شعب ابی طالب اشتباه کرد 

بعد گفتند که امام حسن هم صلح کرد در جنگ با معاویه، شما ها چه طور قبول ندارید اسلام را ...

این یعنی آنقدر حرفشان چرت بود که آقا در سخنرانی عمومی جوابشان را دادند

بعد گفتند حضرت علی نیز در سقیفه کنار آمدن

این یعنی آنقدر نمی فهمند که شمشیر بر گلوی حضرت بود

این یعنی اساسا آنقدر شرایط فرق دارد که مقایسه اشتباه است 


بعد هم گفتند که من به امام نامه نوشتم که تکلیفمان با آمریکا را مشخص کنیم 

این یعنی آنقدر حرفشان نامربوط بود که دیگر کسی در جواب خالی بندی نتوانست چیزی بگوید

سیاست داغان ما در برابر عربستان

یادش بخیر می گفتند احمدی نژاد تند حرف می زند و عربستان با ما بد شده است 

اگر دوران دست هاشمی بیفتد با یک زنگ چه ها که نمی کند

خوب شد که هاشمی ها آمدند سر کار 

در منا چند هزار تنمان را کشتند

تجاوز به ما کردند 

نفت را به اوج خفت رساندند


حالا رئیس جمهورمان در خارج کشور التماس می کند که می خواهیم کاهش تنش با عربستان داشته باشیم


در خبرهایشان هم از افق روابط با عربستان می نویسند 


خاک بر سرمان


چند وقت پیش داشتم مصاحبه های افتخاری رو می خوندم که می گفت بعد اون ماجرا، چه هجمه هایی که به خانواده ام شد و ... حالا پشیمانم

خب خاک بر سرتان این که باعث صحت ادعای ماست که می گوییم شماها خشن هستید و بی موالات ... طرف را تا لب دار بردید بعد می خواهید باز بخندد؟

آنقدر جریان پشت پرده قوی است که در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد ، یک خوان